اقبال مسلمانی آرمانخواه و مُصلح اجتماعی بود

به گزارش پایگاه خبری هنر انقلاب «صبح هنر»، محمد اقبال لاهوری یا علامه اقبال، شاعر، فیلسوف، سیاست‌مدار و متفكر مسلمان پاكستانی بود، كه اشعار زیادی به زبان های فارسی و اردو سروده ‌است. از كل ۱۲ هزار بیت شعری كه توسط اقبال سروده شده‌، ۷ هزار بیت آن فارسی است. شریعتی در جایی وی را ایرانی‌ترین خارجی و شیعه‌ترین سنی خطاب كرده‌است. به بهانه همایش بزرگداشت علامه اقبال لاهوری خبرنگار حوزه هنری به سراغ رضا اسماعیلی شاعر تاثیرگذار در عرصه ادبیات انقلاب، دفاع مقدس و آیینی، و شعر مقاومت و پایداری رفته  و گفت و گویی مفصل با وی داشته و  درباره شخصیت اقبال لاهوری، اشعار وی، تاثیرات این شاعر وارسته بر ادبیات ایران و علاقه وی به اسلام و اهل بیت (ع) سوال كرده است:

آقای اسماعیلی چه تعریفی از شخصیت اقبال لاهوری و جایگاه هنری ایشان در ادبیات ایران و جهان دارید؟ 

هر چند علامه اقبال لاهوری در ایران به اعتبار اشعار فاخر و حكمت آمیزی كه به زبان فارسی سروده، بیشتر به عنوان ادیب و شاعر شناخته شده است، ولی او علاوه بر این كه شاعر و ادیبی بزرگ است و بیش از 7 هزار بیت شعر به زبان فارسی دارد، فیلسوف، عارف و اندیشمندی روشن اندیش و مسلمان است كه در عرصه بیدارگری و مبارزات ضد استعماری در جهان اسلام از جایگاهی رفیع برخوردار است. در عین حال وی یكی از مصلحان بزرگ اجتماعی است كه باید نام وی را هم ردیف نام مصلحان بزرگی چون سید قطب، سید جمال، خیابانی، استاد مطهری، شریعتی و … قرار داد.
اقبال شاعری را مسند انسان سازی و اصلاح گری می داند و معتقد است كه شاعر رسالتی الهی و پیامبرگونه دارد. چنان كه خود گفته است:
شعر را مقصود اگر آدم گری ست
شاعری هم وارث پیغمبری ست
سروده های اقبال سرشار از حكمت و گزاره های ضد استعماری و بیدارگرانه است. به قول دكتر شریعتی اقبال، مرد دین و دنیا، ایمان و دانش، عقل و احساس، فلسفه و ادب، عرفان و سیاست، خدا و مردم، پرستش و جهاد، عقیده و فرهنگ، مرد دیروز و امروز، پارسای شب و شیر روز است.
علامه اقبال انسانی تك ساحتی نبود. او شخصیتی چند بعدی و جامع الاطراف داشت و همین ویژگی باعث شده است كه شخصیت ادبی و علمی او صبغه ای جهانی پیدا كند و مورد احترام همه مردم جهان باشد.

به نظرتان دلیل علاقه اقبال به زبان فارسی و سرودن شعر به این زبان چه بوده است ؟

اقبال به خاطر این كه در خانواده ای متدین و مسلمان به دنیا آمد، از زمان كودكی با قرآن و همچنین زبان و ادبیات فارسی كه سرشار از آموزه های قرآنی و وحیانی است، آشنا شد. وی علاقه زیادی به سرزمین، فرهنگ و ادب ایران داشت و از آنجا كه به صورت خدادادی صاحب طبع لطیفی بود، در اثر آشنایی با آثار شاعران بزرگ ایرانی همچون مولانا، به سرودن شعر به زبان فارسی علاقه مند شد. اقبال از میان شاعران ایرانی به مولانا ارادت و علاقه فراوانی داشت و به احتمال قوی همین عشق و ارادت باعث گرایش او به عرفان اسلامی و شعر و ادبیات فارسی شد تا آنجا كه وی عنوان رساله دكترای خود را به نام «سیر فلسفه و حكمت در ایران» انتخاب كرد. علامه اقبال در شعری مراتب عشق و ارادت خود به مولانا را چنین بیان كرده است:
به كام خود دگر آن كهنه می‌ریز
كه با جامش نیرزد مُلك پرویز
ز اشعار «جلال‌الدّین رومی»
به دیوار حریم دل بیاویز
سراپا درد و سوز آشنائی
وصال او زبان‌دان جدائی
جمال عشق گیرد از نی او
نصیبی از جلال كبریائی
به‌ روی من در دل بازكردند
ز خاك من جهانی سازكردند
ز فیض او گرفتم اعتباری
كه با من ماه و انجم سازكردند
خودی تا گشت مهجور خدائی
به فقر آموخت آداب گدائی
ز چشم مست رومی وام‌ كردم
سروری از مقام كبریائی

اندیشه های اقبال لاهوری در زمینه های مذهبی، سیاسی و فلسفی را چگونه ارزیابی و تعریف می كنید؟

اقبال پیش و بیش از هر چیز یك انسان مسئول، یك مسلمان آرمانخواه و یك مُصلح اجتماعـی بود. او به معنای واقعی كلمه یك تئوریسین اسلامی بود كه پرچم «نهضت بیداری اسلامی» را به دوش می كشید  و سرود رهایی بخش «بازگشت به خویشتن» را در گوش مسلمانان جهان فریاد می كرد. چرا كه به اعتقاد وی یكی از دلایل عقب ماندگی مسلمانان در طول تاریخ، روگردانی آنان از اسلام و پیروی آنان از غرب و سبك زندگی غربی بود.
تشویق اقبال به بازگشت به اسلام و سعی در احیای «خودباوری اسلامی» در بین مسلمانان در سطر سطر اشعار و آثار این شاعر و متفكر بزرگ دیده می شود.
اقبال مومنانه ندا در می دهد كه باید به خویش بازگردیم و در جهان امروز مقام و موقعیت خویش را دریابیم. او مسلمانان را  طلایه‌داران علم و فرهنگ و تمدن جهان می داند و به دنبال احیای همان شكوه و عزت و عظمتی است كه روزگاری مسلمانان از آن برخوردار بوده اند.
اقبال در كتاب «تجدید بنای اندیشه دینی در اسلام» كه یكی از مهم ترین آثار اوست، راهكار احیای عزت و عظمت اسلامی را «نوسازی فكر دینی» و «بیداری جهان اسلام» می داند و می‌گوید: «ترس ما تنها از این است كه ظاهر خیره كننده فرهنگ اروپایی از حركت ما جلوگیری كند و از رسیدن به ماهیت واقعی آن فرهنگ عاحز بمانیم. در مدت قرن‌های ركود و خواب عقلی ما، اروپا با كمال جدیت درباره مسائلی می‌اندیشیده است كه فیلسوفان و دانشمندان اسلامی سخت به آن ها دل بسته بودند. از قرون وسطی كه مكتب‌های كلامی به حد كمال رسید، پیشرفت‌های نامحدودی در زمینه فكر و تجربه بشری حاصل شده است. گسترش قدرت آدمی بر طبیعت به وی ایمان تازه و احساس لذتبخش چیرگی بر نیروهایی كه محیط او را می‌سازد بخشیده است. دیدگاه‌های تازه و طرح‌ریزی شده، در مسائل كهن، در پرتو آزمایش‌های تازه صورت بیانی دیگر پیدا كرده، و مسائل تازه‌ای جلوه‌گر شده است. چنان به نظر می‌رسد كه گویی عقل آدمی بزرگ تر شده و از حدود مقوله‌های اساسی خود، یعنی زمان و مكان و علیت، تجاوز كرده است. با پیشرفت فكر علمی، حتی تصور ما نسبت به قابلیت تعقل، دستخوش تغییر شده است. نظریه انیشتین بینش جدیدی از طبیعت با خود آورده، و راه‌های تازه‌ای برای نگریستن به دین و فلسفه پیشنهاد می‌كند. پس مایه تعجب نیست كه نسل جوان‌تر اسلام در آسیا و آفریقا، خواستار توجیه جدیدی در ایمان خود باشد. بنابراین، با بیداری جهان اسلام لازم است كه این امر با روح بی‌طرفی مورد مطالعه قرار گیرد كه اروپا چه آموخته است و نتایجی كه به آن رسیده، در تجدیدنظر و اگر لازم باشد، در نوسازی فكر دینی و خداشناسی در اسلام، چه مددی می‌تواند به ما برساند.»

در مورد نظریه ها و اشعار ضد غربی اقبال چه نظری دارید؟

همان طور كه اشاره كردم، اقبال به عنوان یك مصلح بزگ اجتماعی درد جهان اسلام را تقلید كوركورانه از غرب و سبك زندگی غربی می دانست و نسخه شفابخشی كه برای این درد تجویز می كرد «بازگشت به خویش» بود. در تمام اشعار و آثار اقبال شما این ایده و نظریه را مشاهده می كنید، به خصوص در اشعار او. از همین رو مضمون اكثر اشعار او، دعوت به وحدت اسلامی، احیا و نوسازی فكر دینی، مبارزه با استعمار، پرهیز از تقلید كوركورانه از غرب و بازگشت به خویشتن است.
اقبال، یكی از عمده ترین علل انحطاط و ذلت مسلمین را در «از خود بیگانگی» و «احساس حقارت» در برابر غرب می‌داند و می گوید:
وای ما، ای وای این دیر كهن
تیغ «لا» در كف نه تو داری نه من
دل ز غیرالله بپرداز ای جوان
این جهان كهنه در باز ای جوان
تأكید اقبال بر عنصر «از خود بیگانگی» در اشعار زیر نیز به روشنی پیداست:
آه از قومی كه چشم از خویش بست
دل به غیرالله داد، از خود گسست
تا خودی در سینة ملت بمرد
كوه كاهی كرد و باد او را ببرد
***
زندگانی بر مراد دیگران
جاودان مرگ است نی خواب گران
اقبال، معتقد است موجب اصلی شكست مسلمانان در طول تاریخ خود روگردانی آنان از اسلام و پیروی ایشان از شیطان بوده است:
مسلم از سِر نبی بیگانه شد
باز این بیت‌الحرم بتخانه شد
از منات و لات و عزی و هبل
هر یكی دارد بتنی اندر بغل
و باز در شعری دیگر تاكید می كند :
مسلمانی كه در بند فرنگ است
دلش در دست او آسان نیاید
ز سیمایی كه سودم بر در غیر
سجود بوذر و سلمان نیاید

جایگاه مذهب و ائمه اطهار در شعر اقبال را چطور ارزیابی می كنید؟

اقبال در خانواده ای مسلمان به دنیا آمد و از همان كودكی با نوای دلنشین قرآن و اشعار شاعران قرآن اندیشی چون عطار و مولانا و حافظ آشنا شد. تربیت قرآنی و آشنایی با مولانا و آثار شاعران عارف ایرانی، بذر محبت و معرفت اهل بیت (ع) را در جان روشن او كاشت. شما با مطالعه اشعار اقبال به راحتی می توانید به این نكته پی ببرید. اقبال در مدح و منقبت خاندان رسالت سروده های فاخر و مانایی دارد. به خصوص در مدح پیامبر اكرم (ص)، امام حسین (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س).
علامه اقبال لاهوری در مدح حضرت اباعبدالله ( ع ) شعر بسیار زیبایی دارد كه با این مطلع آغاز می شود:
هر كه پیمان با هوالموجود بست
گردنش از بند هر معبود رست

و سپس ادامه می دهد :
بر زمین كربلا بارید و رفت
لاله در ویرانه ها كارید و رفت
تا قیامت قطع استبداد كرد
موج خون او چمن ایجاد كرد
تیغ لا چون از میان بیرون كشید
از رگ ارباب باطل خون كشید
نقش الا الله بر صحرا نوشت
سطر عنوان نجات ما نوشت
رمز قرآن از حسین آموختیم
ز آتش او شعله ها اندوختیم
ای صبا ای پیك دور افتادگان
اشك ما بر خاك پاك او رسان

همچنین شعر بسیار معروفی برای حضرت زهرا (س) دارد كه با این ابیات آغاز می‌شود :
مریم از یك نسبت عیسی عزیز
از سه نسبت حضرت زهرا عزیز
نور چشم رحمة للعالمین
آن امام اولین و آخرین
آنكه جان در پیكر گیتی دمید
روزگار تازه آئین آفرید
بانوی آن تاجدار «هل اتی»
مرتضی مشكل گشا شیر خدا
پادشاه و كلبه ئی ایوان او
یك حسام و یك زره سامان او
مادر آن مركز پرگار عشق
مادر آن كاروان سالار عشق

به عنوان یك شاعر اندیشه اقبال چه تاثیری بر اندیشمندان و ادیبان و شعرای ایرانی گذاشته است؟

تاثیر خیلی زیادی داشته است. به نظر من شخصیت علامه اقبال الهام بخش بسیاری از شاعران قبل و انقلاب بوده است. البته شاعرانی كه در عرصه شعر و شاعری برای خود تعهد و رسالتی قائلند. نسل شاعران انقلاب نیز خود را وام‌دار اندیشه های ناب این متفكر و اندیشمند مسلمان می دانند و این تاثیر پذیری تا به امروز ادامه دارد.

آیا می توان اشعار اقبال را نوعی از ادبیات پایداری تعریف نمود؟

بله، صد در صد. دعوت به استقامت و پایداری در سراسر اشعار اقبال موج می زند. او از طرح شعار «بازگشت به خویشتن» منظوری غیر از بیداری جهان اسلام از خواب رخوت و آمادگی برای خودیابی و مقابله با غرب ندارد. چرا كه خوب می‌داند لازمه رهایی و آزادی از بند غرب مقابله اصولی و منطقی با آن‌هاست، نه مقابله احساسی و تعصبی. بنابراین وی رسالت خود را در این می‌داند كه به بیدارگری در این راستا بپردازد، چنان كه می‌گوید:
تا به روز آرم شب افكار شرق
بر فروزم سینه احرار شرق
از نوائی پخته سازم خام را
گردش دیگر دهم ایام را
فكر شرق آزاد گردد از فرنگ
از سرود من بگیرد آب و رنگ
اقبال بر روی این نكته تاكید می‌كند كه برای مقابله با «باطل و شیطان» ابتدا باید ظرفیت و توانایی‌های خویش را ارزیابی كرد و شناخت و آنگاه به مبارزه پرداخت:
ای مسلمان، اندرین دیر كهن
تا كجا باشی به بند اهرمن؟
جهد با توفیق و لذت در طلب
كسی نیابد بی‌نیاز نیم شب
زیستن تا كی به بحر اندر چوخس
سخت شومانند كوه از ضبط نفس
اقبال می‌گوید: «برای مبارزه باید آماده شد، زیرا بدون آمادگی نمی‌توان مبارزه كرد.» بنابراین قبل از مبارزه باید مقدمات و امكانات لازم را تدارك دید.
نشستن و دست روی دست گذاشتن و دلخوش داشتن به شعارهای فریبنده، نشانگر آن است كه ما مرد مبارزه نیستیم و این امر یك خودفریبی بیش نیست:
تو منشین نرم بر ساحل كه آنجا
نوای زندگانی نرم‌خیز است
به دریا غلت و با موجش درآویز
حیات جاودانی در ستیز است

دلایل اهمیت شخصیتی مانند اقبال لاهوری در جهان اسلام و جهان معاصر چیست؟

اهمیت اقبال در این است كه همچون حضرت امام (قدس سره الشریف) و همه مصلحان بزرگ مسلمان به دنبال احیای «اسلام ناب محمدی» و افشای «اسلام آمریكایی» است. اقبال جامعه اسلامی را به «بصیرت» دعوت می كند و رسالت خود را در این می‌داند كه به مسلمانان شیوه درست اندیشیدن و درست دیدن را بیاموزد. او معتقد است یك انسان مسلمان باید در عین اطاعت و بندگی حق، به فلسفه امور و احكام اسلامی آشنا باشد، یك مسلمان باید در برخورد با جهان پیرامونش واكنش‌های مناسب از خود نشان دهد و بتواند به تجزیه و تحلیل مسائل بپردازد.
یك مسلمان باید گستاخی انتقاد و پرخاش را در خود تقویت نماید. یك مسلمان باید در اظهار عقیده خویش توانایی داشته باشد. یك مسلمان باید قدرت تمیز خوب و بد را پیدا نماید و هر مسئله‌ای را به طور كوركورانه نپذیرد. یك مسلمان باید شهامت گفتن «نه» را داشته باشد و در برخورد با هر پدیده، قبل از پذیرش بی‌چون و چرای آن به ارزیابی آن بپردازد. یك مسلمان باید عارف و شاعر به معنای واقعی كلمه باشد. یك مسلمان باید عقاید خود را بدون «خودسانسوری» آزادانه بیان كند و خلاصه كلام آنكه یك مسلمان باید «اعتماد به نفس» و «شخصیت» داشته باشد و برای رای و نظر خود ارزش قائل گردد.
اقبال نیز می‌خواهد مسلمانان را بدین شیوه تربیت كند، زیرا مسلمانی كه از اسلام فقط «تقلید كردن» را خوب آموخته است، به درد آینده اسلام نمی‌خورد. چرا كه آینده اسلام در انحصار انسان‌های مجتهد، خودآگاه و جهان‌آگاه است.

به نظرتان چگونه می توان اندیشه های این عالم و ادیب فرزانه را میان جوانان ترویج داده و شخصیت وی را به آن ها شناساند؟

باید ابتدا عطش شناخت بزرگانی چون اقبال را در جامعه ایجاد كرد. تا جامعه ما به ضرورت شناخت اقبال و امثال اقبال پی نبرد، هر كاری كه در این زمینه صورت بگیرد، عقیم و ابتر خواهد ماند. برای ایجاد «عطش شناخت» باید خیلی كارها را در دستور كار خودمان قرار دهیم. متاسفانه جامعه امروز ما دارد از اصالت های فرهنگی و هویت بومی خودش فاصله می گیرد. باید با این گسست فرهنگی مقابله منطقی كرد. در چنین شرایطی پند و اندرز تنها نتیجه نمی دهد.
باید شخصیت هایی چون اقبال را به روز كنیم. روزآمد كردن اندیشه های اقبال و اندیشمندانی چون استاد مطهری كاری است كه متاسفانه تا به امروز مغفول واقع شده است. باید برای برقراری ارتباط و ایجاد تعامل سازنده با نسل امروز به دنبال الفبای مشتركی باشیم. باید به دنبال پیدا كردن فرمول همدلی و هم‌زبانی باشیم تا بتوانیم عطش فرهنگی را در جامعه برای شناخت بزرگانی چون اقبال ایجاد كنیم. متاسفانه ذائقه نسل امروز را به نشخوار اندیشه های غربی و خواندن رمان های جنایی و عاشقانه و شعرهای اروتیك عادت داده اند. به خاطر این گاهی احساس می شود این نسل هیچ گونه اشتهایی برای خوردن غذاهای سالم فرهنگی ندارد! به همین خاطر كاملا طبیعی است كه چهره هایی چون اقبال در چشم و دل این نسل به اتهام این كه تاریخ مصرف شان گذشته در حاشیه قرار بگیرند!

آیا مراسم بزرگداشت این شاعر و اندیشمند می تواند به معرفی شخصیت و آثار وی در بین مردم و ادیبان موثر باید؟

اگر برنامه هایی از این جنس هوشمندانه طراحی و كارگردانی شود، یقینا در معرفی شخصیت هایی چون اقبال می تواند گام های موثری بردارد. ولی اگر خدای نكرده هدف بیلان كار و … مسائلی از این قبیل باشد، هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد و حتی ممكن است اثر معكوس هم داشته باشد. با شناختی كه از حوزه هنری به عنوان یكی از اصلی ترین پایگاه های هنر و ادبیات فاخر و متعهد دارم، برگزاری چنین همایشی را مثبت ارزیابی می كنم و وظیفه خود می دانم از دست اندكاران برگزاری این همایش تشكر كنم.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

83 − = 81