در سوگ مکن خلاصه فصل خون را؛ رباعی‎های عاشورایی رضا اسماعیلی

شعر،رباعی،محرم،نوحه،جدید،عاشورا،رضا اسماعیلی،مداحی،حماسه حسینی،نقد مداحی،نقد،آسیب شناسی، رباعی های عاشورایی رضا اسماعیلی

صبح هنر | رضا اسماعیلی در ادامه روند انتشار رباعی هایی آیینی خود که برگرفته از سیره و احادیث ائمه معصومین هستند، همچون محرم دو سال قبل رباعی هایی خطاب به مداحان و عزاداران حسینی منتشر کرد.

اسماعیلی در سروده‌های اخیر خود چه در حوزه شعر عاشورایی و چه در دیگر موضوعات آیینی، نگاه نوتری به حوزه آیین دارد. او در این دسته از اشعار خود، حدیثی از ائمه اطهار(ع) را مد نظر قرار داده و با الهام گرفتن از قول امام معصوم(ع)، شعری می‌گوید که کمتر به مدح اشاره دارد و بیشتر ناظر بر محتوایی اخلاقی‌ست که امام(ع) بر انجام آن تأکید دارد.

رباعی‌های جدید اسماعیلی که در آستانه ماه عزای حسینی به نظم درآمده‌اند، نیز برگرفته از یکی از احادیث نقل شده از امام حسین(ع) است که فرمود: «إِنّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَ لا بَطَرًا وَ لا مُفْسِدًا وَ لا ظالِمًا وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاْصْلاحِ فی أُمَّهِ جَدّی (صلی  الله علیه وآله و سلم) أُریدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْروفِ وَ أَنْهی عَنِ المُنْکَرِ وَ أَسیرَ بِسیرَهِ جَدّی وَ أَبی عَلِی بْنِ أَبیطالب.»

من از روی  خودخواهی  و خوشگذرانی  و یا برای  فساد و ستمگری  قیام نکردم، بلکه قیام من برای  اصلاح در امّت جدّم می باشد، می خواهم امر به معروف و نهی  از منکر کنم و به سیره و روش جدّم و پدرم علی  بن ابیطالب عمل کنم. ( بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۳۲۹ )

۱
این موسیقی غریب، جزء دین نیست *۱
این خوانش و رقص، در خور آیین نیست
عریان شدن و حسین را «سین» گفتن
ای مرثیه خوان! عشق حسینی این نیست

۲

«ای تعزیه‌داران! به ادب بنشینید»*۲
بیدار و امین و حق‌طلب بنشینید
بر زخم دل فاطمه نشتر کافی‌ست
از روضه مکشوف، عقب بنشینید

۳
در سوگ، به روی و سر زدن کافی نیست
«مظلوم حسین بی کفن …»، کافی نیست*۳
باید « نگریستن » بیاموزی مرد
بر کرب و بلا، «گریستن» کافی نیست

۴

ای کاش به سبک «کوثری»  می‌خواندی
تو روضه روح‌پروری می‌خواندی
دلتنگ «حماسه حسینی» هستم
ای کاش کمی «مُطهّری» می‌خواندی

۵
چون لاله  سرخ، عاشقم، بسم الله
با کرب و بلا موافقم، بسم الله
یک جرعه «نوای کاروان» می‌خواهم
من تشنه «حاج صادقم»، بسم الله

۶
در وصف تو عده‌ای رثا می‌گویند
یک عده، حماسه تو را می‌گویند
من همدل آن جماعتی هستم که؛
با «شور و شعور»، از شما می‌گویند

۷

در وصف تو از خیال باید برگشت
از وادی احتمال باید برگشت
ناممکنِ کربلا تو را ممکن شد
در راه تو، از محال باید برگشت

۸
در مجلس روضه فارغ از تزیین باش
در وادی حفظ آبروی دین باش
عریان مشو از نجابت پیراهن
در مجلس سوگ او، ادب‌آیین باش

۹

ای خوب ! بکوش، یار ایمان باشی
در سبک عزا نیز مسلمان باشی
در تعزیه‌ای که میزبانش زهراست
دور از ادب است لخت و عریان باشی

۱۰

از فتنه َنفسِ خیره‌سر عریان شو
تکبیر بگو، ز هر چه شر عریان شو
در مجلس روضه ابا عبدالله( ع )
از جامه  شهرت، ای پسر! عریان شو

۱۱

سوگند به عشق، کربلا بازی نیست
آیینه دلبری و غمّازی نیست
بشکن بُت نَفسِ شِمر خود را ای مرد!
جایی که به نَفسِ خود بپردازی نیست

۱۲

چون کوفه، وجودی عافیت‌اندیشی
جز خویش، به قبله‌ای نمی اندیشی
معنای «حسین» را نمی‌فهمی تو
تا مرثیه‌خوان دردهای خویشی

۱۳
عاشورا، یک حماسه خونین است
اما به روایت تو «سین و سین» است
«کشتند حسین تشنه را، واویلا … » * ۴
تفسیر تو از حماسه تنها این است؟!

۱۴
از کرب و بلای خون، دگرگون گفتیم
از دایره حماسه بیرون گفتیم
ماندیم  ز فهم حکمت عاشورا
در ترجمه حسین: «مجنون» گفتیم!!

۱۵

در وادی کربلا تو سرگردانی
از کرب و بلا فقط عطش می خوانی
در ترجمه «حسین»، می‌گویی: «آب» !
دریاست حسین و غافل از این «آنی»

۱۶

مولا نفس و جسور و حق آوا نیست
در حنجره‌اش، حماسه‌ای زیبا نیست
از کرب و بلا، فقط «بلا» می‌خواند
این روضه، قرائتی ز عاشورا نیست

۱۷

باید که به نور اشک، بینا گردیم
با تعزیه حسین، احیا گردیم
با لشکر قطره‌های عاشورا کیش
نابودی ظلم را مهیا گردیم

۱۸

خوبست که از تبار وحدت باشد
بر روی لبش شعار وحدت باشد
در فصل نپیچد و به وصل اندیشد
این روضه طلایه‌دار وحدت باشد

۱۹
دریاب تو انقلاب عاشورا  را
مضمون بلند و ناب عاشورا  را
در سوگ مکن خلاصه فصل خون را
تحریف مکن کتاب عاشورا  را

۲۰
ای خوب ! زمان، زمانه عاشوراست
خورشید به روی شانه عاشوراست
دریاب طلوع صبح بیداری را
این صبح مُبین ، نشانه عاشوراست

۲۱

به حنجره عاشورایی رهبر معظم انقلاب:
دلباخته‌ام  پیرِ خراسانی را
آن پورِ حسین، روح قرآنی را
بی‌پرده بگویمت برادر! آری
آموخته‌ام از او مسلمانی را

——————————–
پانوشت‌ها:

* ۱ –  «بازى کردن با مسئله ى مداحى سزاوار نیست. مداحى را به صورت یک کار صرفاً سطحى، شکلى، ظاهرى در آوردن، آن را عبارهٌاخراى تقلید از یک کار مبتذل غربى قرار دادن، هیچ جائز نیست … اگر چنانچه مداح و خواننده ما و ستایش گر اهل بیت (علیهم السّلام) از کسانى که خودشان غرق در حیرت و بدبختـــى اند – وادى هنرى غرب، بخصوص هنر موسیقى شان که به ابتذال کشانده شده – و در وادى حیرت و سردرگمـــى شیطانى و نه حیرت رحمانـــى هستند، این کار شریف و پاکیزه و مقدس را الگوگیرى کرد، این کار ناسزاوار است؛ کار ناشایستى است». ( بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار مدّاحان آل اللَّه / ۴ تیر ۱۳۸۷ )

* ۲
از عرش صدای« مَن عَرَف» می‌آید
وز فرش نسیم «لاتَخَف» می‌آید
ای تعزیه داران به ادب بنشینید
زیرا که  ز  ره  شاه نجف می‌آید

(حسینعلی قضایی مینابی)

* ۳ – ۴ – چقدر خوب است که در این (شعرها) و نوحه‌‌خوانی‌ها مضامین اسلامی، مضامین انقلابـــی، مضامین قرآنی گنجانده بشود؛ یک وقت هست که سینه مــی‌زنند و صد بار با تعبیرات مختلف مثلاً می گویند «حسین وای»، خب این یک کاری است امّا هیچ فایده‌‌ای ندارد و هیچ چیزی از «حسین وای» انسان نمی‌فهمد و یاد نمی‌گیرد. (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای ستاد مرکزی هیئت رزمندگان اسلام / ۲۰ آبان ۱۳۹۲  )

این ریاعی ها هم دو سال قبل اسماعیلی منتشر کر که انعکاس و حاشیه های زیادی با حود به همراه داشت:

۱
چون خونِ خدا ، بیا مسلمان باشیم
یا حداقل ، شبیه سلمان باشیم
مولا ، سگ آستان نمی خواهد مرد !
او کرد قیام ، تا که ” انسان ” باشیم
۲
وقتی که حسین را تو ” سین ” می خوانی !
در تعزیه ، روضه ی حزین می خوانی
یعنی که حماسه را غلط می فهمی
وقتی که ز کوه اینچنین می خوانی
۳
تردید مکن که کربلا آغاز است
بر بام سپهر ، مژده ی پرواز است
لبیّک بگو به “هَل ِمن …” عاشورا
این پنجره تا ابد به دنیا باز است
۴
تردید مکن ، امام را باید گفت
این خطبه ی ناتمام را باید گفت
با لهجه ی زینبی به گوش فردا
زیبایی این قیام را باید گفت
۵
بر خیز و ببین قیامت کبرا را
پایان حماسه رنگ این دنیا را
برخیز و برقص مرگ را در میدان
با خون بنویس ، فصل عاشورا را

۶
ای مرثیه خوان ! اهل َحرَم را دریاب
مولای حماسه و َکرَم را دریاب
با پای ادب به کربلا وارد شو
در روضه ، حضور” محتشم ” را دریاب
۷
ای دلشدگان ! حسین ” عبدالله ” است
گوینده ی ” لا ِالهَ ِالاّ الله ” است
هر کس که حدیث دیگری می گوید
سوگند به نور ، ُمشرک و گمراه است
۸
این مرد سپیده پوش ، نامش نور است
در گوش زمینیان ، پیامش نور است
بر ظلمت کربلا سَحَر می پاشد
جان مایه ی نهضت و قیامش نور است
۹
ای مرثیه خوان ! گزافه گفتن کفرست
با لهجه ی دین ، خرافه گفتن کفرست
اسلام دو نور عترت و قرآن است
جز این ، سخنی اضافه گفتن کفرست
۱۰
او آمد و چشم عشق را روشن کرد
لعنت به دل سیاه اهریمن کرد
« لا » گفت به ظلم و اسب خون را هِی کرد
تنپوش قیام سرخ را بر تن کرد
۱۱
با کرب و بلا ، سراب می بافی تو
یک پرسش بی جواب می بافی تو
مفهوم حسین را نمی فهمی ، حیف
با خون حسین ، آب می بافی تو !
۱۲
چون کوفه ، وجودی عافیت اندیشی
جز خویش ، به قبله ای نمی اندیشی
معنای « حسین » را نمی فهمی تو
تا مرثیه خوان دردهای خویشی !

۱۳
این مرد، برای فتح دین می جنگد
در سنگر عشق، با یقین می جنگد
تا محو شب و طلوع صبح صادق
آیینه به دست، در زمین می جنگد
۱۴
ای مرثیه خوان ! ز چشم و ابرو بگذر
از خال لب و کمند گیسو بگذر
این مرد بزک کرده ! ابوفاضل نیست
تکبیر بگو ! از این هیاهو بگذر

۱۵
از کرب و بلا ، همیشه زیبا بنویس
برآینه « ما رَایتُ اِلّا … » بنویس
در ترجمه ی حسین ، همچون زینب
با خط زلال آب : « دریا » بنویس
۱۶
او خالق عاشقانه ی عاشوراست
آیینه ترین نشانه ی عاشوراست
او وارث هفتاد و دو داغ سرخ ست
منظومه ی جاودانه ی عاشوراست

۱۷
در کاسه ی چشم خویش ، اشک آوردیم
گفتیم حسین و گریه بر او کردیم
کردیم گناه و بی وضوی توبه
گِردِ حَرَم شفاعتش می گردیم !
۱۸
من شاعر نور پاک آلُ اللهم
عشق است دلیل و شبچراغ راهم
هم قبله ی « دِعبِل » و « کُمیت » و « عُمّان »
همسنگر هر چه ذاکر آگاهم

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

87 − = 78