از «سینمای دینی» تا «سینمای انقلابی»

نهمین شب از محفل سینما انقلاب، با موضوع سینمای دینی و امکان سینمای دینی میزبان حجت الاسلام پناهیان بود. سخنرانی وی با اندکی تأخیر ساعت 19:15 یکشنبه، 27 بهمن ماه در محل تالار سوره مهر حوزه هنری، با حضور استادان، نخبگان، اندیشمندان و اهالی رسانه آغاز شد.

این که سینمای دینی امکان دارد یا خیر، مسلما پاسخی بدیهی دارد و جواب مثبت است. ما نه تنها سینمای دینی، بلکه سینمای اسلامی داشته باشیم و طبیعتا سینمای انقلابی هم می توانیم داشته باشیم. می خواهم بپرسم سینمایی که انسانی نباشد، به طور مشخص یعنی دینی نباشد گونه می تواند سینمای درستی باشد؟ این سینما می‌تواند حرفی برای گفتن داشته باشد؟ این سینما شخصیت پردازی را با چه غرضی انجام می دهد؟ کدام مخاطب فرهیخته را می‌تواند مجاب بکند؟

من فکر می کنم پیچیدگی‌ها، شخصیت پردازی ها، طراحی کنش ها و واکنش های یک قصه اگر عمق و ژرفای یک درام انقلابی را نداشته باشند، اساسا دست گرمی در حد طرح های اولیه و ابتدایی سینما خواهند بود. قصه ای که درباره ی پیچ و خم های عجیب و غریب انسان ساخته نشده باشد. اصلا داستان از نظر فرم یک داستان ابتدایی است.

مانند این که قواعد طراحی قصه را رعایت کرده باشید اما داستان را در سطحی ترین حالت بیان کرده اید. بابا آب داد، عبارت خبری ساده‌ای است. اما ابتدایی ترین حالت و شکل یک جمله‌خبری است. این که یک فیلمساز یا سینماگر به مفاهیم دینی و والای انسانی احاطه نداشته باشد، مانند این است که سال‌ها در همین ابتدای الفبای یادگیری باقی بماند و پیشرفتی نکند.

سینمایی که به مفاهیم سطحی بپردازد، مانند همان جمله‌ی بابا آب داد، دست گرمی است. شما قصه گفتن و نمودار داستانی ترسیم کردن را یاد گرفته اید، اما اگر محتوا و مضمون در رابطه با مفاهیم عمیق، سفر انسان به سوی خدا، سلوک و سیر او و جدی ترین درگیری های او نباشد جزو قصه های ابتدایی و دبستانی سینماست. سینمایی که در موردسینما وقتی که می‌تواند و ظرفیت دارد به کارهای بزرگ بپردازد، اگر از مفاهیم سطحی و ساده به کار بسته شود، بی فایده خواهد بود. مانند این که از یک اسلحه‌ی جنگی تنها برای یک مانور نمایشی نظامی استفاده شود. استفاده از این سلاح برای یک مانور نظامی، استفاده از سطحی ترین و ساده ترین شکل آن است. سلاح باید برای جنگ واقعی استفاده گردد و معلوم نیست با استفاده از این سلاح برای مانور نمایش، در جنگ واقعی بتوانید موفق شوید. سینما نیز یک سلاح است و کاربرد آن در مفاهیم ساده و سطحی مانند استفاده از همان سلاح جنگی برای کارهای مانور و نمایشی است.

برای همه ی بی دین های عالم قصه ی سیر و سلوک امام قصه ای جذاب است. بدون این که در مورد موضوع دین اطلاعی داشته باشند. قصه را باید با توجه به این که چه دینی را مورد روایت قرار می‌دهد تعریف کرد. زندگی آیت ا.. مجتهدی، راز و نیازهای ایشان با خدا و درونیات وی برای هر مخاطبی جذاب است.

همه‌ی اصول یک قصه ی برتر از حیث تعلیق، از لحاظ این که زبان سینما را برای همه ی گروه های جهان ارتباط برقرار کند. این قصه ها جان پیدا می کنند روی پرده ی سینما قرار می گیرند و در بازی یک بازیگر جان می گیرند.

ادعایی ندارم که آشنایی با فیلم و فیلم سازی دارم، حتی ادعای منتقد بودن ندارم اما مطالعاتی در این زمینه داشته ام، کتاب هایی را ورق زده ام. برای فهم جذاب بودن یک فیلم سینمایی حتما الزامی نیست که اصول سینما را دانست، مخاطبی که مفاهیم والای انسانی را بفهمد می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. فیلمی که به این مفاهیم می‌پردازد می‌تواند با روح و جان مخاطب ارتباط برقرار کند.

چرا می گویند لطافت و زیبایی در کلام حافظ جاری است؛ چرا می گویند در اشعار فردوسی حماسه جاری است؟ چرا این مطالب جذاب است؟ زیرا با روح و جان در ارتباط اند و عیق شده اند.

واقعا بزنگاه های اصلی قصه های جذاب، در مقام قصه، فیلم ها و حتی ادبیات، اگر با مفاهیم دینی عجین می شدند جذاب تر می شوند.

وقتی سینما انسانی باشد می تواند دینی باشد، انقلابی هم باشد.اگر سینما عمیق تر شود جذاب تر می شود. بعد دیگر مردم فیلم های دیگر را حوصله نمی‌کنند نگاه کنند. به سراغ فیلم‌های سطحی و ضعیف نمی‌روند و سینمای دینی مخاطبش را پیدا می‌کند، اگر به مفاهیم با دیدی عمیق پرداخته شود. وقتی مردم سرگرم تر می شوند پول بیشتری می دهند. و بازگشت سرمایه به سینمای دینی هم اتفاق می‌افتد.
چرا با این بهانه که می‌خواهیم فیلممان جذاب تر باشد، مفاهیم دینی را حذف و از این حقیقت فرار می کنند. با حذف مفاهیم دین به دنبال جذاب تر شدن سینما برای مخاطبان سینما هستند. در صورتی که این نگاه غلط است.

وقتی یک سینما گر حرف عمیقی برای زدن نداشته باشد، و می گوید سینما صنعت است، یک نوع تجارت است، این قدر از سینما انتظار دانشگاه نداشته باشید یا مثلا مخاطب من خاص است، هیچکدام این ها مانع ساخت فیلم عمیق نیست. سینما باید قصه تعریف کند باید لحظاتی نفس های مخاطب اش را در سینه حبس و *** کند و هرجا که تصمیم گرفت، کاری کند که مخاطبش نفسی عمیق بکشد.

سینما می تواند به اندازه پیچیدگی روح انسان و پیچیدگی رسیدن به خدا که، هیچ وقت این مسیر جذابیت خود را از دست نمی دهد، جذاب باشد. زندگی امیرالمؤمنین بی اندازه جذاب، عمیق و پییده بود، ما می توانیم به تماشای درگیری های روی او و راز و نیاز با خداوند بنشینیم. بعضی فکر می کنند زندگی دین زندگی بی روحی است. در صورتی که دین زندگی بی روح آدم ها را به زندگی جذاب و با طراواتی مبدل می کند.شنیده ام که می گویند زندگی بعضی آدم ها بی حادثه است، بعضی زندگی ها قصه ندارند. بله، زندگی آدم های بی خدا، بی حادثه است، اما کسی که در زندگی اش مفاهیم عمیق دینی جاری است، زندگی اش جذابیت و طراوت خاصی دارد.

سینماگر هچون پزشک متخصصی که قلب انسان را معاینه می‌کند زندگی و روح انسان را مورد معاینه قرار می‌دهد. یک فیلم‌ساز مانند یک پزشک که با ابزارش به مطالعه و کنکاش در جان آدمی می‌پردازد، می‌تواند به کنکاش و مطالعه در روح آدمی بپردازد.

سینما اگر بخواهد جذاب تر شود، می‌بایست عمیق تر شود. این عمیق تر شدن جز با پرداخت به مفاهیم عمیق انسانی میسر نمی‌شود. عده‌ای فقط مرید و اسیر هنر سینما هستند حتی به درآمدزایی و صنعت آن نیز بی توجه‌اند. هنری بودن خوب است امام تنها جنبه‌ی هنری صرف نیست که سینما را می‌سازد و آن را جذاب می‌کند. سینما و هنر باید بتواند به ژرفای روح و جان انسان‌ها رسوخ کند.

پروردگار عالم راه حلی دارد برای این که بتوانید به این پیچیدگی و ژرفا راه یابید. راهی که می‌اند پیچیدگی‌ها، اعماق و تودرتوی انسان را نشان دهد، به این ژرفا و تودرتو راه پیدا کند. این راه حل تلاوت قرآن است. پیامبر خدا (ص) با آن عظمتش از تلاوت قرآن بی نیاز نبود. اولیاا… تلاوت قرآن را اولین و مهم ترین اعمال خود می‌دانستند. از محافظ شخصی امام به من گفتند، ایشان روزی دوازده با برنامه تلاوت قرآن داشتند.

ما انسان را نمی‌شناسیم، انسان خلقتش پیچیده و عمیق است. تنها راه این شناخت تلاوت قرآن است. اولیای خدا نقش پیوند روح و جسم دارند، تلاوت جزو تعالیم و برنامه آن‌هاست.

هر نرم افزاری بعد از مدتی نیاز به به روز رسانی دارد. با یک کلیک به روز می‌شود. نرم‌افزار وجود انسان، با تلاوت قرآن هر روز و هر مرتبه به روز رسانی می‌شود. چه بسیار از مذهبی ها را می‌شناسم که روح و اندیشه‌ای پوسیده دارند. زیرا از تلاوت قرآن به دور هستند. در حالی که از تلاوت قرآن دور هستند، برای فرج حضرت هم دعا می‌کنند! چیزی با زندگی و اعمال آن‌ها در تعارض است!

قصه و قصه گویی، یک راه است. راهی به مسیری پر پیچ و خم می‌رود. کسی که الفبای راه رفتن را بلد نیست، زندگی اش به روز نشده و با این پیچ و خم ها آشنا نیست، چگونه می‌خواهد به این مسیر پر پیچ و خم برود؟

سینما می‌تواند اسلامی و انقلابی باشد، اگر عمیق باشد. سینمای پیچیده و عمیق تنها توسط یک سازنده‌ی عمیق که راه تولد همه‌ی قصه‌ها را شناخته باشد، که آن راه جز «ارتباط انسان و خدا» نیست، اتفاق می‌افتد. کسی می‌تواند راه پر پیچ و خمی را تعریف کند که این را پر پیچ و خم را طی کرده باشد.

امیدوارم همه‌ی ما قصه پرداز شویم، اگرچه قصه‌ای نگفته باشیم. همه‌ی ما فیلمنامه نویس شویم، اگرچه فیلمنامه ای ننوشته باشیم باشیم. امیدوارم همه ما سینماگر باشیم اگرچه فیلمی نساخته باشیم! ما می‌توانیم شخصیت پرداز و قصه پرداز باشیم بدون ان که این راه را طی نموده باشیم. انشا.. خداوند مارا عارف به قصه‌ها عرفای بزرگ و اولیاء الله بگرداند و داستان زندگی ما را از جذاب ترین و زیباترین قصه ها قرار دهد، طوری که فرشتگان الهی یکدیگر را برای دنبال کردن آن دعوت کنند.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

71 − = 65