جریان شناسی ادبیات داستانی معاصر

به گزارش صبح هنر؛ در اولین روز نشست سالیانه اتحادیه انجمن اسلامی دانشجویان مستقل سراسر کشور محمدرضا رهگذر، نویسنده معاصر کشورمان حضور یافت و جریان شناسی ادبیات داستانی معاصر ایران را با توجه به سیر تطور مکاتب ادبی مطرح نمود.

محمدرضا سرشاردر آغاز گفت: در ارتباط با ادبیات داستانی کشورمان از ابتدای مشروطه تا به حال که ادبیات داستانی به شکل شعر جدید در ایران رواج پیدا کرد، جریان های مختلفی داشتیم.

IMG_9196

بعضی براساس رویکرد تاریخ محور تقسیم بندی کرده اند: از مشروطه تا سال ۱۳۰۰ و از ۱۳۲۰-۱۳۰۰ که دوره رضاخان بود و دوره ۱۳۳۲-۱۳۲۰ که دوره اول پهلوی است؛ بعضی ها این دوره دوم سلطنت محمدرضاپهلوی را به سه دوره تقسیم کردند ۱۳۴۰-۱۳۳۲ ،۱۳۵۰-۱۳۴۰ ،۱۳۵۷-۱۳۵۰٫

 

بعضی ها جریان های ادبی را براساس موضوع تقسیم کرده اند: براساس داستان سیاسی، عشقی، جنگی . بعضی ها براساس درون مایه تقسیم کردند: ادبیات خنثی ، ادبیات متعهد، چپ، غرب زده، شرق زده و مانند اینها همه¬ی اینها در تاریخ ادبیات بکار رفته و برای هرکدام هم توجیهی شده است. معنای همه¬ی این تقسیم بندی¬ها این است که ادبیات را در ذیل رویدادهای دیگر تقسیم بندی می¬کنند.

 

عده ای ادبیات را تابع مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی می¬دانستند؛ وی گفت: رویکرد ادبیا ت محور هم وجود دارد که بنده این را بیشتر می¬پسندم چون مقوله ای مستقل است هر مقوله از مقوله های دیگر متاثر است و اثر می¬گذارد اما ادبیات را ذیل مسائل اقتصادی و اجتماعی اگر قرار دهیم سطح آن را پایین آورده ایم و واقعیت نیست.

 

وی همچنین اشاره کرد که رویکرد ادبیات محور، محور قبل انقلاب سه جریان ادبی را مطرح میکنند؛ رمانتیک یا رمانتیسم، رمانتیک جریانی است که در اروپا از ربع دوم قرن نوزدهم شروع شد وتا نیمه اول قرن نوزدهم ادامه داشت. تنها درکشور ما از زمان مشروطه وارد شد که عمدتا از طریق آثاری که به فارسی ترجمه کردند یا دانشجویانی که به اروپا رفتند و تحت تاثیر مکتب قرار گرفتند.

IMG_9203

سرشار ادامه داد: خصوصیات بارز در رمانتیسم تاکید بر احساسات و عواطف حرف اول را می زند و در برابر مکاتب دیگر مکاتب که تاثیر عقل و عواطف مبنی است. دررمانتیسم الهام شهودی مطرح است. برای هنرمند، اما به معنای مذهبی و عرفانی که ما معتقدیم نیست. الهام های ناسوتیسم و زمینی است بیشتر تحت تاثیربخش ناخودآگاه ضمیر انسان است. عشق در شکل سودا زده آن عمده آثار رمانتیسم است یعنی عمده ستون فقرات آثار رمانتیسم عشق¬های سودازده و آتشین است. استفاده از تخیل پرشور از خصایص آن است. تخیل شاعرانه است نه مثلا افسانه. توجه عناصر ناخودآگاه در انسان از دیگر عناصر آن است و یک طور اخلاقیات ویژه در رمانتیسیم مطرح است که با اخلاق دینی فرق می کند.

وی افزود: اخلاق دینی را خدا تعیین می کند که چه خوب و چه بد است . ولی رمانتسیسم کاری به مذهب ندارد. ضد مذهب نیست اما اخلاق مذهبی هم ندارد. طبیعت و سرشت زمینی برای انسان قائل هستند که سرشت آنها پاک است. یک سلسله اخلاقیات در انسان وجود دارد بخصوص گرایش به خیر، زیبایی، عدالت و چیزهایی که ما را به عالم دین و عالم والا ارتباط می دهیم به سرشت انسان ارتباط م دهد. رمانتسیسم در دوره ای مطرح شد که محور بحث و مدار مسائل اجتماعی قرار گرفتن خیلی مطرح بود.عقل گرایی شدید مطرح بود. آنها احساسات را به جای عقل گرایی قرار دادند و خیلی از مکاتب هنری و ادبی در غرب عکسل العمل متضاد هایی نسبت به اندیشه سرمایه داری و حکومت ها تحمیل میشد. آنها به صورت یک مبارزه مکتبی مطابق تفکرات مقابل آنها ایجاد شدند.

 

این نویسنده و گوینده رادیو ادامه داد: رمانتسیسم در یک فضای اجتماعی ایجاد شد یعنی درست مقابل جریان های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بود. رمانتسیم بیشتر در شعر جلوه گر شد و توانایی خودشان را نشان دادند و رمانتیک یک پایگاه اشرافی دارد قهرمان داستان رمانتیک از طبقات مرفه و برتر اجتماع هستند. عشق جایی بود که افراد سیر بودندو این آدم ها دغدغه زندگی روزمره را ندارند و فقط برای عشق آفریده شده اند. به زبان بصورت شعر اهمیت می دادند چرا که در شخصیت پردازی شخصیت های مبهمی هستند که خیلی از خصوصیات آنها را نمی دانند و بصورت مبهم است تا انسانی که شاهد آن هستیم. در ایران نماد رمانتیک درابتدای مشروطه ایجاد شد. از دیگر نکته های رمانتیک احساس شیفتگی نسبت به گذشته تاریخی از دست داده است نوستالژی و ناسیونالیسم وجوه فلسفه رمانتیک است یعنی نگاه اروپایی به گذشته تاریخی دور از احساس مورد توجه بود. در ایران رمانتیک توسط جریان شبه روشنگر که به ایران قبل از اسلام عشق می ورزیدند ایجاد شد. اعتقاد داشتند اسلام آمد گذشته با شکوه ما را تغییر داد و آیین سختی و خشن را ایجاد کرد. به همین دلیل با فرض تاریخی قبل از اسلام سعی کردند به جامعه ی هنر درآمدند رنج غربت در اروپا را در جامعه تسری دهند همان چیزی که در دوره پهلوی پدر خیلی ترویج می شد. مبارزه با اسلام خیلی بود. بیان می کردند که ایران شکوهمند و قوی بود اعراب آمدند ایران را با زبان و دین خشن شان ضعیف کردند. بعد از این دوران رمانتیسم اجتماعی ایجاد شد در آن مسائل اجتماعی را در رمانتیسم مطرح کردند یک نمونه از این آثار، آثار نویسنده های بازاری و عامه پسنده مثل فهمیمه رحیمی، نسرین صانعی و مودب پور که رقیق شده رمانتیسم اجتماعی است.

 

سرشار افزود: مضامین رمانتیسم اجتماعی مبارزه با ظلم و ارباب، تلاش برای رساندن به خود به ارباب، ریشه، روسپیگری و انتقام است. بعد از انقلاب جریان رمانتیک به شدت گذشته در ایران نبود اما در قالب پاورقی ها به خصوص نویسنده های عامه پسند ادامه پیدا کرد. الان می توان گفت پرفروش ترین ادبیات عامه پسند است و بیشتر دانش آموزان دبیرستانی و حتی دانشجویان به این کتاب ها گرایش دارند.

 

وی همچنین گفت: بعضی روانشناسان بیان می کنند انسان در طول تاریخ در دوره جوانی رمانتیک است . قهرمانی، سلحشوری، آرمان گرایی از مضامین آثار رمانتیک است و در دوره دیگر ابتدای کودکی بشر را اساتید می دانند. انسان در سن کم بشر اسطوره یعنی سفید و سیاه و خیر و شر تقسیم می کنند اولین نوع ادبیات مطرح هم اسطوره است بعد ازآن کلاسیسم، رمانتیسم، رئالیسم و دوره های بعد. به ها اسطوره را نگاه می کنند آدم ها یا خوب هستند یا بد و در فیلم ها به دنبال آدم خوب و بد هستند در دوره جوانی سن ۱۷ – ۱۸ سالگی آدم ها رمانتیک هستد حتی دانش آموزان پسر هم این دوران را طی می کنند و در دوره ای که تجارب و سن بیشتر می شود دوره واقع گرایی ایجاد می شود. ۱۷۰ سال از انقراض رمانتیسم در اروپا گذشته اما هنوز خواننده دارد چون انسان ها این دوره ها را طی می کنند.

 

سرشار افزود: گرایش دیگری که در ادبیات داستانی بود رئالیسم است که واقعیت گرایی است. البته در کشور ما مثل اروپا و فرانسه نبود که در یک دوره خاص یک مکتب مطرح شود و مکتب قبلی از بین برود. اغلب در کنار هم به حیات خود ادامه می دهند. البته رمانتیک غالب تر بود. خیلی سخت است که یکی رمانتیسم کامل یا رئالیسم کامل باشد. به دلایل مختلف نویسنده های ما کمی رمانتیسم کمی رئالیسم و حتی کمی موج نو بوده اند حتی آثاری هم از رمانتیک کامل داشته اند. این استفاده از کمی رئالیسم کمی رمانتیک یعنی نداشتن جهان بینی منسجم چون هر مکتب بر اساس جهان بینی که در فرانسه شکل گرفته اقبال نشان می دادند. اما در ایران اینگونه نبود. به فلسفه آن کاری نداشتند. در ارتباط با رئالیسم دوره شکوفایی آن در فرانسه از ۱۸۸۰ به مدت یک دهه مطرح بود و البته قبلا در دنیا بوده بعد از آن هم نیز هست. افراد معمولا از ۴۰ سالگی به بعد نسبت به واقعیت توجه بیشتری دارند. تخیل آنها را ارضا نمی کند. مثلا افراد رمان زندگی نامه واقعی یا گزارش دقیق علمی درباره مسائل اجتماعی را می خوانند. چیز هایی که می بینیم در خارج وجود خارجی دارد رئالیسم وجوه اشتراک و تفاوت با رمانتیسم دارد در رئالیسم یک آدم معمولی با نقاط قوت و ضعف است اما در رمانتیسم کاملا تخیلی است. تفاوت رمانتیسم و ریالیسم در رمانیتسم تاثیر جامعه بر فرد و بالعکس مشهود نیست در حالی که در ریالیسم انسان حصول اجتماع است و موثر بر،و شرایط اجتماعی اقتصادی و سیاسی بر او اثر می گذارد در ریالیسم عشق بخشی از زندگی است لیکن در رمانتیسم قهرمانان صرفا برای عشق و عشق ورزی آفریده شده اد در ریالیسم توجه به تیپ ها داریم که مجموعه جوامع انسانی را می سازد در حالی که در رمانیستم “من¬ها “پررنگ است که بر خلاف هویت گروهی است.

 

وی در ارتباط با دوره های مختلف ریالیسم بیان کرد که: ریالیسم نقش جامعه را در شکل دهی اشخاص موثر می داند در نتیجه نقش اصناف را پررنگ می کند مانند تیپ های متفاوت کارگران،زنان؛کودکان و.. که در ریالیسم به همه این نوع تیپ های واقعی در جامعه، اهمیت داده می شود. ریالیسم صرفا به زیبایی های زندگی توجه نمی کند بلکه زشتی ها را هم می بیند. در ریالسم بی اعتقادی به جهانی ورای جهان ماده وجود دارد که همان ماتریالیسم است در نتیجه ستیز با مذهبی ها در آثار ریالیسم بسیار دیده می شود. برخلاف رمانتییسم در ریالیسم عشق زمینی است و بر جامعه واقعی زندگی می کند.

IMG_9273

وی افزود: ریالیسم به دوراه های متفاوتی تقسیم می شود: دوره اول ریالیسم اولیه(کلاسیک) دوره چارلزدیکنر و بالزاک در انگلیس وفرانسه، در این دوره بر نقس موثر پول در از بین بردن ارزش های ارتباطات انسانی تاکید می شود. بیشترین جلوه ریالیسم در ادبیات، در رمان بوده است و بعد از آن در داستان کوتاه. در ریالیسم تخیل وجو دارد اما تا آنجایی که به واقعیت لطمه ای وارد نکند.

 

سرشار خاطرنشان کرد: دوره دوم ریالیسم،ریالیسم انتقادی که علاوه بر مسائل ریالیسم اولیه تاکیده بسیار بیشتری بر مسائل اجتماعی خصوصا مسائل مادیاقتصادی می کند. در شوروی در اولین با در کتفرانس سال ۱۹۳۴ماه می لفظ ریالیسم سوسیالیستی مطرح شد. ویژگی های ریالیسم سوسیالیستی: جهان موجود به غیر از کشور سوسیالیستی چنان خراب و افتضاح است که مخاطب را برای تغییر در نظام حاکم سرمایه داری ترغیب می کند.بر ارزش کار به طور ویژه تاکید می کند نقش ادبیات داستانی را در طرح پیشرفت های مادی جامعه سوسالیستی مطرح می کند.

 

ترسیم جلوه های حماسی زندگی مردم در مبره با حکومت های غیرکمونیسیتی، ترغیب مخاطب به مبارزه علیه غیرکمونیست ها.

 

سرشار همچنین گفت:جریان فرمالیستی(شکل گرایی) باید توجه داشت که ریالیسم مادر این گرایش است. فلسفه هنر برای هنر که معتقد به تعهدی نسبت به جامعه نیستند برخلاف ریالیست ها. فرمالیست ها اساس ادبیات را زبان می داند. اولین بار که در شوروی حلقه ای فرمالیستی شکل گرفت کمونیست ها به شتد با این جریان فرمالیستی مخالفت کردند از آنجایی که کمونست ها ادبیات را تیغ برنده ای برای مبارزه با بی عدالتی ها می دانستند در حالی که فرمالیست ها این تیغ برنده را برای مبارزه را کند می کردند(تاکید بر فلسفه هنر برای هنر).

 

فرمالیست ها می گویند این شکل ادبی است که معنی را می سازد زبان است که حقیقت را می سازد و باید توجه کرد که حقیقت زبان را نمی سازد.

 

یکی از مهمترین وظایف هنهر از نگاه فرمالیست ها آشنایی زدایی است که در ساحت زبان به معنی آن است که زبان در ادبیات رکن اصلی است یکی از مهمترین از وظایف ادیب آن است که از طریق به کر بردن واژه ها و کلمات در مکان های غیرملموس آشنایی زدایی کند. به طور مثال به شعر رستاخیز کلمات می گویند ازآنجایی که در شعر کلمات در مکان های نامتعارف به کار بردعه می شوند و به نوعی احیای مجدد کلمات است. به کار بردن کلمات در طول زمان به شکل متعارف بار انرژی و عاطفی کلمات را کم رنگ می کند لی استفاده نابجا ازآنها را دوباره پررنگ می کند در نتیجه زبان در آثار فرمالیستی بسیار دشوار می شود.

 

آشنایی زدایی در ساحت اشکال ادبی به معنی آن است که مثلا ما قالب های پلیسی و طنزی را قالب های سطح بالایی نمی دانیم اما فرمالیسیتی ها این قالب های ادبی را به قالب هایی فاخر در می آورند.

IMG_9205

مثال اثر فرمالیستی در ادبیات ایران کتاب بوف کور صادق هدایت است که در سل۱۳۱۵نگاشته شد . برخی از ریالیسم نویس ها در ایران عبارتند از طالبوف،زین الدین مراغه ای،میرزاحبیب اصفهانی،دهخدا. آثار اینها معمولا جنبه انتقادی و آموزشی داشت و بیشتر به مقایسه پیشرفت های کشورهای دیگر خصوصا اروپایی با ایران می پرداخت. محمدعلی جمال زاده از سردمداران ریالیسم در ایران است که اولین اثرخود را در سال۱۳۰۰نوشته بود. صادق هدایت بسیاری از داستان کوتاه هایش را در مکتب ریالیسم نوشته است البته آثار رمانتیک هم دارد.

 

ناتورالیسم یک دهه بعد از ریالیسم پدید آمد البته که تفاوت چندانی با ریالیسم نداشت. صادق چوبک یکی از آثار صادق هدایت است که در این مکتب نوشته شده و ویژگی های این مکتب را دارد همانند بی پرده گویی در بسیار ی از مشکلات اجتماعی خصوصا تاکید بر مسائل جنسی. سیمین دانشور همه آثارش ریالیستی است البته میزان ریالیستی نوشتن در آثار نویسندگان مختلف متفاوت است مثلا سیمین دانشور ریالیسم را پله ای قرار می دهد برای راهنمایی به جامع مطلوب که به این شیوه ریالیسم آرمانگرا می گویند. آثار بزگ علوی در سمت و سوی ریالیسم مارکسیستی است اما رمانتیک هم هست!
اساسا نویسندهای که در یک ایدولوژی خالص فکر کند و بنویسد کم است حتی نویسندگان مذهبی هم التقاطی دارند.

 

دونفر از سردمداران پراهمیت ریالیسم مارکسیستی در ایران احمد محمود، نویسنده خوزستانی و محمود دولت آبادی نویسنده خراسانی هستند. که هم از لحاظ کمیت نوشته ها و هم کیفیت آثار زیادی تولید کردند.

 

برخی از نویسندگان مکتب فرمالیستی در ایران عبارتند از: ابراهیم گلستان، هوشنگ گلشیری، اکبر سردوزانی.

IMG_9183

یکی از تز های مکتب فرمالیست آن است که آثار ادبی و هنری نویسنده بازتابنده شرایط و زمانه خود نیست! این مکتب در خیلی از رژیم های دیکتاتوری یافت می شود. از آنجایی که نویسنده در این مکتب درگیر کلمات می شود دیگر حوصله پرداخت به مسائل اجتماعی به شکل صحیح را ندارد و این همان است که رژیم های دیکتاتوری معمولا دوست می دارند مثل حمایت پهلوی از کتاب شازده احتجاب نوشته گلشیری که با حمایت ویژه پهلوی حتی نمایش آن نیز ساخته شد.

 

ادبیاتی که مسائل و شرایط روز را ندارد به حاشیه رانده می شود و این اتفاق برای جریان فرمالیستی نیز افتاد. در ایران بعئ از انقلاب اسلامی جریان فرمالیستی به دلیل عدم پرداختن به مسائل روز و مشکلات جامعه به عقب رانده شد حتی نویسندگان این مکتب مانند گلشیری نیز برای مقبول ماندن در اذهان مردم چند نوشته رئالیسم نگاشتند. اما بعد از آتش بس در سال ۶۷ باز هم این جریان ادبی روی کارآمد و رو به پیشرفت رفت. حتی بعضی از نویسندگان متعهد ما هم آثاری در این شیوه پدید آوردند که هنری متعهد به وضعیت زمانه نبود!

 

بیشتر آثاری که نویسندگان بعد از انقلاب پدید آوردند در جریان ادبی واقع گرایی جای می گیرد البته عده ای جوانان متعهد از سال های ۵۸ به بعد آثاری در جریان رئالیسم اسلامی (واقع گرایی الهی) پدید آوردند. اما متاسفانه در حال حاضر به عنوان یک نهال ضعیف در آثار نویسندگان باقی ماندند. گرچه در حال حاضر وضعیت این جریان ادبی در کشور ما این چنین است اما اگر بخواهیم تاریخی نگاهکنیم رئالیسم الهی هزاران سال سابقه دارد به طور مثال بعد از اسلام خیلی از ادیبان ایرانی در این مکتب هنروری کردند مانند مولوی، حافظ، سعدی، فردوسی، نظامی، عطار.

 

در اروپا از رنسانس به بعد رئالیسم الهی به حاشیه رانده شد از ویژگی های این مکتب آن است که به جهان غیب هم علاوه بر جهان ماده (حواس پنج گانه) معتقدند.

 

سرشار در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان در رابطه با اینکه تحولات سنی روی گرایش مکتبی نویسنده ها تاثیر نمی گذارد تشریح کرد،در مبحث هنر و ادبیات چون با حالات روحی افراد ارتباط دارد، امکان دارد که هر فرد در هر دوره ای از زندگی بنا به مقتضیات به مکتبی گرایش بیشتری نشان دهد اما معمولا ثابت است.

 

وی در رابطه با تاثیر نوع تفکرات بر سبک زندگی افراد بیان کرد، برخی افراد در این جریان فکری معتقدند هرچیزی را که از غرب بگیری ولو فقط شکل باشد به ناچار محتوا نیز همراه آن می آید مثلا وقتی که ماشین وارد جامعه می شود فرهنگ مربوط به آن نیز وارد سبک زندگی افراد می شود. در مقابل تفکری وجود دارد که می گوید می توان از تمدن غرب نکات مثبت را گرفت و از آن ها استفاده کرد بدون اینکه نکات منفی تاثیر گذار باشد به عنوان مثال آقای داوری اعتقاد دارد رمان یک قالب اومانیستی است و نمی توان مضامین الهی را در آن گنجاند در صورتی که ما مصداق های نقض داریم و در حقیقت رمان های دینی محسوب می شوند. مقام معظم رهبری هم نیز دیدگاهی مشابه این را دارند که در صحبت های خود به قشر نویسندگان می گویند که رمان ادبی و دینی بیافرینید.

 

محمد رضا سرشار در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان پیرامون چگونگی تعهد مکاتب نویسندگی پاسخ داد: ادبیات متعهد نسبت به سرنوشت انسان ها بی اعتنا نیست تلاش این نوع ادبیات، بردن جامعه از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب و کمک به انسان ها در جهت رشد و تعالی زندگی آن ها است در هر مکتبی این نوع تعهد متفاوت است در مارکسیست ها، مذهبی ها و حتی رمانتیک ها نوعی از تعهد وجود دارد. در رمانتیک ها پایبندی به روابط عشق زمینی حتی خود بی تعهدی در مکتب فرمالیستی از دید فلسفی نوعی تعهد است، تعهد به خود فقط زیبا آفرینی می باشد. در فرمالیست ها نمی توان هنرمند را مقید به خلق اثری کرد بلکه باید از ابتدا تربیت وی به گونه ای باشد که این اعتقاد در او به وجود بیاید.

 

حتی بعضی از مارکسیست ها به دلیل تعهدی که حضرت علی به جامعه از خود نشان میداد او را بلاتشفیه خدا پرست سوسیالیست نامیدند در نهایت همه مکاتب غیر فرمالیسم به نوعی تعهد معتقد هستند.

 

آیا نویسنده ای که در هیچ یک از مکاتب نگنجد بدان معنی است که جهان بینی مشخصی ندارد. برای مثال نظر شما در رابطه با آقای امیر خانی و آثار او چیست؟

 

بالاترین جهان بینی جهان بینی الهی است البته در این زمینه مولفه های جهان بینی اسلامی به درستی مشخص نشده اند البته سید قطب در مصر سعی کرد مولفه های واقع گرایی اسلامی را استخراج کند. در کشور ما نیز تلاش هایی صورت گرفته اما در این راه نوپا هستیم در واقع گرایی دینی می توان از همه مکاتبی که شاید همه مولفه های ان را قبول نداریم استفاده کنیم.

 

در رابطه با امیرخانی و نویسنده هایی با این نوع دیدگاه باید بیان کرد هر نویسنده دوران های گذار مختلفی دارد در بعضی از آثار این نویسندگان مانند قیدار و بیوتن امیرخانی و کتاب طوفان دیگری در راه است شجاعی نوعی سوفی گری عوامانه به نمایش گذاشته شده که به برخی از اصول دین مانند امر به معروف و نهی از منکر پایبند نیستند.

 

در پایان نیز لوح یادبودی توسط کریمی، دبیر اتحادیه به سرشار  اهدا شد.

IMG_9233

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

67 − 63 =