رسالت سینما مقاومت در برابر اشغال فرهنگی است

سهیل سلیمی متولد1357 تهران از 18سالگی به عضویت انجمن سینمای جوان درآمد و طی سالهای 1376 تا 1389 در بیش از یکصد اثر نمایشی و رسانه ای درعناوین مختلف اعم از تدوین فیلم ، تصویربرداری ، بازیگری ، گریم ، نویسندگی ، مدیریت تولید ، تهیه کنندگی و کارگردانی حضور داشته است. این کارگردان جوان که نخستین اثر بلند سینمایی اش را با نام «فرشتگان قصاب» در جشنواره فیلم فجر سال گذشته دیدیم و فانوس بلورین بهترین فیلمنامه داستانی را از چهارمین دوره جشنواره فیلم عمار گرفت، مهمان خبرگزاری فارس شده تا از سبک سینمای جدیدش و فیلمنامه های آینده اش از او بپرسیم.

• در ابتدا از نحوه شکل گیری و تولید ««فرشتگان قصاب»» برایمان بگویید.

من «فرشتگان قصاب» را 2سال پیش با نام قبلی «صفحه آخر» نوشتم. فیلمنامه ای که قصه بعثی‌هایی بود که در خوزستان مدرسه‌ای را تصرف کرده بودند و افرادی را دستگیر می کردند تا از آنها اعتراف بگیرند و بچه‌های مدرسه هم از درون کمد شاهد این وقایع بودند. بعد از یک سال اتفاقاتی در حوزه قاچاق اعضا توجهم را جلب کرد و تصمیم گرفتم در آن باره فیلمنامه ای بنویسم در حین نوشتن همین فیلمنامه هم ناگهان نقطه اشتراکی بین آن و «صفحه آخر» پیدا کردم و از تلفیق آنها «فرشتگان قصاب» متولد شد.

• تلفیق این 2فیلمنامه به نفع شما تمام شد یا به ضررتان؟

به نظر خودم خیلی بهتر شد که این اتفاق افتاد زیرا یک موضوع داخلی تبدیل به سوژه ای بین‌المللی شد و به لحاظ استراتژیک هم اثر فاخر‌تری شکل گرفت.

 

برای فرشتگان قصاب روزی 20ساعت فیلمبرداری داشتیم

• چه شد که آقای قهرمانی تهیه کنندگی فیلمتان را برعهده گرفت؟

پیدا کردن تهیه‌کننده خیلی سخت بود و حتی 2بار با تهیه کننده های دیگر مجوز ساخت گرفتم اما هیچ کدام متوجه نوع خاص سینمای من نبودند و توافق نهایی حاصل نشد تا اینکه در نهایت به محمد قهرمانی رسیدم . او تهیه‌کننده بسیار هوشمندی است و متوجه اهمیت «فرشتگان قصاب» شد و اصرار داشت همانطور که فیلمنامه در تصورات و فضای ذهنی من شکل گرفته،اجرا شود. ما 6 ماه بعد از قرارداد با موسسه شهید آوینی پیش تولید فیلم را آغاز کردیم. 2 ماه برای پیش تولید زمان داشتیم که برای چنین اثری خیلی خیلی کم بود. همچنین که بدتر از آن زمان تولیدمان فقط 27 روز بود و اگرچه اصلا مطلوب من نبود اما چاره‌ای جز این نداشتم. ما روزی 20 ساعت کار می‌کردیم و فقط بین‌ 11 صبح تا 2 بعد از ظهر فرصت استراحت داشتیم. در نهایت با هم سختی‌هایش این فیلم ساخته شد اما بعد از آن مورد حمایت‌های لازم قرار نگرفت.

 

«فرشتگان قصاب» بهترین مقابله برای «آرگو» بود اما نخواستند

• از برخورد سی و یکمین جشنواره فیلم فجر با «فرشتگان قصاب» بگویید.

جشنواره فیلم فجر سی و یکم درست زمانی برگزار شد که آنونس تبلیغاتی «آرگو» همه جا پخش شده بود و واقعا به مقابله به مثلی مانند «فرشتگان قصاب» نیاز داشت تا به راحتی  روی آن مانور داده شود و از این همه شعار و همایش و غیره موثرتر باشد، اما متاسفانه نه دوستان وزارت ارشاد و نه جشنواره فجر این کار را نکردند و فیلم مظلوم واقع شد و به حق خودش نرسید،در حالیکه به محض اینکه پای فیلم به خارج از کشور باز شد جوایز متعددی گرفت.

• چرا فیلم به بخش بین‌الملل نرفت؟

با بهانه‌های عجیب غریب ««فرشتگان قصاب»» را از این بخش حذف کردند که یکی از آنها ماجرای «دارین حمسه» به عنوان یکی از بازیگران فیلم بود و جالب این است که در همین بخش خانمی را به عنوان بهترین بازیگر زن معرفی کردند که فیلم‌هایش اختصاصا در مورد روابط نامشروع است و انتخاب «امیلی واستون» نهایت بی‌شرمی جشنواره فجر سی و یکم در بخش بین الملل بود.

• از مشکل اکران «فرشتگان قصاب» در دانشگاه ها بگویید.

بعد از جشنواره فجر هم تعداد زیادی از دانشکده‌ها برای نمایش فیلم به ما درخواست دادند که عملا با کارشکنی بخش فیلم و سریال موسسه‌‌ آوینی و  تحمیل هزینه زیاد به آنها این اکران ها لغو شد.خیلی‌ها با ما تماس گرفتند و از این بابت شاکی بودند، اما متاسفانه از دست من و حتی تهیه‌کننده کاری بر نمی‌آمد.این موسسه برای هر نمایش چیزی در حدود یک میلیون و 200 هزار تومان درخواست داده بود و این در حالی است که کل بودجه فرهنگی دانشگاه‌ها برای برگزاری چنین مراسمی در سال یک میلیون تومان است و نکته جالب‌تر اینکه دانشگاه‌ها می‌گفتند بسیاری فیلم‌هایی که نه تنها در جهت اهداف نظام نیست بلکه بعضا ارزش‌های ما را زیر سوال می‌برد رایگان به نمایش در می‌آیند. اما این فیلم ارزشی چنین مبلغی را طلب می‌کند.

• ماجرای اکران عمومی فیلم چگونه شد؟

اکران، ماجرای ساده‌ای نیست و مستلزم هماهنگی و پیگیری‌های زیادی با شرکت‌های پخش و وزارت ارشاد است و همگی زمان می‌برد و باید نیروی مستمری از فردای اختتامیه جشنواره فجر پیگیر مجوز نمایش می‌شد که علی‌رغم تاکید‌ها و درخواست‌های مکرر من این اتفاق نیفتاد. من حتی بعد از چند ماه به وزارت ارشاد رفتم و متوجه شدم که اصلا درخواستی برای مجوز نمایش «فرشتگان قصاب» داده نشده است. بعد از چند ماه که حمله به سوریه مطرح شد این فیلم با توجه به رسالتش که جنگ فرهنگی و تغییر فضای جامعه بود بهترین زمان را برای اکران پیش روی خود داشت و بالاخره با تبلیغات محدود و در وضعیت نامطلوبی فیلم روی پرده رفت.

 

دومین سیصد در حال ساخت است و دست ما همچنان خالی است

• یکی از اصلی‌ترین مشکلات سینمای شما و نمونه‌های مشابه آن بحران مخاطب است و اینکه ارتباط چندان چشمگیری با مردم برقرار نمی‌کند. برای حل این مسئله چه تلاشی کرده‌اید؟

مخاطب دنبال آن چیزی می‌رود که به آن علاقه دارد و سینما هم یکی از آن مقوله‌هایی است که مخاطب باید آن را بشناسد، دوست داشته باشد و سپس برایش هزینه کند. در سینمای کنونی ما این شناخت بر اساس نام و چهره بازیگران و درصد کمی بر اساس نام کارگردانان به وجود می‌آید ولی کسی مثل من که نه چهره بازیگر شاخصی و نه نام کارگردانی پرآوازه‌ای روی فیلم‌هایم دارم کارم دشوار است و باید به ترفند‌های دیگری متوسل شوم و مهمترین ترفند تبلیغات است.تبلیغاتی که متاسفانه جای خالی‌اش به شدت حس می‌شود.

بعد از اینکه فیلم در بخش خارج از مسابقه جشنواره فجر قرار گرفت و به نوعی دچار ضد تبلیغ شد، من از دوستان فیلم و سریال موسسه آوینی درخواست کردم که با تبلیغات شهری و رسانه‌ای روی موضوع فیلم مانور‌ دهند اما این اتفاق هم نیفتاد، تا جایی که وقتی من خودم تبلیغات را در فضای مجازی و در گفت‌وگو با رسانه‌های مختلف شروع کردم هر روز فروش فیلم بالاتر رفت تا جایی که روز آخر در سینما افریقا فیلم را ایستاده تماشا کردیم.

حتی در مورد فیلم «آرگو» هم خود منتقدان خارجی اذعان داشتند که در حد گرفتن اسکار نبود، اما برای تبلیغ عقاید خودشان آنقدر به این فیلم جایزه دادند که مطرح شود. در حالیکه بخشی از مدیران فرهنگی ما تبلیغ را بخش زائد و غیر ضروری فیلم می‌دانند. اما تبلیغ حرف اول را می زند مثلا الان چند ماه است که آنونس‌‌های تبلیغاتی دومین فیلم «سیصد» در سایت‌های مشهور دنیا به نمایش درآمده و ما هر کجا رفتیم این خبر را اعلام کردیم اما مدیران فرهنگی پیشگیری و فیلمسازی در این زمینه نمی‌کنند.

• درباره سینمای شخصی که از آن صحبت می‌کنید توضیح دهید؛ چه شد که این سینما را انتخاب کردید و یا چه اسمی می‌توان روی این ژانر گذاشت؟

اساسا سینما را انتخاب نمی‌کنند و باید دغدغه آن را در وجودمان داشته باشیم. انتخاب برای وقتی است که چیزی در محیط بیرون خلق شده است و ما بخشی از آن را بر می‌گیریم اما فیلمسازی باید خلق آن چیزی باش که وجود ندارد یا هنوز ساخته و گفته نشده است و به تعداد نگاه و تفکر فیلمسازان متفاوت و متغیر است.

این سینما، سینمایی است که فلسفه و محتوای ویژه‌ای دارد و باید در خدمت ارزش‌های کشور من به کار گرفته شود و همچنین همه این تفکرات باید با یک جاذبه بصری خیلی بالا درحد جلوه‌های ویژه حرفه‌ای و بسیار سنگین و پر زرق و برق همراه باشد، اینگونه است که سینمایی که مدنظر من است تحقق می یابد.

باید از تک‌خطی و تک ‌موضوعی بودن عبور کنیم و متاسفانه این در حال حاضر شایع‌ترین آفتی است که گریبان سینمای ما را گرفته است و همه افتخارشان این شده که فیلمنامه‌ هایشان یک برش کوتاه از زندگی روزمره شهری است و هیچ روایت و خط داستانی پیچیده‌ای ندارد. البته نه اینکه کلیت این مسئله بد باشد و ما نیازی به این گونه فیلمسازی نداشته باشیم اما مشکل اینجاست که این نباید تمامیت سینمای ما را احاطه کند. الان دانشجویان ما دیوانه این مدل سینما و شیفته فیلمسازان این سبک شدند تا جایی که حتی به تقلید از آنها صحبت می‌کنند اما «کپی‌کردن» هیچ وقت ثمری ندارد.

 

اساس تفکر من در سینما بسط فلسفه مقاومت است

چه اسمی میتوان روی سینمای شما گذاشت؟

اسم دقیق و مشخصی که نمی‌شود رویش گذاشت زیرا باید یک سری از این فیلم‌ها تولید شود و خط اصلی فکری آن وارد جامعه شود و سپس توسط مردم عنوان بگیرد. اما اینکه پررنگ‌ترین فلسفه آن چیست را می توانیم فلسفه مقاومت بنامیم. اساس تفکر من در سینما بسط فلسفه مقاومت است و در 7 فیلمنامه بعدی‌ام هم همین تفکر ادامه دارد.

• یعنی ما باید شاهد 7 نمونه مشابه ««فرشتگان قصاب»» از شما طی هفت‌سال آینده باشیم؟

به هیچ وجه. این فیلم‌ها هیچ کدام تکرار همدیگر نیستند و فقط خط فکری و فلسفی ثابتی ندارند مثلا ممکن است همین حرف فلسفه مقاومت را یک بار بتوان در ژانر علمی تخیلی زد و یکبار در دفاع مقدس مهم این است که ما چه حرفی را می‌خواهیم بزنیم و همان را ادامه دهیم.

• مقاومت نیاز همیشگی جامعه ماست؟

اساسا مقاومت‌ وقتی معنی پیدا می‌کند که اشغالی وجود دارد. وقتی کسی حمله می‌کند ما مبارزه می‌کنیم نه مقاومت. ما چه در ایران و چه در سراسر دنیا مورد اشتغال و هجوم غیر فیزیکی گروه محدود و اقلیتی به نام صهیونیسم هستیم و به همین دلیل است که مقاومت همیشه معنا دارد و همیشه در حال اتفاق است و فیلمسازی در این زمینه ضروری. رسالت سینما مقاومت در برابر اشغال فرهنگی است.

• چقدر به این مسئله که هدف وسیله را توجیه می‌کند اعتقاد دارید؟یعنی فکر می‌کنید روزی مجبور شوید برای اینکه مخاطب پای حرفتان بنشیند سراغ بازیگرهای چهره بروید و از زرق و برق‌های ابزاری استفاده کنید؟

تا جایی که فکر می‌کنم فیلم‌نامه‌ هایم توانمندی جذب مخاطب دارد نمی‌روم اما شاید جایی واقعا مجبور شوم و دست به یکی، 2انتخاب بزنم. اما در کل معتقدم فیلم خوب و سینمای خوب خودش آنقدر پتانسیل دارد که مخاطب را درگیر کند و نیاز به بازیگر چهره ندارد. اما اگر واقعا بازیگر چهره‌ای پیدا کنم که با ارزش‌های من سازگار باشد خیلی عالی است.

 

فیلم های بعدی ام درباره انرژی هسته و مسایل سوریه است

• چه کارهای جدیدی در دست دارید؟

7 فیلم‌نامه دارم که پیگیر ساخت آنها در ژانرهای گوناگون هستم. موضوع یکی از آنها انرژی هسته‌ای است که البته فیلم نگاهی تاریخی‌نگر به این ماجرا دارد و اصلا صراحتا درباره اتم صحبت نمی‌کند. همانطور که در ««فرشتگان قصاب» » شخصیت جاوید دقیقا شهید بهنام محمدی است بی‌آنکه نامی از او آورده شود.

اثر بعدی ام فیلمی استراتژیک در حوزه برخورد فرهنگ هاست. دیگری در فضای اجتماعی درمورد مشکلات روز جامعه است. دیگری درمورد برخی مسایل امروز شهرهای دور افتاده به خصوص از نظر دینی است و 2فیلمنامه دیگر درباره سوریه و اختلافات و صلاح های شیمیایی امریکا در آن منطقه دارم. یک فیلمنامه دیگر هم در فضای علمی تخیلی در زمینه جهان های موازی دارم  که در نوع خود در سینمای ایران سابقه ساخت نداشته است. / فارس

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

− 5 = 5