برچسب: داستان کوتاه

اکبر صحرایی

شام چرخشی

نوبت شام چرخشی که به مش رجب می‌رسد، مراد صابون به شکم می‌مالد.

hamze

شوق زندگی

گره بازشده ، همه کنجکاو شدند بداند این دوست قدیمی کیست که آنقدر نزد پدربزرگ عزیز است پس از مدت ها ازخانه زده است بیرون.

sib

سیب گلاب، داستانی از نفیسه رضایی

داستانی می‎خوانید از خانم «نفیسه رضایی» از نویسندگانِ جوانِ شاهد. گفتنی‎ست این داستان به تازگی در دوازدهمین جشنوارۀ ادبی سوختگان وصل برگزیده شد.

۳

پارک دانشجو؛ داستان جنجالی «سید مهدی شجاعی »

داستان پارک دانشجو نوشته «سید مهدی شجاعی » لازم به توضیح است که سید مهدی شجاعی این داستان را در شماره ۱۲ مجله نیستان در سال ۷۵ چاپ نمود که به ذائقه مسئولان دانشگاه آزاد خوش نیامد و کار به دادگاه و سرانجام توقیف نشریه انجامید .

hamze

بیست تا سی سالگی

برای گلنارسختی به پایان رسیده بود،موسی به خانه می آمد چقدرحرف های نگفته برایش داشت. امرالله که برای تعمیرپای مصنوعی خود به شهررفته بود موسی را دیده بود.

اکبر صحرایی

کمین مجنون؛ داستانی از اکبر صحرایی

وقتی دو نفری توی سنگر کمین پنج مجنون، بیست و چهار ساعت نگهبان شدیم با چشم خود دیدم که نماز نمی خواند! توی سنگر کمین، در کمینش بودم تا سر حرف را با او باز کنم.

مشورت

مشورت

دور تا دور میز کنفرانس ، افرادی در سنین و هیأت های مختلف نشسته اند و مقام ریاست در بالای مجلس بر صندلی متفاوت تکیه زده است.

ابراهیم اکبری دیزگاه

مجسمه هیز

داستان کوتاه کوتاه «مجسمه هیز» نوشته ابراهیم اکبری دیزگاه درباره موضوع انقلاب اسلامی است.

علی الله سلیمی

بوی فرشته در هوا

نمی توانستیم این حرف بایرام را باور کنیم. آن هم موقعی که می گفتند مردم علیه شاه و برنامه هایش قیام کرده اند. بایرام با خنده گفت:«پس شما خبر ندارید. امروز قرار است امام خمینی با هواپیما از پاریس به وطن برگردد. همه دارند می روند خانه اسکندر تا آمدن امام خمینی را در تلویزیون تماشا کنند.»