حرفي از آن هزاران كاندر عبارت آمد

اصلا فكر نمي كردم بعد سي و اندي سال محصول ادبيات عاشورايي ما آن هم در ميان برخي از شاعران جوان آييني مان چنين نتايجي داشته باشد. كاش نام اين چيزها را مي شد جوان پيري گذاشت. حتي گمان مي كنم پيرمردان هفتاد هشتاد سال قبل هم كه نه حضرت امام خميني(ره) را ديده بودند و نه انقلاب اسلامي را كمي تا قسمتي نگاه شان به مقوله ي كربلا تازه تر و انقلابي تر از برخي از اين جماعت باشد .

البته ريشه ي همه ي اينها برمي گردد به حذف كردن نگاه انقلابي و تفكيك انقلاب از شعر آييني – كه به زعم من نظريه اي است بس خطرناك و از قبل طراحي شده توسط كساني كه در جاي ديگر نشسته اند و نقش آفرينان آن هم جماعتي هستند كه رگ غيرتشان در همه وقت مي جنبد و سيخ مي شود الا در ظهر عاشورا و ايام فتنه و روزهاي سخت و تنهايي انقلاب. حكايت اينان حكايت همان روضه ي حضرت زهراي مرضيه(س) و آن بقالي ست كه به همه ي روضه خوان ها سفارش داده بود در همسايگي سفارت عثماني در همه ي خانه ها  روضه ي حضرت زهرا بخوانند و دعواي شيعه و سني را علم كنند و آخرش پول هاي بقالي ها سر از سفارت فخيمه ي انگليس در آورده بود.

  خدا كند بزرگان شعر آييني و بزرگان مداحي اصيل كشور كه بسياري شان از ياران صادق  رهبري و از عمارهاي انقلاب اند در اين شبه فتنه نيز ورود پيدا كنند و جلوي اين جريان – كه دمش به  انجمن فخيمه ي حجتيه گره خورده است – با روشنگري خود بايستند. وگرنه بسياري از ما شاعران انقلاب از روي ارادت و ادب همواره پيشاني و شانه و دست بسياري از اين مداحان  راستين حضرت سيدالشهدا را بوسيده و مي بوسيم و به برادري و ياري با آنان افتخار مي كنيم.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

46 − 37 =