افتخار می کنم که توانستم شیطان بزرگ را درهم شکنم

به گزارش صبح هنر، نوای دلنشین سرودهای انقلابی استاد هنوز هم در گوش همگان در حال نوازش است، او در سالهای سخت انقلاب به عنوان یک هنرمند متعهد با سرودهای چون “آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو” ، “تندیس آزادی مرگ برتو” و “تیر نمرود”  پا به پای مردم و این نظام آمده است، گفتگویی جذاب با  هنرمند برجسته ی کشورمان دکتر اسفندیار قره باغی، صدای انقلاب، داشته ایم که مشروح آن به شرح ذیل است:

*  لطفا خودتان را معرفی کنید و کمی درباره ی فعالیتهایی که در زمینه ی موسیقی تاکنون داشته اید برای ما بگویید

من فارغ التحصیل موسیقی، خواننده، اپرا و معلم موسیقی هستم که که تا بحال هزاران شاگرد در زمینه موسیقی تحت تعلیم من بوده اند. به عنوان خواننده سرود های ملی و مهینی و رزمی افتخارم این است که نزدیک هزار سرود دوران دفاع مقدس را آهنگسازی و رهبری کر نموده و همچنین خوانده ام و پرچم آنرا در دوران جنگ را در حال احتزاز نگه داشته ام.

در کارم به دو جمله از امام و رهبری تکیه کرده ام / افتخارم درهم شکستن دشمن با موسیقی است

من به عنوان کسی که به صدای انقلاب شناخته شده است همیشه در کارم به دو جمله از امام و رهبری تکیه کرده و آن را محور کار خود قرار داده ام که اولین جمله از امام راحل است که فتوا دادند اگر موسیقی چنانچه در راه اعتلای کشور به کار گرفته شود هیچ گونه ممنوعیتی ندارد؛ مقام معظم رهبری نیز صراحتا فرمودند: موسیقی را نجات دهید که همین امر رهبری در من احساس وضیفه و تکلیف ایجاد کرد که چه از نظر شرعی و چه از نظر اجتماعی باید در راه تلاش خود را به کار بگیرم و خط فکری آن انسان فرزانه را تعقیب کنم بنابراین سرودهایی از قبیل “آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو ” را ساختم که موجب خواری و زلالت آمریکا شده و به سیاست کشور ما کمک بزرگی کرد و من افتخار می کنم که توانستم دشمن دین و میهنم را که شیطان بزرگ به تمام معناست درهم شکنم.

موسیقی تبریز در دست نا اهلان

اهل موسیقی و کسانی که علم و شناخت به این هنر دارند معنویت موجود در آن را درک می کنند اما نااهلان این هنر موسیقی تبریز را تحت قیمومیت چند نهاد از قبیل حوزه هنری، اداره ارشاد و صدا و سیما می دانند که در این مورد باید بگویم تا بحال هیچ حمایتی از طرف حوزه هنر شامل حال موسیقی نشده است، سازمان صدا و سیما با موسیقی قهر است در حالی که در آمار خود خبر از وجود هفتاد ارکست سنفونیک می دهند در حالی که نتوانستند یکی از آنها را به ما نشان دهند و نمی دانیم که بودجه تعلق گرفته به این امر کجا مصرف می شود.

اداره ی کل  فرهنگ و ارشاد یا کشتارگاه فرهنگ و هنر؟!

سومین نهاد که طلایه دار حمایت از هنر است اداره کل فرهنگ و ارشاد می باشد که من آن را کشتارگاه فرهنگ و هنر می نامم چون در 8سال اخیر مدیران غیر متخصص با کوتاهی ها و ناآگاهی های خود هنر را به مسلخ کشانده اند به طوری که اکنون در تبریز موسیقی ما معنا و مفهومی ندارد.

به خاطر بی کفایتی چنین نهاد هایی است که من مجبورم در خانه خود و پول خود سرود “تندیس آزادی مرگ برتو” یا “سمفونی خلیج فارس ” را بسازم ولی آیا تا بحال رادیو و یا تلوزیون “سرود تندیس آزادی” را پخش کرده است؟! و آیا سرودی را که در ماجرای خلیج فارس و به شهادت رسیدن 290 نفر از هموطنان ما توسط آمریکا ساخته ام، به غیر از آن روز پخش شده است؟!

هیچ حمایتی از سرودهای انقلابی نمی شود

من انتظار دارم که دولت جدید به ریاست آقای روحانی  معنای فرهنگ و هنر را تحلیل نموده و برای آن چاره ای بیاندیشند. آنچه من از آن به عنوان موسیقی دم می زنم بر اساس فرهنگ و هنر اروپایی و آمریکایی نیست بلکه ما به همان فرهنگ و هنر ملی که امام راحل و رهبری فرمودند فکر می کنیم.

اگر خوب دقت کنید هم اکنون در کشور ما نیز افرادی امثال همان خواننده های غربی، به سبک و سیاق آنها با ظاهری بسیار ناپسند و متن های رکیک و ناهنجار به راحتی مجوز از اداره ارشاد و فرهنگ و هنر گرفته و با در اختیار داشتن بهترین امکانات و حمایت ها کار می کنند در حالی که با این کار تیشه به ریشه موسیقی ملی و بومی ما می زنند و با هیچ اعتراضی هم روبرو نمی شوند، اما برای منی که سرودهای ملی و میهنی و انقلابی و مومنانه می سازم هیچ امکانات و حمایتی تعلق نمی گیرد. برای همین بیشتر می پسندم به جای اداره “اداره فرهنگ و هنر” ، “کشتارگاه فرهنگ و هنر” را به کار ببرم.

*  موسیقی پاپ که امروزه در کشور و استان در مقابل موسیقی سنتی و ملی ما قد علم کرده است، چه نقشی در رشد یا تضعیف موسیقی سنتی ما دارد؟

موسیقی بر اساس فرهنگ ملی نه موسیقی حرام زاده

این آثاری که به زعم خودشان نو می باشد موسیقی حلال زاده نیست و هیچ کدام از آن ها اصالت ندارند بلکه آن را از کشورهای غربی مثل یونان، آمریکا و  . . . تقلید و اقتباس کرده و به وسیله نرم افزارهای کامپیوتری  و در استودیو خانگی آن را مونتاژ می کنند و به اصالت موسیقی و اصالت خوانندگی ضربه می زنند لذا کیفیت و معانی کلمات نیز از بین می رود که این ضعف در مقایسه اشعار خوانندگان قدیمی با فعلی به راحتی قابل تشخیص است.

شاگردانم حق گوش دادن ندارند

من این موسیقی ها را حرام می دانم و به عنوان یک موسیقی دان، خواننده، آهنگ ساز، بیشتر از یک عالم دینی این نوع موسیقی را حرام دانسته و به شاگردان خود نیز اجازه استماع چنین آثاری را نمی دهم و جای تاسف دارد که ارشاد و تلویزیون با پخش این آثار موافقت می کنند. من باید یک روز از دوستان  خود خواهش کنم که به این نوار فروشی ها رفته و دم و دستگاه آنها و اداره ارشاد را درهم شکسته و به ننگ و رسوایی موسیقی خاتمه دهند.

*  به نظر شما راهکار مشکل در فضای موجود چیست؟

اجرای هر برنامه ای در هر زمینه ای مستلزم آموزش و امکانات است؛ در شهر و استان ما هنرستان و دانشکده موسیقی که به تربیت افراد بپردازد وجود ندارد، وقتی هیچ امکاناتی وجود ندارد چگونه می توان انتظار داشت مشکلات چاره شود، برای صعود باید از پله ها بالا رفت در حالی که ما این پله ها را نداریم، هیچ زیربنایی وجود ندارد که برنامه ریزی کرده و سرمایه گذاری کنیم و با تربیت شاگردان خبره از به مسلخ رفتن موسیقی سنتی و ملی جلوگیری کنیم.

در وهله اول برای استان ما هنرستان موسیقی لازم است که آنچه هم که هست در دست ارشاد است که اصلا مثمر ثمر نبوده است و با وجود صرف بودجه زیاد حتی یک نفر خروجی نداشته است. ما نیز باید مثل استان های دیگر دانشکده موسیقی داشته باشیم، ما هم به اندازه استان های دیگر ایرانی هستیم و آذربایجان با مناطق دیگر ایران فرقی ندارد و وقتی استان های دیگر دانشکده موسیقی دارند ما هم باید به عنوان شهر اولین ها و دیار بزرگ مردان از این امکان برخوردار باشیم.

هنرمندان نیز نمی توانند به داد موسیقی برسند چرا که آنها هم مثل سایر مردم باید خانه ای برای زندگی، غذایی برای خوردن، لباسی برای پوشیدن داشته باشند، آنها هم خانواده دارند و باید هزینه اش را تامین کنند در حالی که کسی دستمزدی به کار او نمی دهد و نیازش را تامین نمی کند! پس چطور می توان انتظار داشت که هنرمند وقتش را صرف کار برای موسیقی کرده و به صورت مجانی و با سرمایه خود کار کند.

خطاب به مسولین اداره ی ارشاد: شما معنی موسیقی را نمی فهمید

تا بحال در هیچ دولتی و در هیچ موقعیتی به هیچ هنرمندی نگفته اند که شما در خانه ات موسیقی بساز ما هر ماه به تو حقوق می پردازیم، بلکه ما در خانه خود و با پول خود آهنگ می سازیم و به ارشاد و تلویزیون تحویل می دهیم مزد آن را به ما نمی دهند، وقتی هم اعتراض می کینم می گویند ما که از شما درخواست آهنگ نکرده بودیم، خودتان خواستید بسازید! با این اوصاف یک هنرمند برای موسیقی چه کمکی می تواند  بکند و چه تحولی را می تواند ایجاد کند؟! مگر پرچم دار جمهوری اسلامی فقط من هستم، من فقط عضوی از این مملکت هستم و وقتی فعالیتی انجام می دهم باید به کار من ارزش قائل باشند و دستمزدم را بپردازند. این را خطاب به مسئولین اداره ارشاد می گویم که شما معنی و مفهوم موسیقی را نمی دانید ولی روزی بلایی بر سر این هنر خواهد افتاد که دنبال من و امثال من خواهید گشت اما ما را جز در قبرستان نخواهید یافت.

*  وظیفه نهادها و نخبگان موسیقی چیست؟

ما از نهاد های موجود کاملا قطع امید کرده ایم، زیرا تصور آن ها این است که هرکس به خاطر موسیقی قدمی بردارد هزار قدم به طرف جهنم نزدیک شده است و هرکس خادم موسیقی باشد از خدا دور شده است هرچند که همیشه نتیجه معکوس گرفته اند. وقتی این نهاد ها متولی موسیقی نمی شوند دشمن با زرنگی و نفوذ خود موسیقی خود را جایگزین آن می کند.

موسیقی به سبک و نفع خائنان نظام جمهوری اسلامی ایران

خائن ترین دشمنان ما کسانی هستند که در کشور ما زندگی می کنند اما خود را منتصب به جمهوری آذربایجان دانسته و آنجا را قبله گاه خود قرار می دهند و کمونیست و حیدر علی اف مثل خدای اینان است، اینها خائن ترین دشمنان ما هستند اما از این نظر که در استان ما قدرت های اطلاعاتی به خوبی با این افراد برخورد کرده و آنان را سرجای خود نشاندند بی نهایت خوشحالم. اینان در خانه های خود این دشمنی و خیانت را در کودکان خود القاء می کنند و در شعرها و آهنگ های ما دست می برند و فولکولور کشور ما را به آن سمت سوق می دهند، این بزرگترین خیانت است ولی مسئولین ما غافل هستند و ما باید این آسیب های بزرگ را متحمل شویم که با گذشت زمان نیز این آسیب ها بیشتر می شود.

20 سال است که من این حرف ها را گفته، نوشته و فریاد زده ام، گاهی به قهر متوسل شده ام و از هر طریقی که می توانستم حقیقت را گفته ام ولی کسی اهمیت نمی دهد.

*  الان مشغول چه کاری هستید؟

من امکانات لازم از قبیل سالن و بودجه و  . . . ندارم و دستمزدی به عنوان منبع درآمد از جایی به من تعلق نگرفته است که بتوانم کاری انجام دهم.

*  آیا در سطح استان هنرمندان موسیقی فعالیت دارند و تربیت شاگرد صورت می گیرد؟

بله، البته نه با انگیزه تربیت شاگرد بلکه با هدف نان درآوردن و کسب درآمد به افراد آموزش می دهند و نتیجه ای هم که حاصل می شود صفر است چرا که شاگردانشان چیزی یاد نمی گیرند اما من دوست دارم شاگردانم به خوبی فنون این هنر را یاد بگیرند و برایم پول هدف نیست، همیشه به شاگردانم گفته ام اگر پول دارید بدهید اگر ندارید هم مشکلی ندارد شما می توانید بلامانع در کلاس ها شرکت کنید.

*  آیا شاگردانی دارید که الان از آموزش فارغ شده و در جامعه در زمینه موسیقی فعال باشند؟

بلی شاگردانی دارم که واقعا بی نظیر هستند منتها اگر از زندگی آنها خبر بگیرید خواهید دید که در جامعه دری به روی آنان باز نیست البته نمی توان انتظار داشت که وضعشان از این بهتر باشد چرا که برای من که معلمشان هستم درها بسته اند چه برسد به آنها. خیلی از شاگردانم برای کار به جاهای مختلف رجوع کرده اند تا شنیده اند که من استادشان هستم در ظاهر تمجید و تعارف کرده اند اما آنها را در کاری نپذیرفته اند چون می دانند که من با دزدی و دروغ و تظاهر مخالفم لذا نخواستند که من بینشان نفوذی داشته باشم.

از زندگی علی وار تا تصاحب برجهای بلند بالا

کسانی هستند که ادعا می کنند ما علی وار زندگی می کنیم در حالی که همین فرد وقتی به این سمت منصوب شد هیچ نداشت اما الان سه عدد برج در تبریز ساخته است، لابد این برج ها حاصل همان زندگی علی وار است! این ثروت از کجا آمده است؟ اگر از آسمان آمده چرا برای ما نیامده است. در برابر این همه تظاهر و تملق وظیفه ما این است که جوانان را بیدار کنیم که هشیار باشند، مواظب باشند.

* اگر جوانی با دید علمی و به قصد اعتلای کشور وارد عرصه موسیقی شود،چه باید بکند؟

در جامعه امروز در هیچ جوانی این قدرت وجود ندارد که شخصا وارد جرگه ای شود که بتواند به این مملکت کمکی بکند، جهت کار در عرصه موسیقی و خدمت به موسیقی سازمان و تشکیلاتی لازم است که در راس آن مدرتی لایق و کاردان قرار داشته باشد و تا زمانی که چنین سازمانی وجود نداشته باشد و در چهارچوب اصولی عمل نشود نه تنها در ایران بلکه در هیچ کجای این جهان پیشرفت حاصل نخواهد شد و اگر تا به امروز جامعه ای در موسیقی خود شکوفا شده و پیشرفت داشته است به خاطر وجود امکانات و بستر لازم بوده است.

تخصص، مدیریت و حمایت؛ چاره ی درد موسیقی

افراد زیادی با دست خالی و به امید معجزه پا میدان گذاشتند اما اما معجزه ای رخ نداد و بدون امکانات نتوانستند کار به جایی برسانند. دنیا دنیای علم و فناوری، تجربه و مدریت است، برای مثال مقام معظم رهبری با دانش و تجربه و مدیریت شایسته خود همواره در امور موفق بوده اند که اگر همین امور را به دست فردی ناآگاه می سپردند قطعا شکست می خورد، این یک قاعده کلی است و موسیقی هم از این قاعده مستثنی نیست، باید بدانیم که برای اجرای هر طرحی تخصص و مدریت و امکانات لازم است تا دست به دست هم داده و درد موسیقی را چاره کنیم وگرنه من این را خیلی وقت پیش از این گفته ام که هنگام عبور از خیابان موسیقی را دیدم که مرده بود و افرادی آن را بر روی تابوت می بردند و من هم فاتحه ای برایش فرستادم.

منبع:  پایگاه اطلاع رسانی آناج

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

43 − 36 =