آقای حاتمی‌کیا! از غوغاسالاران نهراسید

هرچند ماهیت فرهنگ و فعالیت فرهنگی در جوامع اسلامی سابقه‌ای دیرینه دارد اما در دوران کنونی این به یک نوستالژی برای مسلمانان تبدیل شده است بگونه ای که جریان فرهنگی امروز حتی در کشورما نیز مدعی است برای پیشرفت هنر! بایستی متوسل به الگوهای غربی یا شرقی شد.

یکی از مهمترین رویدادهای هنری ایران اسلامی، جشنواره سالانه فیلم فجر است که در هر دوره بانقدهای جدی دلسوزان کشور همراه بوده است.

پس از به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی مردم ایران،  پیرجماران (ره) که صد قافله دل همره اوست از انقلاب فرهنگی در کشور سخن به میان آورد تا نشان دهد که نظام نوپای اسلامی نه تنها تغییراتی بنیادی در سیاست بوجود آورده که اولویت بالایی را برای فرهنگ هم سطح انقلاب نیز قائل است.

جشنواره فیلم فجر با سیاست گذاری اینچنینی در سال 1361 شکل گرفت تا بتواند همچون انقلاب اسلامی مردم ایران، الگویی نوین در عرصه هنر برای افکار عمومی دنیا بوجود آورد و صدالبته با بهره گیری از ابزار هنر پیام ملت سترگ ایران اسلامی را برای جهانیان تبیین نماید.

پس از گذشت  سه دهه از زمان تولد جشنواره فجر، شاهد انحرافی در تفکر و راهبرد این جشنواره از سوی مسئولان امر و سازندگان فیلم‌ها هستیم اما کمتر کسی از هنرمندان نام آشنای سینما حاضر شده است این موضوع را اقرار نماید.

حاتمی‌کیا

سخنرانی مهم ابراهیم حاتمی کیا در جمع دانشجویان دانشگاه تهران بغض بسیاری از این مسائل را در جامعه شکست و البته برخی از مجیزگویان و بادمجان دور قابچی های دولت یازدهم را سخت متالم نمود.

“وقتی می‌بینم از طرف مدیریت جشنواره به «چ» اعتنایی نمی‌شود و دوستان الگوهایشان را از آن ور آب از ردکارپت می‌گیرند گوشه‌ای می‌ایستم/ساده‌لوحی دوستان جشنواره را که می‌بینم نمی‌توانم ساکت بنشینم/ نه عزیزان همه چیز نگاه سلیقه‌ای نیست”

هرچند پیش از ابراهیم حاتمی کیا سخنانی با همین مضمون و موضوع از زبان نسل سومی های انقلاب اسلامی در فضای رسانه ای کشور مطرح شد اما هیچگاه هنرمندانی در این سطح بنا بر مصلحت اندیشی هایی حاضر نشدند به دفاع از این موضوع برخیزند.

اما حقیقت این است که برخی از تاثیرگذران سینمای کنونی کشور  پس از گذشت سه دهه آنچنان مستغرق تفکرات آن ور آبی شده اند که حاضر نیستند فرهنگ امت اسلامی ایران را به رسمیت بشناسند و سند این مدعا نقدی است که در یکی از رسانه های وابسته به دولت نسبت به سخنان حاتمی کیا منتشر شده است: ” شما می گویید مدیران جشنواره فجر الگویشان را «از آن ور آب می گیرند و درگیر رد کارپت اند.» شما یک «الگوی این ور آبی» معرفی کنید. سینما یک هنر جهانی است. زبان بین المللی است.

فضاحت این غربزدگی و مجیزگویی زمانی آشکار می شود که اسلاف این تفکرات در ادامه نقد خود خطاب به حاتمی کیا و دفاع از عملکرد وزارت ارشاد به تایید یک هنرمند فرانسوی متمسک می شوند و چنین می نویسد: “هر چند که در نگاه این نویسنده همین وزیر و همین معاون سینمایی یا رییس سازمان سینمایی بهترین گزینه های موجودند و این را سینماگر سرشناس فرانسوی که به خاطر همسر ایرانی اش زیاد به ایران سفر می کند نیز در تازه ترین گفت و گو با یک مجله معتبر هنری نیز با ذکر نام و تمجید صریح از حجت ایوبی گفته است.”

آقای منتقد، امثال ما حاتمی کیا ها به گرفتن ونگرفتن سیمرغ شیشه ای جشنواره  معترض نیستیم اما لابد شما هم می دانید اهدای جایزه به یک اثر، نشئت گرفته از دیدگاه و تفکر متولیان آن جشنواره می باشد  ما به همین دیدگاه معترضیم که یک فرانسوی آنرا تایید می کند نه مردم ایران!

شاید ملت ایران و فرزندان شهید این ملت امروز بیش از هر قشری از هنر و هنرمندان این کشور طلبکار هستند و برای استیفای حق خود سالهاست که با سینما قهر کرده اند و سینماهای کشور خالی از تماشاگر مانده است! چون آنها  از هایدگر و مائوئیست ها و مارکسیست ها  زخم خورده اند و دعوایشان بر سر اسلام است.

آنقدر این هنر و هنرمند خود را با فرهنگ مردمش بیگانه میداند که حتی زمانی که در جشنواره های بین المللی شرکت می کند حاضر نمی شود شانیت فرهنگ ایرانی اسلامی ما مردم کشورش را حفظ کند.

اوج این انحراف فکری در این عرصه زمانی متعین می گردد که اکثریت به اصطلاح هنرمندان ما از اینکه در جهت منافع ملی حرکت نمایند امتناع می ورزند.

این درحالیست که در قرن 21 یکی از ابزارهای قدرتمند که منافع ملی یک کشور نظیر ایالات متحده را تامین می نماید دیپلماسی فرهنگی از طریق هالیوود و بازیگرانش است.

برای مثال خانواده کلونی در سودان برای تجزیه این کشور به سودان جنوبی و شمالی حضور می یابند تا با کمترین هزینه، امریکا بتواند نفت این کشور را براحتی برباید.

حضور آنجلینا جولی در کشورهای مسلمانی نظیر سومالی، پاکستان و سوریه در جهت ترمیم چهره خشن امریکا در این کشورها بسیار حائز اهمیت می باشد بطوریکه وزارت امورخارجه امریکا پس از نظر سنجی کارشناسان خود در این منطقه به سرعت بازیگران هالیوود را به این مناطق با پوششی کاملا اسلامی اعزام کرد.

هنری که در غرب فریاد آزادی و استقلال را بلند می کند بزرگترین افتخارش اینست که درجهت منافع کشورش حرکت می کند و از یک هویت حکومتی برخوردار است اما همانها کاری کردند با فرهنگِ ما، که برخی از بازیگران سینمای ایران “حکومتی بودن را ننگ” می دانند.

بگذریم که چه فیلمهای اهانت آمیزی را در چندسال اخیر از جمله “سیصد” و “آرگو” و… در مورد تاریخ سرزمین چندهزارساله مان ساختند و هنرمند ما بجای تقابل فکری و هنری با آنها و حمایت از ملت عظیم ایران، مقابل دشمنان این مردم سر تعظیم فرود می آورد و اسکار دریافت می کند!

سکانس آخر:

ما به ابراهیم حاتمی کیا و برخی از فیلمهایش نقدهای جدی داریم ( یکی از دلایل این نقدها همین تاخیر وی در بیان حقیقت سینمای ایران و ماهیت جهانی این هنر است ) اما اینکه برخی فکر می کنند “آقا ابراهیم” بخاطر سیمرغ بلورین به همکارانش رشک می ورزد را غلط اندر غلط می دانیم  و غلط تر اینکه برخی سعی دارند جامعه را به دو قطبی حکومتی و اپوزیسون بدل کنند و مدام با لِیبِل حکومتی بودن سعی می کنند به اهداف پشت صحنه خود نائل شوند.

همرزم قدیمی سید شهیدان اهل قلم – آقا مرتضی آوینی – شاید از همین نقدهای سطحی، متملقانه و متهورانه مخالفان بیم داشته است که تا کنون سکوت کرده بود و شاید از غربت!

اما مگر دفاع کردن از فرهنگ مردمی که 300 هزار نفر از بهترین جوانانشان را برای دفاع از حکومتشان و سرزمینشان از دست داده اند اینقدر سنگین است؟ دفاع از فرهنگ اسلامی حکومتی که پیامبرش رحمت للعالمین است باید مایه افتخار باشد یا ننگ؟

آقای حاتمی کیا! از غوغاسالاران مدعی آزادی نهراسید شما همرزم کسی بودید(شهید آوینی) که از همان ابتدا جسورانه اندیشه های لیبرالی وزیر ارشاد وقت را در دانشگاه‌ها و رسانه به نقد کشید و حکومتی بودنش را بزرگترین افتخارش می دانست و همین رمز ماندگاری آقا مرتضی آوینی بود.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

− 1 = 9