جمشیدی: ما برای خدا می‌نویسیم/ فاضل نظری: به احترام مصطفی جمشیدی بارها ایستاده‌ام

به گزارش پایگاه خبری هنر انقلاب «صبح هنر»، چهل و پنجمین عصرانه ادبی خبرگزاری فارس اختصاصی به بزرگداشت مصطفی جمشیدی نویسنده و منتقد داشت.

تجار: مصطفی جمشیدی از خود رد خلاقیت برجا گذاشت

در این نشست، راضیه تجار از نویسندگان و داوران جوایز ادبی، ضمن اشاره به قلم منسجم جمشیدی گفت: وقتی به پشت سر نگاه می‌کنیم، اگر اشتباه نکنم حدود سال‌های 65 در حوزه هنری آقای جمشیدی را دیدم و از همان ابتدا جدا از کارهای ایشان که مجموعه داستانی «مرغ های دریایی این سوی آبها می میرند» بود، با ایشان آشنا شدم و تا به امروز همیشه ارادت قلبی و تام نسبت به او دارم، چرا که یک صفا و صداقت و صمیمیتی در او وجود دارد که همان نیز در آثارش تجلی دارد.

وی گفت: علاوه بر تمام موارد یادشده، خلاقیت بالای او ردی است که طی این سال‌ها از خود گذاشته است. اینکه چقدر دیده می‌شود یا نه، یا به او توجهی می‌شود یا نه، بی‌توجه به تمام این موارد، کار را ادامه می‌دهند. این اهتمام و ارادت به ادبیات و جامعه ادبی، بسیار بالاست که من آن را تحسین می‌کنم.

تجار در ادامه به مظلومیت قلم اشاره کرد و گفت: مظلومیت قلم و نوشتن در وجود ایشان بیشتر حول محور قلم ایشان است. فکر می‌کنم ستاره‌هایی از این دست داریم که وقتی کنار هم قرار می‌گیرند با توجه به دیدگاه و منش رفتاری‌شان و اندیشه‌ای که دارند، کهکشان‌هایی ساخته و می‌سازند.

وی افزود: گرچه برخی از دوستان درغربتند، اما این افراد بودند که زمینه را رها نکردند و شاخه ادبیات را بالا آوردند، باید به اینها دست‌مریزاد گفت و بابت مقاومت تبریک نثارشان کرد، که این گروه و نویسندگانی همچون مصطفی جمشیدی همچنان دست بر ریسمان دارند و خواهند داشت.

تجار در پایان تأکید کرد: ایمان درونی مصطفی جمشیدی در آثارش نیز تجلی دارد، او زبان شاعرانه‌ای دارد که گاهی دیریاب و سخت می‌شود، اما امیدوارم در این راه مستدام باشد. من خلوص او منهای قلمش را همواره تحسین می‌کنم و به نمایندگی از انجمن قلم در این مراسم حضور یافتم که لوح یادبودی را تقدیمش می‌کنم.

* فاضل نظری: به احترام مصطفی جمشیدی بارها ایستاده‌اماو کمتر از بود نموده و خود را نشان داده است

فاضل نظری معاون هنری حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی در این مراسم ضمن اشاره به اینکه باید چنین مراسم بزرگداشت از شاعران و نویسندگان استمرار داشته باشد، اظهار داشت: ثمرات این نشست‌ها چیزی بیشتر از اندازه‌ای است که آن را می‌نگریم، این جلسات نمادین هستند، اما باید هم شرکت‌کنندگان و هم برگزارکنندگان بدانند تنها بخشی از مخاطبان جمشیدی در این نشست حضور دارند و بخش اعظمی نیستند، از سویی حاضران هم نمادین حضور یافتند و کارکرد این جلسه نیز نمادین است و بسیار مثبت و خوب ارزیابی می‌شود.

نظری افزود: نهادهای فرهنگی که ثروت‌های معنوی در حوزه ادبیات دارند باید توجه ویژه به آن داشته باشند. من صلاحیت اظهارنظر در مورد آثار ادبی آقای جمشیدی را ندارم اما می‌توانم به عنوان یکی از مخاطبان آثار ایشان بگویم دینی در خلوت خود به ایشان دارم و به احترام او بارها ایستاده‌ام. منش و مشی ایشان را دوست دارم، این خلوت‌گزینی ایشان خلاف دیگران است چرا که برخی بارها در رسانه‌ها حضور دارند ولی آقای جمشیدی اما کمتر از بود نموده و خود را نشان داده است.

فاضل نظری در ادامه برای جمشیدی آرزوی موفقیت کرد و اینگونه سخن گفت که انشاءالله که همچنان باشید و حال خوش ایشان و احوال دوست‌داشتنی‌اش استمرار داشته باشد و ما قدردان قلم و اخلاق او هستیم.

این مقام مسئول در حوزه هنری با بیان اینکه در دیگر دستگاه‌های فرهنگی همچون حوزه هنری خود را مسئول می‌دانند و آقای قزوه مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری نیز اعلام کردند ما قصد داشتیم این کار را انجام دهیم، گفت: این عرصه، عرصه فرهنگ و هنر انقلاب است، هر کس در آن آتشی را روشن کند مقدس است و باید در آن دمید تا روشن‌تر شود.

وی در پایان شعری با مطلع اینکه: مپرس شادی من حاصل از کدام غم است/ که پشت پرده عالم هزار زیر و بم است را خواند.

در این مراسم، محمدحسن جمشیدی فرزند مصطفی جمشیدی در مراسم بزرگداشت پدرش گفت: همیشه همه ما تصدیق می‌کنیم که قهرمان زندگی ما پدرمان هستند و من می‌گویم که این قهرمان هنوز برای من پدرم است، با توجه به اینکه با کودکی‌ام فاصله گرفته‌ام، اما هنوز لبخند پدرم برایم بزرگترین ارزش شمرده می‌شود.

جمشیدی در ادامه با بیان اینکه پدرم با اعتقاداتش زنده است، گفت: پدرم با اعتقاداتش زندگی کرد و زندگی می‌کند و آن را با هیچ چیزی عوض نخواهد کرد. یادم هست چند سال پیش نویسنده‌ای وقتی با من آشنا شد به من گفت پدرت نقش بسزایی در جایگاهی که اکنون هستم داشته است، ولی بعدها آن دوست نویسنده کتابی نوشته بود که با اعتقادات پدرم همخوانی نداشت. پدر بدون ملاحظه دوستی‌اش آن را بی‌محابا نقد کرد و این نشان می‌دهد دوستی‌ها هر چه گرمتر باشد نمی‌تواند باعث شود اعتقادات‌مان را زیر پا گذاریم.

او در ادامه ترانه‌ای را با مضمون مناجات و با این مطلع خواند: از حال و روزمان خبری داری؟/ از عالم و آدم دلم خونه…

* اصلانیآثار مصطفی جمشیدی منزه، پاک و آموزنده است

در ادامه این مراسم، محمدرضا اصلانی از دیگر نویسندگان و پیشکسوتان در سخنانی کوتاه اعلام کرد: مصطفی جمشیدی را از سالها پیش می‌شناسم، او صادقانه و بدون هیچ هیاهو و جلوه‌گری کاذب کار می‌کرد. آثار او منزه، پاک و آموزنده است و ممکن است یک نوجوان داستانی را از او بخواند و برای همیشه جهت‌گیری زندگی‌اش از راه راست منحرف نشود. البته هستند نویسندگان و اهل قلمی که یا کار اجرایی دارند و یا به هر دلیلی بیش از آنچه هستند نشان داده می‌شوند، اما من برای اینکه از کارهای جمشیدی استفاده کنیم ناگزیرم او را معرفی کنم، زیرا اگر او شناخته نشود، کارهایش عقیم می‌ماند.

* عزیزی: مصطفی جمشیدی، جنون هنری نوشتن دارد

محمد عزیزی از نویسندگان حاضر در این نشست ضمن گلایه از روند انتشار کتاب همت و انعکاس‌هایی پس از انتشار درباره این کتاب، به روند پژوهش و تحقیق درباره این کتاب اشاره کرد و در ادامه سخنان خود به مصطفی جمشیدی و قلمش تأکید و از آن تمجید کرد و گفت: گاهی دیده می‌شود که در داوری‌ها دچار پیش‌داوری و یا کج‌اندیشی می‌شویم. ما بچه‌های قلمی هستیم که دلمان می‌سوزد و دوست داریم از شهدا بنویسیم و از ادبیات انقلاب و دفاع مقدس دفاع کنیم. بیش از یک سال است که پیرامون شهید متوسلیان در حال نوشتن یک رمان هستم، ولی گه‌گاه از ادامه نوشتن مأیوس می‌شوم، تأکید می‌کنم که باید اینگونه جلسات و نشست‌ها فضایی را ایجاد کند که صادقانه دفاع‌کننده از بچه‌های متعهد اهل قلم باشد و در ادامه به جامعه وسعت دید بخشد.

وی به کتاب «شب رنج موسی» اشاره کرد که جمشیدی آن را تحریر کرده است، گفت: ابتدا بنا شد برای این کتاب حمایت‌هایی صورت گیرد، اما فراز و فرودهایی را شاهد بودیم. در ادامه نیز بخشی از تعهد را به ما پرداخت نکردند، البته من پیش از این چنین رفتارهایی را دیده بودم، اما در واقع باید صراحتاً اعلام کنم هیچ حمایتی پس از آن از کتاب جمشیدی صورت نگرفت،‌ ولی من به عنوان ناشر آن را در حد وسعم منتشر کردم.

عزیزی با بیان اینکه پیشتر از انتشار این کتاب که درباره امام موسی صدر است چند تألیف آقای جمشیدی را خوانده بودم و ایشان را می‌شناختم، گفت: به نظر من حاصل تمام این حرفها را باید اینگونه مطرح کرد که مصطفی جمشیدی، جنون هنری نوشتن دارد، این همان چیزی است که همه ما به آن نیازمندیم. مصطفی جمشیدی آگاهانه یا ناآگاهانه سورئال‌نویس است، تصاویر در آثار او در هم تنیده می‌شود و موضوع دیگر اینکه تصویرسازی و زبان شعر را داشتن از خصوصیات آثار اوست.

عزیزی در پایان با بیان اینکه نه تنها به ما جایزه‌ای داده نمی‌شود، آثار نیز خوانده نمی‌شود، گفت: با انتشار یک کتاب، اتفاقاتی در عرصه ادبیات می‌افتد که بر این اساس به هر حال ما باید بنویسیم، پس می‌نویسیم.

* والاییآثار جمشیدی چیزی از نویسندگان برجسته دنیا کم ندارد

علی‌اکبر والایی از دیگر حاضران این نشست و نویسنده کتاب «خلوت مدیر» تصریح کرد: آشنایی‌ام با مصطفی جمشیدی به سال 64 بازمی‌گردد، همان سال‌ها که جلسات قصه‌خوانی شرکت می‌کردم او را برای اولین بار ملاقات کردم، آرام و متین در جلسات حضور داشت، قصه می‌خواندیم و نقد می‌کردیم، آنچه می‌توان پیرامون او گفت اینکه متأسفانه خیلی غریب و خیلی در گوشه است. او در گوشه مانده و دیده نشده، این همان مظلومیتی است که خیلی از نویسنده‌ها دچار آن هستند، اما آقای جمشیدی مضاعف‌تر دچارش شده است.

به گفته این نویسنده، قدر آقای جمشیدی در این سال‌هایی که گذشت خوب دانسته نشده است. امثال او و آقای گودینی و … قدرشان تاکنون شناخته نشده و مهجور مانده‌اند، به خصوص پس از دهه 60، دهه هفتادی آمد که آثار این گروه نویسندگان منتشر شد و باید به آن پرداخته می‌شد و حمایت صورت می‌گرفت، اما حتی نگاهی هم نشد، حیف است فکر می‌کنم درباره آقای جمشیدی باید زودتر از اینها اقدامی می‌شد و قدردانی صورت می‌گرفت، چون کارهایی که دارد، هیچ چیز کمتر از نویسندگان برجسته دنیا ندارد، اما آن کتاب‌ها ویترین می‌شوند و برجسته، اما آثار جمشیدی دیده هم نمی‌شود.

والایی گفت: مهمترین نکته این است که هیچ‌گاه به اندازه این سالها که نیاز است نویسنده مورد توجه باشد، به آنها بها داده نشده و سال به سال دریغ از سال گذشته.

وی با بیان اینکه «وقت نیایش ماهی ها» را مطالعه می‌کردم، گمان می‌کردم باید حمایت‌های منسجم‌تری صورت گیرد، گفت: در زمان معاونت آقای پرویز در وزارت ارشاد بنا بود حمایتی صورت گیرد و آثار از سوی نشر تکا زیرمجموعه ارشاد منتشر شود، اما متأسفانه حمایت ها به نحوی است که انتشار اثر بدون معضلات چاپ رخ نداد و همیشه مشکلات هست. مثلاً از صفحه 288 قصه منقطع می‌شود تا 305. یعنی 20 صفحه این وسط جا افتاده است. این موارد مظلومیت نویسنده را نشان می‌دهد، در سالی که قرار بود حمایت ویژه از آقای جمشیدی صورت گیرد اینگونه اثرش منتشر شد، جایی که قرار بود حمایت کند، با بی‌توجهی و سهل‌انگاری اقدامی صورت داد و انتشارات تکا اثری مخدوش را به مخاطب رساند.

والایی با تقدیر از زحمات مصطفی جمشیدی گفت: جایگاه مصطفی جمشیدی در کشور شناخته نشده، زیرا او از نویسندگان معاصر جهان چیزی کم ندارد و مقامش بالاتر از اینهاست، ولی متأسفانه کشورمان قدر اینگونه اهالی قلم را نمی‌داند. این نوری از روزنه باریک نیازهای جماعت اهل قلم است که دیده شوند.

گفتنی است، مصطفی جمشیدی پیش از این رمان های « بال آتش، بال خون»،« بیداری»،« معبر به آخرالزمان»، «مرغ های دریایی این سوی آبها می میرند» و « یک سبد گل محمدی » و داستان های دیگر را به چاپ رسانده است.

* محمدی: بدون شک مسلط‌ترین فرد برای ادبیات داستانی دنیا مصطفی جمشیدی است

عباس محمدی سرپرست حوزه هنری کودک و نوجوان هم با تمجید از قلم مصطفی جمشیدی گفت: استاد جمشیدی از آن دست هنرمندانی است که قلمش به هنر آراسته است. او محسناتی دارد، اول اینکه در سفری اتفاقی متوجه شدم کاملاً به زبان فرانسه مسلط است. مطالعات او، از آثار برجسته دنیا به زبان اصلی است که این حسن برای نویسنده شمرده می‌شود. و نکته دوم اینکه، ایشان دستی در حیطه نقد فیلم دارد و سوم اینکه، به ادبیات روز تسلط دارد و می‌توان ادعا کرد بدون شک مسلط‌ترین فرد برای ادبیات داستانی دنیا مصطفی جمشیدی است و تنها تفاوت او با دیگران، غیرتمند بودنش نسبت به اعتقاداتش است.

* شرفشاهی: هنوز نویسندگی در مملکت ما به عنوان یک شغل جا نیفتاده است

در ادامه، کامران شرفشاهی در سخنانی ابراز داشت: از سال‌های دور، سعادت داشتم که با آقای جمشیدی حشر و نشر داشته باشم، ذهنم پر است از خاطراتی که در قالب‌های خوب و شیرین از او دارم.

وی گفت: آقای جمشیدی در جامعه ما بیشتر به عنوان نویسنده شناخته می‌شود، اما او یک آمیزه عجیبی است، چرا که هم شاعر است، هم نقاش و هم در حال ژورنالیست سینما داستان کوتاه و رمان به خلق اثر پرداخته و وجود او سرشار است از شور زندگی.

شرفشاهی در ادامه با بیان اینکه در زمان‌های دور در کیهان فرهنگی روزهای دلپذیری داشتیم، گفت: همان روزها هم می‌دیدم که چقدر انرژی در وجود ایشان وجود دارد، چقدر چشم تماشا دارد، زیبایی‌های پیرامونش را خوب می‌بیند، در صورتی که خیلی انسان‌ها کورند و قابلیت دیدن ظرافت‌های اطراف را ندارند، اما او علی‌رغم تنگناها در مسیر زندگی‌اش، همیشه سعی کرده به سمت این زیبایی‌ها رفته و برای دوستان و نزدیکانش آن را برجسته کند و در آثارش تجلی دهد.

این نویسنده گفت: امروز فکر کردم چه باید بگویم، یاد آیه لیس للانسان الا ما سعی افتادم و فکر می‌کنم بزرگوارانی جمشیدی که جوانی و عمر خود را وقف فرهنگ این مرز و بوم می‌کنند، افراد متعهد و باورمند و شرافتمندی هستند، از پس این همه سال تلاش و قلم‌زدن، حاصل زندگی برای آنها چه بوده؟ جای دریغ است، چرا که با وجود انقلاب فرهنگی، پس از 35 سال کسی از نوشتن و نویسندگی چیزی نمی‌گوید و نمی‌تواند زندگی‌اش را تأمین کند. این مسئله تلخ و غم‌انگیز است.

به گفته وی، هنوز نویسندگی در مملکت ما به عنوان یک شغل جا نیفتاده است، همه ما می‌دانیم نویسندگی کار هر کسی نیست و کار خواص جامعه است. به این اعتبار نویسنده و افرادی که کار قلم می‌کنند، بیش از سایرین در جامعه زحمت می‌کشند، اما غالباً دیده نمی‌شوند.

وی افزود: در حال حاضر، بسیاری از اهالی قلم حاضرند حق‌الزحمه نگیرند، اما کارشان را چاپ و ماندگار کنند؛ ما در شرایطی قرار داریم که سالها از مدیریت فرهنگی فشل آن گلایه داریم، به لحاظ سخت‌افزاری، میزها طویل‌تر می‌شود، تجملات و ریخت و پاش‌های آنچنانی نمود بیشتری دارد و این وسط حلقه مفقوده‌ای وجود دارد که دیده نمی‌شود. اما چرا اهالی قلم مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرند؟ با تمام این احوال، خوب است چنین نشست‌هایی به سمتی حرکت کند تا دوستان جمع شوند و از طریق همفکری، راهکاری پیش‌بینی شود تا حداقل نسل آینده نویسندگان این مملکت این چنین مصائب را دوباره تجربه نکنند.

* یوسف قوجق: مقهور نثر جمشیدی شدم

یوسف قوجق از نویسندگان ترکمن در این نشست با بیان اینکه انسان گاهی فکر می‌کند دوستی و رفاقت نیاز به نشست و برخاست فیزیکی دارد، ولی اینگونه نیست، اظهار داشت: من آقای جمشیدی را از طریق نشست و برخاست نشناختم، زیرا دوستی من با او از طریق کتاب حاصل شده است، کتاب‌هایش را خوانده‌ام به قدری که ابتدا مقهور نثر او می‌شوم و سپس به محتوا و فرم می‌پردازم، زیرا قلمش برایم لذت‌بخش است.

وی به تحسین از نثر مصطفی جمشیدی پرداخت و گفت: گاهی در هنگام خواندن آثارش به او غبطه می‌خورم، او حق استادی به گردن من دارد، زیرا خیلی چیزها از او آموخته‌ام و او یکی از افراد تأثیرگذار در نوشتن من است.

قوجق با بیان اینکه مصطفی جمشیدی هیچ‌وقت محتوا را فدای فرم نمی‌کند، گفت: جمشیدی فرم و ساختار را می‌شناسد و به تکنیک تسلط دارد. او محتوای ارزشمندی را می‌نویسد که کمتر کسی در ادبیات داستانی را دیده‌ام که این دو را با هم داشته باشد و در موازنه باشد. کارهای او واقعاً نشان می‌دهد هم فرم را خوب می‌شناسد و هم به محتوا اشراف دارد.

وی با بیان اشاره‌ای که محمد عزیزی برای کتاب «همت» داشت و گلایه‌های او، گفت: حدود سی و اندی سال است ما یک برخورد احساسی با واقعه انقلاب داریم، خصوصاً جنگ! برخوردی که حس می‌کنم نویسندگان دلشان می‌لرزد سراغ نوشتن زندگینامه داستانی افرادی که جانفشانی کرده‌اند بروند. فکر می‌کنم اگر ادبیات ما بخواهد در زمینه جنگ و  انقلاب رشد کند، این برخوردهای احساسی باید کمرنگ شود، باید فضا را باز کنیم تا کسی دست و دلش نلرزد تا بنویسد، اگر این برخوردها را کنار گذاریم، ادبیات ما شکوفا شده و رشد می‌یابد.

وی در پایان گفت: قصه‌های نوشته‌شده در زمینه جنگ و انقلاب نشان می‌دهد که چرا ادبیات انقلاب ما همپای ادبیات جنگ رشد نداشته، چون نویسنده می‌خواسته کاری صورت دهد، اما با برخوردهای احساسی مواجه شده، تردید کرده و کنار کشیده است.

* جمشیدی: افتخارم این است که بدون معلم کار را آغاز کرده‌ام و به جرأت می‌گویم فرزند خطا و تجربه توأمان بوده‌ام

مصطفی جمشیدی در مراسم بزرگداشتش اظهار داشت: آرزو می‌کنم با همین دوستان اهل قلم و شاعران محشور شوم. دوست دارم با نویسندگان جبهه ادبی انقلاب که قلم می‌زنند، و با سینه پاک و نفس‌هایشان محشور شوند.

وی در ادامه ضمن اشاره به اینکه در میان آثارم چند کتاب وجود دارد که آنها را خیلی دوست دارم، گفت: جوان بودیم و تکنیکی می‌نوشتیم و من آثاری که تکنیکی نوشته شده را دوست دارم. من هیچ‌گاه سیم و زری برای فرزندانم باقی نگذاشته‌ام، تنها همین ادب فرزندان و قریحه موجود برجاست.

جمشیدی گفت: باید بدانیم خدا هر چیزی را می‌بخشد به جز شرک. از زمانی که عقل‌رس شده‌ام و به خودم آمده‌ام و پس از زیارت خانه خدا، نوشتن را دیگرگونه شروع کرده‌ام. افتخارم این است که بدون معلم کار را آغاز کرده‌ام و به جرأت می‌گویم فرزند خطا و تجربه توأمان بوده‌ام، افتان و خیزان راه آمده‌ایم.

وی با بیان اینکه هم‌دانشکده‌ای قیصر امین‌پور و سیدحسن حسینی بوده‌ام، گفت: سلف ما همین‌ها هستند، ما نمی‌توانیم آنها را نادیده بگیریم، اما خوشبختیم که نسل بعدی افرادی همچون فاضل نظری و فرزندم هستند که به این ادبیات معطوفند و راه ما را ادامه می‌دهند.

جمشیدی در ادامه به ادبیات انگلیس و آمریکا اشاره کرد و گفت: هر کاری باید ابزار خود را داشته باشد، اما من هم سعی کردم تکنیک را در خدمت چیزی بیاورم که به آن اعتقاد داشته‌ام. از زمانی که به ادبیات پرداخته‌ام، معتقد بودم که ادبیات باید در خدمت باورها باشد، از این رو، برای تألیف کتاب «شب رنج موسی» 5 سال از وقت آن را صرف پژوهش و تحقیق کردم.

به گفته وی، چند کتاب را خیلی دوست دارم مثل «بال آتش، بال خون»، «بیداری» و…، اما باید بگویم کتاب «بیداری» ادای دینی است به انقلاب و شهدا، چرا که مؤمن مکفر است، مورد تکفیر واقع می‌شود.

وی در ادامه سخنان خود گفت: هر جا که چیزی برای انقلاب نوشتیم، خدا آن را بزرگ می‌کند. کتاب «شهید دوران» دلی‌ترین کار من است، اما رمان «سمندر» خاطرات حضور من در عرصه جنگ تحمیلی است که افتخار جانبازی از آن روزها را دارم، اما اگر همین کتاب در آمریکا منتشر شده بود، تاکنون به 20 زبان ترجمه شده بود، ولی در ایران، حتی دیده هم نشد.

وی در ادامه ضمن تقدیر از رهبر انقلاب به دلیل اشراف در رمان و هدایت جامعه و خروج از دشواری‌ها گفت: همین که ما زیر سایه نظام جمع شده و همدلی می‌کنیم کافی است. یک عده نمی‌خواهند کمکی کنند و سوءاستفاده می‌کنند، حتی برخی مدیران فرهنگی ما زیر کولر گازی می‌نشینند و حتی با چنین جلساتی میانه‌ای ندارند، اما باید آنها نیز بدانند ما برای خدا می‌نویسیم، ولی نباید از قلم ما سوءاستفاده کنند.

وی با تقدیر از حضور فاضل نظری و محمدی از مدیران حوزه هنری و ارج نهادن به نویسندگان و اهالی قلم، آنها را از مدیرانی خواند که قلم نویسنده را می‌شناسند و پیرامون قلمش گفت: نویسنده باید تکنیک را به خدمت فرهنگ بومی درآورد. با شهامت می‌گویم، من هم تکنیک را از خارج گرفتم، ولی در خدمت معرفت‌های خودمان درآوردم.

جمشیدی به اثری که درباره شهید آوینی و سه‌گانه‌هایی که پیرامون امام زمان(عج) تألیف کرده، همچنین کتاب «سراب و سمرقند» که پیرامون حجاب است اشاره کرد و گفت: به آنها افتخار می‌کنم و امیدوارم همین چند اثر در برزخ دستم را بگیرد. افتخار می‌کنم در نظامی زندگی می‌کنم که رهبرش فرزانه است و به رمان اشراف دارد و کشور را از پیچ و تاب‌های سخت نجات داده است. ما رهبری فرزانه داریم که گرد او جمع شده‌ایم و با شجاعت کار را ادامه می‌دهیم. ما مدیون خون شهدا و رهبری او هستیم، اما برخی بی‌مهری‌های فرهنگی را نمی‌توان تحمل کرد. برخی مدیران، کم‌لطفی می‌کنند و پرروییهای برخی را نمی‌توان نادیده گرفت. کتاب «رنج شب موسی» که پیرامون امام موسی صدر است در دولت گذشته و این دولت در بنیاد ادبیات داستانی چرا باید اینگونه مورد توجه قرار گیرد! یا کتاب «وقایع‌نگاری یک زندیق» که اگر این کتاب در آمریکا نوشته شده بود، شاید تا به امروز کمپینی برای آن تشکیل می‌شد.

جمشیدی متولد 1340 ساکن تهران است، در سینما دست دارد و علاوه بر نوشتن سناریو مدیریت حوزه اقتباس بنیاد سینمایی فارابی را نیز عهده‌دار است. «لغات میغ» از آثار وی، یکی از پنج کاندیدای کتاب سال جایزه ادبیات متفاوت در سال 83 بوده است.
از جمله آثار وی رمان «بوفاری 4»، «بیداری»، «گزارش وقایع نخل»، رمان «شب رنج موسی»، «معبر به آخرالزمان»، «شنیدن آوازهای مغولی»، «خود نوشت»، «بازیافته های شهر دلتنگ»، «وقت نیایش ماهی ها»، رمان «سونات عدن»، «سمندر» و …. است.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

92 − = 91