حامد عسکری: «دفاع از شط» یک ترانه خودجوش و هیئتی بود

حامد عسکری

صبح هنر | حامد عسکری درباره ترانه «دفاع از شط» گفت: «خدمت سربازی من در بوشهر بود و با بچه های آن‌ها هم دم خور بودم این ایده به ذهنم رسید که خوب است عینکم را از نگاه یک مادر جنوبی به چشم بزنم و از روحیات آن‌ها بگویم و خلاصه اینکه با زحمت این کار آماده شد و البته باید بگویم این کار کاملاً هیئتی و بدون هیچ گونه سفارشی خود جوش آماده شد.»

آیین تجلیل از هنرمندان عرصه موسیقی، شعر و ترانه با موضوع «شهدای غواص» عصر روز گذشته شنبه(۲۱ شهریور) با حضور سردارگلعلی بابایی، محسن مومنی شریف، فاضل نظری و چهره‌های فرهنگی هنری ایران اسلامی و خانواده‌های شهدا در سالن سوره حوزه هنری برگزار شد.

با دعوت از نفیسه سادات موسوی برای سرودن غزل “نصفِ تاریخ عاشقی «آب» است” مراسم شروع می‌شود.

نصفِ تاریخ عاشقی «آب» است

قصه‌هایی عمیق و پراحساس

***

قصه‌هایی پر از فداکاری

قصه‌هایی عجیب، اما خاص

***

قصۀ آبِ چشمۀ زمزم

زیرِ پاکوبه‌های اسماعیل

***

قصۀ نیل و حضرت موسی

قصۀ آن گذشتنِ حسّاس

***

قصۀ حفظِ حضرت یونس

توی بطن نهنگ، در دریا

***

یا که نفرینِ نوحِ پیغمبر

بر سرِ مردمِ نمک نشناس

***

قصۀ ظهر روز عاشورا

بستنِ آب روی وارثِ آن

***

کربلا بود و یک حرم، تشنه

کربلا بود و حضرتِ عباس

***

بین افسانه‌های آب و جنون

قصۀ تازه‌ای اضافه شده:

***

قصۀ بیست و هفت ساله‌ای از

صد و هفتاد و پنج تا غواص…

بخش بعدی برنامه پخش کلیپ «یک، هفت، پنج» با خوانندگی کیان مقدم بود. ترانه این کلیپ را احمد امیر خلیلی سروده بود.

 شهدای غواص، موج خروشانی در دل مردم سرزمینمان ایجاد کرد

فاضل نظری معاون هنری حوزه هنری، در ادامه این برنامه در سخنانی گفت: حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، این بخت بلند را داشت که پیکر پاک دو ستاره درخشان آسمان ایثار را در آغوش بگیرد. این اتفاق مبارک،‌ برای هنرمندان انقلاب اسلامی،‌ موضوع مهم، ارزشمند و قابل افتخاری است.

وی افزود: آمدن شهیدان غواص، موج خروشانی در دل مردم سرزمینمان ایجاد کرد و انگار آنها دوباره پیام تازه‌ای برای همه کسانی آوردند که در این سال‌ها در فکر این ستاره‌ها بودند یا عده‌ای که ممکن است در فراموشی روزگار و غبار تکرار و تکرارها، این خورشیدهای فروزان را از یاد برده باشند.

فاضل نظری همچنین ادامه داد: در این میان،‌ واکنش هنرمندان به این موضوع بسیار ارزشمند بود. آنها با شور غریبی که درباره این موضوع از خودشان نشان دادند، یک بار دیگر ثابت کردند در کنار مردم و دیگر قشرها حضور دارند و تمام قد ایستاده‌اند.

این شاعر با بیان این که این مراسم،‌ جلسه‌ای نمادین برای تقدیر از هنرمندانی است که در زمینه شهدای غواص فعالیتی کردند، گفت: این افراد،‌ با هزینه و باور خودشان وارد عمل شدند و هنری که از جان افراد برخاسته باشد، ارزش بسیاری دارد.

وی تاکید کرد: امیدوارم هنرمندان بدانند واکنش نشان دادن به پدیده‌های اجتماعی نیز جزئی از فعالیت هنری آنها و بخشی از هنرمند بودن محسوب می‌شود و حوزه هنری اهتمام دارد که به چنین موضوعاتی توجه نشان دهد.

این نوشته برگرفته از روحیه استکبار ستیزی پدرم است

خانم «شیخ شعاعی» دختر روحانی شهید محمد شیخ شعاعی از شهدای ۱۷۵ غواص شهید در بخش دیگری از این برنامه نامه پدر خود را که ۳۷سال پیش نگارش شده بود را قرائت کرد. این نوشته برگرفته از روحیه استکبار ستیزی پدرم است که به حضار تقدیم می‌کنم.

پیامی به همسر گرامی و والدین ارجمندم

به دخترم دروغ نگویید!

نگویید من به سفر رفته‌ام

نگویید از سفر باز خواهم گشت

***

نگویید زیباترین هدیه را برایش به ارمغان خواهم آورد

به دخترم واقعیت را بگویید،

بگویید بخاطر آزادی تو

هزاران خمپاره دشمن

سینۀ پدرت را نشانه رفته‌اند

بگویید خون پدرت بر تمام مرزهای غرب و جنوب کشورش

پریشان شده است

بگویید موشک‌های دشمن

انگشتان پدرت را در سومار

دست‌های پدرت را در میمک

پاهای پدرت را در موسیان

سینه پدرت را در شلمچه

چشمان پدرت را در هویزه

حنجرۀ پدرت را در ارتفاعات الله اکبر

خون پدرت را در رودخانۀ بهمنشیر

و قلب پدرت را در خونین شهر پرپر کرده‌اند

اما ایمان پدرت در تمام جبهه‌ها می‌جنگد

به دخترم واقعیت را بگویید!

بگذارید قلب کوچک دخترم ترک بردارد و

نفرت همیشگی از استعمار در آن بدواند

بگذارید دخترم بداند که چرا عکس پدرش را بزرگ کرده‌اند

چرا مادر دیگر نخواهد خندید

چرا گونه‌های مادر بزرگش همیشه خیس است

چرا عموهایش، محبتی بیش از پیش به او دارند

و چرا پدرش به خانه بر نمی‌گردد

بگذارید دخترم به‌جای عروسک بازی

نارنجک را بیاموزد

به‌جای ترانه، فریاد را بیاموزد

***

و به‌جای جغرافیای جهان،

تاریخ جهان خواران را بیاموزد

به دخترم دروغ نگویید

نمی‌خواهم آزادی دخترم، قربانی نیرنگ جهان‌خواران باشد

به دخترم واقعیت را بگویید

می‌خواهم دخترم دشمن را بشناسد

امپریالیسم را بشناسد

استعمار را بشناسد

به دخترم بگویید من شهید شدم

بگذارید دخترم تنها به دریای خون شهیدان هویزه بیندیشد

سلام مرا به دخترم برسانید

و این اشعار را که نوشتم

برایش نگهدارید که بزرگتر شد

خودش بخواند

شهیدان زنده‌اند الله اکبر

بخون غلطیده‌اند الله اکبر

باعث افتخار من بود برای شهدای غواص خواندم

اجرای زنده «دفاع از شط» با شعر حامد عسکری و غلامرضا صنعتگر بخش دیگری از این برنامه بود. صنعتگر خواننده این اثر در پایان گفت باعث افتخار من بود برای شهدای غواص خواندم، با افتخار برای شهدا خواندم.

نِنه‌ش می‌گفت بُواش قنداقه‌شو دید

رو بازوش دس کشید مثل همیشه

می‌گفت دِستاش مثه بال نِهنگه

گِمونم ای پسر غِواص می‌شه

نِنه‌ش می‌گفت: همه‌ش نزدیک شط بود

می‌ترسیدُم که دور شه از کنارُم

به مو‌ می‌گف: نِنِه می‌خام بزرگ شُم

بِرُم سی لیلا مرواری بیارُم

نِنه‌ش می‌گفت نمی‌خاستُم بره شط

می‌دیدُم هی تو قلبُم التهابه

یه روز اومد به مو گفت: بل بِرُم شط

نفس مو بیشتِر از جاسم تو آبه

زِد و نامردای بعثی رسیدن

مثه خرچنگ افتادن تو کارون

کِهورا سوختن، نخلا شکستن

تموم شهر شد غرقابه‌ی خون

نِنه‌ش می‌گفت روزی که داشت می‌رفت

پسین بود؟ صبح بود؟ یادُم نمیاد

مو‌ گفتم :بِچِه‌ای…لبخند زد گفت:

دفاع از شط شناسنامه نمی‌خواد

رفیقاش می‌گن: از وقتی که اومد

تو چشماش یه غرور خاص بوده

به فرمانده‌ش می‌گفته بِل بِرُم شط

ماها هف پشتمون غِواص بوده

نِنه‌ش می‌گف جِوونِ برگِ سِدرُم

مثه مرغابیای خسته برگشت

شبی که کربلای چاار لو رفت

یه گردان زد به خط یه دسته برگشت

نِنه‌ش می‌گفت‌: چشام به در سیا شد

دوای زخم نمک‌سودُم نِیومد

مسلمونا دلُم می‌سوزه از داغ

جِوونُم دلبَرُم رودُم نِیومد

عشیره می‌گن از وقتی که گم شد

یه خنده رو لب باباش نیومد

تا از موجا جنازه پس بگیره

شبای ساحلو دمّام می‌زد

یه گردان اومده با دست بسته

دوباره شهر غرق یاس می‌شه

ننه‌ش بندا رو ‌وا می‌کرد باباش گفت:

مو‌ گفتم ای پسر غِواص می‌شه

حامد عسکری شاعر کلیپ «دفاع از شط» در توضیحی درباره روند ساخت این اثر هنری گفت: خیلی دلم می‌خواست برای شهدای غواص کاری کنم وقتی چرخی در شبکه‌های اجتماعی زدم دیدم همه در حال تولید محتواهای هنری و گرافیکی هستند و کارهای خوبی هم تولید شده است.

وی ادامه داد: خدمت سربازی من در بوشهر بود و با بچه های آن‌ها هم دم خور بودم این ایده به ذهنم رسید که خوب است عینکم را از نگاه یک مادر جنوبی به چشم بزنم و از روحیات آن‌ها بگویم و خلاصه اینکه با زحمت این کار آماده شد و البته باید بگویم این کار کاملاً هیئتی و بدون هیچ گونه سفارشی خود جوش آماده شد.

از کتاب«حماسه یاسین» برای شعرهایم درباره شهدای غواص بهره گرفتم

میلاد عرفان پور شاعر دیگری بود که برای خواندن اشعار خود روی سن آمد و در پایان با معرفی کتابی که سال‌ها پیش از آن الگو گرفته بود، گفت: به همه دوستان توصیه می‌کنم کتاب «حماسه یاسین» نوشته حجت الاسلام انجوی‌نژاد را بخوانید. این کتاب سال‌ها پیش درباره شهدای غواص گردان یاسین نوشته شده است که من همان ابتدای سرودنم از این کتاب الهام گرفتم. به نظرم کسانی که می‌خواهند با شهدای غواص آشنا شوند این کتاب به آن‌ها کمک کند.

در ادامه این مراسم، با حضور فاضل نظری، الهام چرخنده، گلعلی بابایی و محمدرضا شفاه مدیرعامل باشگاه فیلم سوره، از خانواده شهدا تقدیر شد. مادر شهید صبوری از بوشهر، فرزندان شهید شیخ‌شعاعی، خانواده شهید مهدوی نیاکی، پدر شهید علی بادویی از مشهد از جمله افرادی بودند که حضورشان گرمابخش این مراسم بود و شاعران جوان، هدایایشان را از دست آن ها دریافت کردند.

احمد امیرخلیلی (شاعر) و کیان مقدم (خواننده نماهنگ یک هفت پنج)، حامد عسگری (شاعر) و غلامرضا صنعتگر (خواننده نماهنگ دفاع از شط)، میلاد هارونی (خواننده)، قاسم صرافان (شاعر) و وحید امینی (کارگردان نماهنگ اشک آینه) و هنرمندان و شاعران دیگری ازجمله سیدعلی میرمحمدی، پیمان طالبی، حسین صیامی، میلاد عرفانپور، سارا بالو و نفیسه سادات موسوی افرادی بودند که از دست خانواده شهدای حاضر در این مراسم لوح تقدیر دریافت کردند.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

51 − 48 =