سه ویژگی خوب کتاب «درختان تبعیدی»

«سید ابوطالب مظفری» از برجسته ترین شاعران و همچنین مهمترین چهره های نقد و پژوهش در ادبیات افغانستان است. در یک تماس تلفنی نظر ایشان را درباره کتاب «درختان تبعیدی» جویا شدیم.
در مورد درختان تبعیدی می‏‌خواستیم نظر شما را بدانیم. در مورد ضرورت انجام این نوع کار‏ها و فضای کلی شعر‏ها در این مجموعه.
شعر معاصر افغانستان در این سال‌‏ها با چاپ کتاب و مجموعه‌های شعری و همین طور چاپ شعرهای خوب و گزیده شعرهای شاعران خاص یک سیر خوبی را طی کرده بود؛ یعنی آن چیزی که درباره معرفی ادبیات یک کشور لازم است انجام شده بود و چاپ این مجموعه‏‏ها تا حدودی طی شده بود و یک آشنایی مقدماتی با این شعر انجام شده بود. فکر می‏کنم رسیده بود به موقعی که باید یک سیر تخصصی تر و بهتری را طی بکند، مثل همین کتاب درختان تبعیدی که معرفی غزل معاصر است و کارهایی از این دست. از این جنبه کار به موقع و خوب و لازمی بود. چون ما تا الآن 5-6 تا مجموعه شعر معاصر افغانستان داشتیم که از هر نوع شعر آمده بود در آن؛ اما کار تخصصی روی یک حوزه مثل شعر سپید یا غزل و از این دست نشده بود. به گمانم جا داشت که همچنین اتفاقاتی صورت بگیرد که درختان تبعیدی خوشبختانه روی برجسته‌ترین قالب شعری افغانستان که غزل باشد دست گذاشت و یک کار خیلی خوب را ارائه داد. این اولین ویژگی این کار بود.

ویژگی دوم که وقتی من این کتاب را خواندم متوجه شدم آن سلیقه‏ی جوانی بود که تدوین این کتاب نقش داشت. هم آقای مؤدب و هم آقای قاسمی هر دو از شاعران جوان و خوش‌سلیقه و نوگرای ما هستند؛ یعنی آقای مودب هم شعر سپید و آزاد می‏گویند هم کلاسیک و آقای قاسمی هم همین طور. این سلیقه‏ی نوگرایی و پسند و انتخاب و گزینش خاص از غزل‌‏ها هم به هر حال به گمانم جالب بود؛ یعنی به نوبه‏ی خودش کار را بهتر و چهره‏ی نوتری داده است.

ویژگی سوم که خیلی لازم است در این روز‏ها به چاپ کتاب توجه بشود کیفیت چاپ است. کتاب‌هایی هست که چاپ می‏کنند ناشر‏ها ولی هیچ به کیفیت و زیبایی و آن فرم هنری کار توجه نمی‌کنند؛ اعم از حروف‌چینی و قطع و جلد و این‌ها. این‌ها توی بحرانی که شعر درگیر آن هست و مخاطب کم دارد یک مقدار مقصر هست، یک مقدار که چه عرض کنم؟! خیلی مقصر هست. این جنبه خیلی مفید بود که من دیدم در این کتاب با خوش‌سلیقگی خیلی خوبی کار شده بود؛ بنابراین‏ها این سه ویژگی را خیلی خوب این کتاب داشت؛ اما می‏رسیم به اینکه درباره‌ی به هر حال شاعرانی که انتخاب شده بود و نوع گزینش شاید حرف‌هایی هم باشد که اینجا جای مطرح کردنش نیست و نیاز به وقت مفصل‌تری دارد؛ که البته ممکن است آن مطلب در مورد هر کتابی طرح بشود. بعضی از شاعران جا داشت در این کتاب باشند و نیستند؛ و بعضی شاعرانی که خیلی تازه‌کار بودند و شناخته‌نشده بودند در این کتاب کار داشتند که البته همین هم می‏تواند جنبه‏ی قوت کار به حساب بیاید. چون حداقل سه چهار تا شاعر را برای خود من معرفی کرد که من قبلاً از آن‏ها شاید کاری نخوانده بودم. به هر حال هر دو جنبه هست؛ یعنی هم ممکن است این تازه‌کار‏ها آسیب بزنند به موفقیت کتاب و همان مقدار هم می‏تواند مفید باشد به عنوان چهره‌های تازه‌تر؛ اما در مجموع کار خوب و لازمی بود.

آقای مظفری! این کتاب چقدر می‏تواند آینه‌ی تمام‌نمای شعر افغانستان باشد؟ مخصوصاً ادبیات داخل افغانستان که شما اگر دوست داشتید درباره‌اش صحبت بکنید که آیا درست است که از مفاهیم و ادبیات دینی و مثلاً عاشورایی فاصله گرفته‌اند و رو به ادبیات سکولار آورده اند.

در مورد بخش اول سوالتان که گفتید آینه‌ی تمام نما باید عرض کنم که هیچ کاری آینه‌ی تمام نما نیست و نمیشود ادعا کرد. خصوصا که این کار بیشتر به جوان‏ها پرداخته بود و آن هم از یک دایره‏ی زبانی جدیدتری. لذا نمیتوان گفت این کتاب نمونه‏ی غزل افغانستان هست. چون بعضی غزلسرایانی که مقداری از این شاعران که در این کتاب هستند شناخته شده تر هستند رد این کتاب نیستند. پس نمیشود گفت یک مجموعه‏ی کامل از غزل افغانستان هست. گذشته از آن تعداد زیادی از غزلسرایان که کارهای کلاسیک هم دارند در این کتاب کارشان نیست. چون ظاهراً بنای دوستان بر جوانگرایی بوده است. چون من دیدم بعضی از غزلسرایان در این کتاب نیستند و پیش خودم گفتم شاید حتما قصدشان جوانگرایی بوده است؛ بنابراین آن ادعای تمام و کمال بودن را که نباید داشته باشیم در کارها؛ اما در مورد بخش دوم صحبت شما باید بگویم که بله، روند شعر داخل افغانستان مقداری با ایران متفاوت است در مجموع. ما باید تفکیک قائل بشویم بین شعر شاعران مهاجر در ایران و آنهایی که در داخل افغانستان هستند و آن طیف گسترده ای که در کشورهای اروپایی هستند. این‌ها قاعدتاً شعرشان توی یک دایره‏ی ارزشی نمیتواند باشد. هرکدام برای خودشان یک فضای تازه ای دارد. این یک نکته است که باید در نظر داشت؛ و یکی هم اینکه در افغانستان از لحاظ قوم و قبیلگی یک دستی ایران را ندارد. لذا این شعری که ما در ایران داریم ممکن است در آنجا نباشد و قید دیگری داشته باشد؛ اما من در مجموع این را قبول ندارم که آن طیف از شاعرانی که کار عاشورایی و مذهبی و شعرهای ایینی می‏گفتند کمتر شده باشند.

گفت و گو از جواد شیخ الاسلامی/ شهرستان ادب

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

94 − 84 =