«سپيده»ي شعر انقلاب

به گزارش پایگاه خبری هنر انقلاب «صبح هنر»، امروز یک مرداد سالروز تولد یکی از بانوان پیشگام شعر انقلاب، مرحوم سپیده کاشانی است به همین بهانه نگاهی داریم به زندگی و آثار او. در یادداشتی از رضا اسماعیلی:

به خون گر کشي خاک من ، دشمن من

بجوشد گل اندر گل از گلشن من

تنم گر بسوزي ، به تيرم بدوزي

جدا سازي اي خصم ، سر از تن من

کجا مي تواني ، ز قلبم ربايي

تو عشق ميان من و ميهن من

من ايراني ام ، آرمانم شهادت

تجلي هستي است جان کندن من (1)

***

در تاريخ ادبيات هزار ساله ايران ، شمار بانوان شاعر و نويسنده ، معدود و انگشت شمار است. دليل اين امر ، محدوديت هايي است که در طول تاريخ زنان را از فعاليت هاي اجتماعي و فرهنگي باز داشته است. با ظهور اسلام ، زن هويتي دوباره يافت و اين فرصت را به دست آورد که توانمندي هاي اجتماعي ،علمي ، فرهنگي و … خود را با حفظ عصمت ، وقار و متانت به منصه ظهور برساند.

با پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي ايران به رهبري داهيانه حضرت امام خميني ( قدس سره الشريف ) در بهمن ماه 1357 ، بانوان مسلمان ايراني يک بار ديگر اين فرصت خجسته را به دست آوردند که با اقتدا به بانوان نمونه اي همچون حضرت فاطمه زهرا (س) و حضرت زينب کبري (س) ، در عرصه فعاليت هاي اجتماعي حضوري شايسته داشته باشند. زنان مسلمان ايراني در عصر انقلاب اسلامي با حضور افتخار آميز و تأثير گذار خود در عرصه هاي سياسي ، اجتماعي و فرهنگي ، به جهانيان ثابت کردند که عليرغم تبليغات مغرضانه اسلام ستيزان ، در جهان بيني اسلامي، زن موجودي ضعيفه ، ناتوان و وابسته به مرد نيست ، بلکه انساني آگاه و تاريخ ساز است که در برهه هاي حساس تاريخي مي تواند پا به پاي مرد به ايفاي نقش بپردازد و سرنوشت خويش را بسازد.

ذکر اين مقدمه به خاطر ورود به فصل زندگي «سپيده»ي شعر انقلاب ، سپيده کاشاني بود. بانوي نمونه اي که برگ برگ زندگي پر افتخار او ، سرشار از تلاش و تکاپوست. بانوي مسلماني که با حفظ عصمت و حجاب خويش ، تا آخرين روز حيات در صحنه فعاليت هاي فرهنگي و اجتماعي حضوري شايسته و تأثير گذار داشت.

حضور درخشان سپيده به عنوان يک بانوي شاعر مسلمان در عرصه فعاليت هاي ادبي و هنري، در شرايطي که دشمنان اسلام و انقلاب مترصد آن بودند که نظام جمهوري اسلامي را در چشم مردم جهان، نظامي عقب مانده ، متحجر و مخالف با فعاليت هاي اجتماعي زنان در جامعه معرفي کنند؛ حضوري معنادار و ارزنده بود که بر روي همه القائات مغرضانه دشمن خط بطلان مي کشيد.

اين شاعر نام آشنا و بلند آوازه، يکي از چهره هاي مستعد و درخشان شعر انقلاب بود. او در مدت کوتاه حيات پر برکت خويش، با طبعي سليم و قريحه اي سرشار، آثاري قابل تأمل و خواندني از خود به يادگار گذاشت. آن شاعر نجيب ،سپيد انديش و پاک نهاد، در کنار جايگاه والاي ادبي خويش ، نمونه يک انسان نيک سيرت و پارسا نيز بود. انساني با برجستگي‌هاي اخلاقي بسيار و اعتقاد و باوري روشن و عميق .

خدا باوري ، دين مداري ، حق جويي ، عدالت خواهي، انسان دوستي ، و پايبندي به اصول و مباني اخلاقي، از ويژگي‌ها و مولفه‌هاي ذاتي ومحتوايي اشعار اين شاعر انقلابي‌و ارزشمند است که در واژه به واژه سروده هاي از دل بر آمده اش جلوه‌گري مي کند.

فصل آغاز؛ لبخند به زندگي

سرور اعظم باکوچي،فرزند حسين باکوچي ، معروف به «سپيده کاشاني» در اولين روز از مرداد ماه سال 1315 ( 2 ) د ر خانواده اي متدين و اصيل در کاشان ، شهري که خونگرمي ، مهرباني و اصالت مردمانش زبانرد عام و خاص است، ديده به جهان گشود. شهري با شکوهي عرفاني و خيال انگيز که هر مسافري را بي اختيار مجذوب خويش مي سازد.

آري،سپيده در کاشان ــ شهر عشق و عرفان و هنر ــ زندگي را به تجربه نشست. شهر بزرگان و نام آوراني همچون : فيض کاشاني ، محتشم کاشاني و شاعر صداي پاي آب ، سهراب سپهري. سپيده به زادگاه خويش کاشان عشق مي ورزيد. او اين عشق و شيفتگي را در شعري زيبا که در قالب نيمايي سروده ، اين چنين به تصوير کشيده است:

آه ! اي خفته به دامان کوير

اي نگين تاريخ

من شکفتم در تو

در تو من روييدم

سبز شدم

و به انداره يک قرن بهار

در تو شادي کردم

و به حجم همه باران ها

گرييدم

قلب من کوچه توست

به صداي قلبم گوش بده …(3)

سپيده در خردسالي، قرآن را به همت مادر خويش فرا گرفت . پدرش نيز که مردي اهل مطالعه و ادب دوست بود ، جانش را با حلاوت شعر وادب پارسي آشنا ساخت و روح لطيفش را با شعر بزرگاني چون مولانا ، سعدي و حافظ پيوند زد؛ چنان که خود مي گويد :

«من آخرين فرزند خانواده بودم و در دامان پر مهر و محبت مادري متدين و هنر دوست رشد کردم و بزرگ شدم. خيلي کوچک بودم که قرآن را از مادرم آموختم و هم با او بود که به مقابله آيات مبارک قرآن مي نشستيم . رفته رفته علاوه بر فرا گرفتن قرآن و دروس مدرسه با راهنمايي پدر و مادر ، روز به روز با اشعار شعراي نامي سرزمين مان – خصوصا حافظ – آشنا و مانوس مي شدم ، از همان دوران بود که شور شعر به طريق ابتدايي در جان من نشست .» ( 4 )

وي در سال 1322 پا به دبستان گذاشت و تحصيلات ابتدايي خود را در مدرسه 17 دي به پايان برد. جالب است بدانيد كه در اواخر دوره دبستان و در سن يازده سالگي اولين شعرش را سرود . ( 5 ) دوره متوسطه را نيز با موفقيت در دبيرستان شاهدخت کاشان پشت سر گذاشت . او در سال 1331 – در سن شانزده سالگي – با آقاي جواد عباسيان که از اقوامش بود ازدواج کرد .

حاصل اين ازدواج سه فرزند به نام هاي سعيد ، سودابه و سيامک ( علي ) است . بعد از ازدواج – به نيت ادامه تحصيل در دانشگاه – به همراه همسرش به تهران کوچيد و تا پايان عمر در اين شهر اقامت گزيد.

فصل حضور؛ بيعت با امام و انقلاب

«آغاز شعري من به طور جدي از سال 1348 بود.در سال 1352 دفتر شعري به نام «پروانه هاي شب»از من به چاپ رسيد که همه شعرهاي آن به فضاي اختناق آور آن زمان اشاره داشت. در حالي که آنچه در آن به چاپ رسيده بود، همه آن چيزي نبود که مي بايد به چاپ مي رسيد. زيرا به خاطر حساسيت حکومت جابرانه وقت، اکثر شعرهاي آن را حذف کرده بودند.» ( 6 )

هر چند که «سپيده» همکاري خود را با مطبوعات از سال 1348 آغاز مي کند، و همچنان که خود گفته است اولين دفتر شعر خويش را در سال 1352 به دست چاپ مي سپارد، ولي جاي انکار نيست که بعد از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي، به عنوان يک شاعر زن مسلمان ، هويت پيدا مي کند و به جرگه شاعران انقلاب مي پيوندد و همپاي ديگر شاعران رسالت مدار و متعهد ، در سنگر شعر ، به پاسداري از آرمان هاي بلند انقلاب اسلامي مي پردازد.

ذکر اين نکته ضروري است که انقلاب اسلامي، لهجه ادبيات معاصر را دگرگون مي کند. با پيروزي انقلاب در بهمن ماه 57 و استقرار نظام مقدس جمهوري اسلامي ، و تأثيرپذيري شاعران معاصر از شخصيت انقلابي و سلوک معنوي و اجتماعي حضرت امام (ره) ، لهجه ادبيات معاصر تغيير مي‌کند و گفتمان جديدي در حوزه ادبيات معاصر شکل مي گيرد که برآمده از بطن فرهنگ ديني و انقلابي و مبتني بر آموزه هاي وحياني و قرآني است.

پيروزي انقلاب اسلامي و درک حضور معنوي و با صلابت امام در جامعه ، الهام بخش شاعران در خلق و آفرينش آثار ادبي با مضامين جديد مي شود و گفتمان ادبي ايستا و انفعالي قبل از انقلاب را به گفتمان پويا و انقلابي تبديل مي کند و شعر معاصر را به مسير جديدي هدايت مي کند.

سپيده کاشاني نيز در زمره شاعراني است که با لبيک به حضرت امام و براي پاسداري از آرمان هاي مقدس انقلاب، با افتخار در اين مسير روشن قرار مي گيرد . وي در بخشي از زندگي نامه خودنوشتش در خصوص تأثير پذيري اش از انقلاب و امام، چنين مي گويد :

«در سال 1357 که نسيم روح نواز انقلاب اسلامي ايران با عنايت پروردگار و تحت فرامين رهبر گرامي اسلام امام بزرگوارمان خميني بزرگ وزيدن گرفت ، زمان فعاليت مداوم هنرمندان متعهد ما نيز فرا رسيد تا آنچه را که در توان دارند براي استمرار و استقرار جمهوري اسلامي به کار برند. در اين هنگام پر هنگامه من نيز سعي کردم تا براي تحکيم و استواري ستون اين بناي با شکوه ، با عظمت و جوان ، ذره اي ناچيز و سنگريزه‌اي هر چند کوچک باشم . اينک چند سالي است که در اين راه پر نشيب و فراز با همه بضاعت نا چيزم به طور مداوم در راه خدا و براي خدا و با توکل بر خدا پيش رفته ام» ( 7 )

همچنان که اشاره شد، وي با همين انگيزه مقدس در سال 1352 اولين دفتر ازسروده هاي خويش را با عنوان «پروانه‌هاي شب» به دست چاپ مي سپارد. اين مجموعه شعر در بر دارنده اولين تجربه هاي ادبي شاعري متعهد و درد آشناست. شعرهاي اين دفتر طي سال هاي 47 تا 52 سروده شده اند .

انتخاب عنوان پروانه هاي شب براي اين مجموعه شعر- علاوه بر آن که يکي از شعرهاي اين دفتر نيز اين عنوان را بر پيشاني خود دارد – به خاطر تداعي فضاي بسته و اختناق آميز دوران حکومت ستمشاهي است. در واقع ، شاعر واژه‌هاي اين دفتر را به پروانه هاي عاشقي تشبيه کرده است که در دل شب پر مي کشند و «ترانه بيداري» را در گوش شب زدگان زمزمه مي کنند:

پروانه هاي شب

پروانه هاي شب

در زير داربست بلند

ستاره ها

حرفي است بر کتيبه اين قصر کاغذين .

حرفي ز روز هاي شتابنده

حرفي ز لحظه هاي نپاييده

کز تنگه هاي شبزده مي آيد

کز برج يادها

*****

پروانه هاي شب

نيمي است از ادامه يک انسان

که نيم ديگرش

دنياي عابري است که تنها

بر دست هاي خالي خود

خيره مانده است .

او در تمام راه

مي گشت تا به شعله شعري

شايسته هزاره شيرين

بر بيستون ياد

آلاله هاي عشق بر افروزد.

اما کلام او

چون نقش يک گناه

بر آيينه زمان

بي رنگ

در احاطه تحقير مي شکست .

پروانه هاي شب

اين حرف

اين صداقت گسترده

اي کاش در بلندي انديشه هاي تو

يک دم به حال پر زدني

يابد. ( 8 )

بلند اخترم ، رهبرم از ره آمد

با پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن ماه 1357 ، سپيده در شمار اولين شاعراني است که بازگشت پيروزمندانه امام خميني را با زبان شعر به تصوير مي کشد و اين روز با شکوه و سرنوشت ساز را در حافظه تاريخ به ثبت مي رساند :

چارده قرن بسي گل وا شد

از يکي روح خدا پيدا شد

گلي آزاده ز صحراي خمين

خونش آميخته با خون حسين

گل صد برگ خرد ، پر افشان

آمد و آمد و آمد چون جان

آمد و داروي بيماران شد

چلچراغ ره بيداران شد

شد ز آزادگي اش سرو خجل

چون به پا خاست ، نگون شد باطل ( 9 )

اين شاعر فرهيخته و رسالت مدار ، بعد از پيروزي انقلاب ، به خاطر اعتقاد راسخي که به اسلام و انقلاب اسلامي داشت، با عزم و اراده اي جدي تر در عرصه فعاليت هاي فرهنگي ظاهر شد. او از نخستين روزهاي پيروزي انقلاب همکاري خود را با مطبوعات آغاز کرد و براي مدتي نيز مسئوليت صفحات ادبي مجله «زن روز» را عهده دار شد.

در سال 1358 نيز به دعوت شهيد «مجيد حداد عادل» همکاري خود را با صداي جمهوري اسلامي ايران به عنوان نويسنده برنامه هاي راديويي آغاز کرد و به عضويت شوراي شعر و سرود صدا و سيما در آمد که اين عضويت تا 10 سال ادامه يافت.

وي در دوران همکاري خود با شوراي شعر و سرود صدا و سيما ، توفيق سرودن 40 قطعه شعر با موضوع انقلاب و دفاع مقدس را پيدا کرد که همه اين شعرها به صورت سرود اجرا شده اند و در آرشيو صدا و سيما قابل دسترسي مي باشند. يکي ازمعروف ترين اين سرودها ، سرود «من ايراني ام ، آرمانم شهادت» است که از شعر آن در طليعه اين گفتار استفاده شده است.

از ديگر سروده‌هاي معروف اين شاعره نامدار انقلاب، سرود «سپاه محمد مي آيد» است . سپيده شعر اين سرود خاطره انگيز را در سال 1367 و بعد از ديدار با نوجواناني که پيروز مندانه از عمليات باز گشته بودند سروده است:

به بهمن ، سرآغاز فصل بهاران

برآمد گل نور از کوهساران

اسيران بند ، اي رموز صبوري

گل سرخ مي جوشد از شاخساران

من از اوج پرواز دارم پيامي

براي شما ، از گلي در جماران

که اي شب ستيزان دنيا ، بشارت

سرود رهايي ست در ناي ياران

سپاه محمد مي آيد / سپاه محمد مي آيد

***

برادر ! شکفته گل آشنايي

فرو ريخت ديوارهاي جدايي

به ياران اسلام بادا مبارک

طلوع دگر بار اين روشنايي

قيامي ست قائم به آيات قرآن

عبادي ست ملهم ز عشق خدايي

به ميدان در آييم ، بازو به بازو

بتازيم تا فجر صبح رهايي

***

سپاه محمد مي آيد / سپاه محمد مي آيد … ( 10 )

وي در اين دوران حضوري جدي و تأثير گذار در عرصه فعاليت هاي فرهنگي و اجتماعي دارد. عضويت در شوراي شعر بنياد فرهنگي 15 خرداد و همچنين همکاري با «جمعيت زنان» از ديگر فعاليت هاي اين شاعر رسالت مدار و متعهد در طول اين سال هاست.

سال 1363 نيز براي اين بانوي شاعر ، سالي پربار و خاطره انگيز است . سال ديدار با شهريار غزل ايران استاد شهريار. وي در اين سال به همراه اعضاي شوراي شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به ديدار شوق برانگيز استاد شهريار مي رود. شاعر منظومه جاودان «حيدر بابا» و غزل با شکوه «آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا ؟» و علوي سروده بي بديل «علي اي هماي رحمت».

ديدار با چکاد غزل ايران براي سپيده شعر انقلاب ، ديداري به ياد ماندني و تأثير گذار است. بخصوص آن که اين ديدار در معيت بزرگاني است که هر يک در عرصه شعر و ادب معاصر جز نام آوران و چهره هاي ماندگارند ، بزرگاني چون : قدسي خراساني ، مشفق کاشاني ، گلشن کردستاني ، حميد سبزواري ، مهرداد اوستا و محمود شاهرخي.

سپيده بعد از مرگ همسر – سال 1364 – و تأثري که از آن بر وي عارض مي شود، براي مدتي از فعاليت هاي فرهنگي و اجتماعي کناره گيري مي کند. اين کناره گيري موقت به او کمک مي کند تا با انگيزه و تواني بيشتر، خود را براي حضوري دوباره در عرصه شعر انقلاب آماده کند.

حضور در جبهه ها و سرودن اشعار حماسي

سنگر نشين ، اي فاتح ، اي گرد دلاور !

اي پاسدار ميهن ، اي خورشيد خاور

اي معتکف در سنگر اخلاص و ايمان

آنجا چه زيبا تازه کردي عهد و پيمان

آنجا ملائک با تو هر دم همنشين اند

کروبيان ، نور خدا را در تو بينند

همت که همرزمان ، بهار ما نميرد

خورشيدمان در اوج ، خاموشي نگيرد

…..

راهي طويل و پر خطر در پيش داريم

بايد که دشمن سوز ، سر در ره گذاريم

بايد که از دستان خود ، زنجير سازيم

سرباز ” روح الله ” شويم و سر ببازيم ( 11 )

«احساس مي کنم هرگز مادري مانند من اين همه فرزند نداشته است ، و هرگز خواهري اين همه برادر به خويش نديده است.چرا که من در تمامي لحظات دور از جبهه هاي جنگ – با تمام وجود – خويش را سنگر به سنگر در کنار آنها حس مي کنم ، در هيأت مادري که دلش براي فرزندانش مي تپد، و به عنوان خواهري که همواره شوري اشک ــ در آرزوي پيروزي برادرانش ــ ديدگانش را مي سوزاند و يقين دارد که امت مظلوم ايران با همه مظلوميت ، در سايه پروردگار و درايت رهبري چنين آگاه و خردمند و الهي ، پيروزمندانه سر از تاريخ بيرون خواهد آورد . ان شاء الله.» ( 12 )

سپيده کاشاني به خاطر عشق و علاقه اي که به رزمندگان جان بر کف اسلام داشت ، با وجود آن که يک زن بود ، بارها در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل حاضر شد و با سرودن اشعار حماسي آنان را در جهاد با دشمن بعثي عاشقانه همراهي کرد.

او با اشتياقي وصف ناپذير ، همدوش رزمندگان در جبهه‌ها با سلاح شعر مي جنگيد و براي پيروزي آنان دعا مي‌کرد .او بعد از هر پيروزي ، در سنگر رزمندگان حاضر مي شد و از نزديک پيروزي را به آنان تبريک مي گفت .

او حتي به شهرهايي که زير آتش بي امان دشمن بودند،سفر مي کرد – شهرهايي چون سوسنگرد و بستان-چرا که او به راستي در دل آرزوي شهادت در راه خدا را داشت .

او در روزهاي با شکوهي که حصر آبادان شکسته شد و همچنين در روزهاي باز پس گيري تپه هاي «الله اکبر» ، ابو قريب و دشت عباس ، با حضور خود در بين رزمندگان، پيروزي را به آنان تبريک مي گفت و سجده شکر به جا مي‌آورد. اشعاري که او در وصف حماسه آفريني هاي بسيجيان و رزمندگان سروده است ، در زمره اسناد معتبري است که در تاريخ دفاع مقدس ملت ايران هماره ماندگار خواهد ماند.همچنين «شهيد – سروده» هاي فاخر او که باعث ارج و اعتبار ادبيات دفاع مقدس است، از جمله «شهيد – سروده»ي عاطفي و تپنده «شکسته سرو باغ آشنايي» که در سال هاي دفاع مقدس با صداي روح نواز سيد حسام الدين سراج در ذهن و زبان نسل انقلاب جاودانه شد:

شکسته سرو باغ آشنايي

چه سنگين است بار اين جدايي

همه کوچه به کوچه، حجله حجله

وطن از خون پاکان گشته دجله

پرت در خون کشيدند اي چکاوک

تو را اي نازنين منزل مبارک

مبارک بادت اي جان حجله خاک

دلاورگرد ما اي خوب اي پاک

….

برادر با برادر دوش بر دوش

غم بيگانگي کرده فراموش

همه سر داده با فرمان رهبر

شعار وحدت و الله اکبر

زمين در زير گام يکه تازان

وطن در سلطه آينده سازان

مسلسل با مسلسل شد برابر

به خون شوييم خونت اي برادر

بميرد دشمنت اي سينه صد چاک

که کردت چلچراغ سينه خاک ( 13 )

دستاورد ارزشمند حضور مؤمنانه و عاشقانه اين بانوي شاعر در جبهه هاي نور ، علاوه بر خلق و آفرينش دهها شعر و حماسي – سروده تأثير گذار، مجموعه يادداشت هايي است با عنوان «حکايت آنان که بقا را در بلا ديدند» که خواندن اين يادداشت ها علاوه بر آشنا کردن ما با فرهنگ ناب جبهه و ارزش هاي برآمده از دفاع مقدس ، مي تواند ما را تا حدود زيادي با زواياي پنهان شخصيت ، انديشه ها، باورها و روح لطيف و نجيب اين شاعر انقلاب آشنا کند .

سال 1367 ، شروعي ديگر

سال‌ 1367 هجري‌ شمسي‌، آغازي‌ دوباره‌ براي‌ فعاليت‌هاي‌ هنري‌ و فرهنگي‌ سپيدة‌ كاشاني‌ بود. او از سال 67 به بعد همکاري خود را با راديو – به عنوان نويسنده برنامه‌هاي ادبي – بيشتر کرد. در حوزه سرودهاي انقلابي نيز با انگيزه و تواني بيشتر ظاهر شد و در رثاي شهيدان انقلاب شعرهاي فراواني سرود که از جمله آنها به شعرهاي زيبايي که براي شهيدان بزرگواري چون دكتر سيدمحمد حسيني‌ بهشتي‌ و مهندس‌ مجيد حداد عادل‌ سروده است، مي توان اشاره کرد:

سحر شكفتي‌ و بر اوج‌ نور لانه‌ گرفتي‌

غروب‌، شعله‌كشان‌ در شفق‌ زبانه‌ گرفتي‌.

چنان‌ غريو كشيدي‌ ميان‌ بستر گُلها

كه‌ سكر خواب‌ خوش‌ از عطر رازيانه‌ گرفتي‌.

نسيم‌ مويه‌كنان‌ آمد از حماسة‌ توفان‌

پر از شميم‌ تو، كان‌ جام‌ جاودانه‌ گرفتي ( 14 )

«سپيده» در روز بيست‌ و ششم‌ همين سال‌ با شوقي فراوان به‌ عيادت‌ استاد شهريار، که دربيمارستان‌ مهر تهران‌ بستري‌ است مي رود؛ بي آن که بداند اين آخرين ديدار او با شهريار غزل ايران است.

چند هفته‌ بعد، به خاطر تأثري که از درگذشت استاد شهريار بر جان او نشسته است، شعري‌ در رثاي شهريار با رديف «خداحافظ » مي سرايد که اين شعر در اکثر روزنامه‌هاي کثيرالانتشار کشور و حتي‌ روزنامه‌هاي‌ جمهوري‌ آذربايجان‌، به‌ چاپ‌ مي رسد:

هلا اي‌ عندليب‌ گلشن‌ عرفان‌، خداحافظ

پريشان‌ كرده‌اي‌ مجموع‌ مشتاقان‌، خداحافظ

ز توفان‌ غمت‌ پر ريخت‌ گلهاي‌ وداع‌ آنگه‌

كه‌ گلباران‌ ره‌ بر ديده‌ شد دامان‌، خداحافظ

ز سوگت‌ خلوتي‌ با شعر حافظ‌ داشتم‌، فرمود:

بگو اي‌ خضر داناي‌ سخندانان‌، خداحافظ‌.

غزالان‌ غزل‌ را خوش‌ به‌ بند آورده‌اي‌ اينك‌

بمان‌ اي‌ حافظ‌ تبريز جاويدان‌، خداحافظ‌ ( 15 )

سپيده‌ كاشاني‌ در زمره شاعراني بود که به شرکت در جلسات ختم قرآن علاقه فراواني داشت و با عشق و اعتقادي وصف ناپذير در جلسات قرائت‌ قرآن‌ و روضه‌خواني‌ كه‌ هر هفته‌ برپا مي‌شد، شركت‌ مي کرد. او بعد از اطلاع از کسالت و بيماري امام خميني ، همه هفته در اين جلسات براي سلامتي امام مراسم دعا برگزار مي کرد. تا اين که ناگهان خبر تلخ رحلت رهبر کبير انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي همچون پتکي گران بر سر او آوار شد و اين بانوي شاعر را – همچون همه ملت ايران – در اندوهي عميق فرو برد .

او بعد از شنيدن اين خبر ، با دلي داغدار و جاني افسرده ، در رثاي امام عارفان و عاشقان شعري سرود که در همان روزها به صورت سرود اجرا شد . سرودي از دل برآمده و تأثير گذار که با هر بار شنيدن آن ، داغ از دست دادن حضرت امام در جان عاشقان و پيروان آن عبد صالح خدا تازه مي شود:

وامصيبت‌، وامصيبت‌، وايِ ما

ناله‌ مي‌ريزد كنون‌ از ناي‌ ما

وا اماما، شعله‌ در خرمن‌ زدي‌

آتشي‌ سوزنده‌ در دامن‌ زدي‌

مهربانِ ما، شدي‌ نامهربان

اي‌ امام‌ عاشقان‌ و عارفان‌

گفته‌ بودي‌ يارِ مايي‌ اي‌ امام‌

خود نكردي‌ رسمِ ياري‌ را تمام‌

ديدمت‌ آن‌ سوي‌ مه‌ پنهان‌ شدي

در حريم‌ كبريا مهمان‌ شدي‌

آخِرْ اي‌ جان‌، داغ‌ ما را مرهمي‌

كس‌ نبيند اين‌چنين‌ سنگين‌ غمي‌

ماه‌ ما، افتاده‌اي‌ اندر محاق‌

بعد از اين‌، ما و غم‌ و ذكر فِراق‌… ( 16 )

فصل پرواز: مرگ،پايان کبوتر نيست

سال‌ 1370 براي سپيده شعر انقلاب ، سال غريبي بود. او که در اين سال تصميم گرفته بود پس‌ از گذشت هيجده‌ سال‌ كه‌ از چاپ‌ اولين‌ كتابش‌ مي‌گذشت‌، دومين ‌دفتر شعرش را به دست چاپ بسپارد، در پي احساس ضعف و ناتواني و مراجعه به پزشک، از بيماري لا علاج خود – سرطان چشم- ( 17 ) آگاهي يافت. اين شاعر فرهيخته بعد از آگاهي يافتن از بيماري خود و قطع اميد پزشکان از معالجه اش ، مثل هميشه تن به تقدير الهي داد و بي هيچ شکوه و شکايتي خود را براي سفر آخرت آماده کرد.

جالب اين که در همين روزها ، مقدمه سفرش به تاجيکستان فراهم شد و او بي هيچ خوفي از مرگ، به همراه اعضاي شوراي شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به اين کشور سفر کرد. اين آخرين سفر ادبي اين بانوي شاعر بود. بلافاصله بعد از بازگشت ، به صلاحديد شوراي پزشکي، براي مراقبت هاي ويژه و انجام معاينات بيشتر در بيمارستان‌ بستري‌ گرديد.

مدتي بعد نيز او را براي تکميل دوره درمان و انجام عمل جراحي به کشور انگلستان اعزام کردند، اما … گويا اراده الهي، تقدير ديگري را براي او رقم زده بود .

چرا که او قبل از عمل جراحي براي هميشه بار زندگي را بر زمين گذاشت و در بيست و دوم بهمن 1371 جان به جان آفرين تسليم کرد.

سپيده كاشاني، قبل از آن که رخ در نقاب خاک بکشد، به رسم مسلماني وصيتنامه خويش را نوشته بود. در فرازي از اين وصيت نامه چنين آمده است:

« … در مجلسي‌ كه‌ ترتيب‌ خواهيد داد، از تمام‌ دوستان‌ و آشنايان‌ بخواهيد كه‌ مرا ببخشند و حلال‌ كنند. اگر در مدت‌ زندگي‌ جسارت‌ كرده‌ام‌، از آنها صميمانه‌ اميد بخشش‌ دارم‌. دعا كنيد من‌ با اجر شهادت‌ از دنيا رفته‌ باشم‌….» ( 18)

پيکر پاک و مطهر بانوي پارساي فرهنگ و ادب انقلاب را – همچنان که خود وصيت کرده بود – در بهشت زهرا ( مقبره 953 ، جنب قطعه 26 ) و در کنار شهداي انقلاب به خاک سپردند.

معبود تويي‌، از تو امان‌ مي‌خواهم‌

زان‌ چشمة‌ سرمدي‌، نشان‌ مي‌خواهم‌

گفتي‌ كه‌ شهيد، زندة‌ جاويد است‌

يارب‌، ز تو عمرِ جاودان‌ مي‌خواهم‌ ( 19 )

آثار سپيده کاشاني

هر چند سپيده کاشاني بعد از انقلاب، زمان زيادي براي خلق و آفرينش آثار ادبي نداشت؛ با اين وجود ، در همان سال‌هايي که توفيق درک وجود مبارک حضرت امام و همراهي با انقلاب را پيدا کرد ، موفق به سرودن اشعاري فاخر با مضاميني ارزشي و ارجمند شد.

وي به عنوان يک شاعر ملتزم شيعي ، در همه قالب هاي ادبي به طبع آزمايي پرداخته و به توفيق الهي آثاري مانا و قابل تامل آفريده است. جانمايه اکثر اشعار او دفاع از ارزش ها و آرمان هاي والاي انقلاب اسلامي است . او در سروده هاي خود از مفاخره ، خودستايي و «حديث نفس» به دور بوده و شعر خود را وقف تبيين و ترويج آموزه هاي ديني ، اخلاقي و انقلابي کرده است.

اسلام ، قرآن ، امام ، ولايت ، انقلاب ، بسيج ، جهاد ، شهيد و شهادت از جمله مضاميني است که در سروده هاي او از بسامد بالايي برخوردارند. آثاري كه سپيده کاشاني از خود به يادگار نهاده است، بدين شرح است:

1 – پروانه هاي شب ، ناشر : پديده ، تهران ، چاپ اول 1352

2 – هزار دامن گل سرخ ، انتشارات حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي ، تهران 1373

3 – سخن آشنا ، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، تهران ، چاپ اول 1373

4 – آنان که بقا را در بلا ديدند ( مجموعه يادداشت هاي دفاع مقدس ) ، انتشارات حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي ، تهران 1375

5– گزيده ادبيات معاصر ، شماره 31 ، انتشارات نيستان ، تهران 1378

6 – مجموعه آثار ، انتشارات انجمن قلم ايران ، تهران ، چاپ اول 1389

علاوه بر اين آثار، از اين بانوي شاعر چهل قطعه سرود نيز در آرشيو صدا و سيماي جمهوري اسلامي به يادگار مانده است. وي همچنين در ساخت سرود جمهوري اسلامي ايران با گروهي از شاعران انقلاب مشارکت و همکاري داشته است.

ديگر آن که زندگينامه داستاني اين شاعر انقلاب با عنوان «لاله کوير» به قلم محمد رضا اصلاني به رشته تحرير در آمده و توسط انتشارات سوره مهر در سال 1385 چاپ و منتشر گرديده است که علاقه مندان براي آشنايي بيشتر با زندگي سپيده کاشاني مي توانند به اين کتاب مراجعه کنند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع و مآخذ:

1 – مجموعه آثار، انتشارات انجمن قلم ايران ، تهران ، چاپ اول 1389 ، ص 104

2 – کاشاني، مشفق ، خلوت انس ، مجلد 2 ، انتشارات اطلاعات ، تهران ، چاپ اول 1388 ، ص 334 . ( در کتاب سخنوران نامي معاصر ايران ، ج 3 ، ص 1736 نيز تاريخ تولد سپيده کاشاني 1315 آمده است . ولي در مجلد دوم تذکره ادبي شاعران دفاع مقدس که به همت پرويز بيگي حبيب آبادي در سال 1382 با عنوان «حماسه هاي هميشه» توسط نشر صرير چاپ شده ، تاريخ تولد اين شاعر معاصر 1313 قيد شده است.)

3 – مجموعه آثار ، انجمن قلم ايران ، تهران 1389 ، ص 430

4 – يادهاي سبز ، به کوشش :عليرضا قزوه ، بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس ، تهران 1374 ، ص 25

5 – اصلاني ، محمد رضا ، لاله کوير ، سوره مهر ، تهران ، چاپ دوم 1387 ، ص 9

6 – يادهاي سبز ، به کوشش : عليرضا قزوه ، بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس ، تهران 74 ، ص 26

7 – همان ، ص 26

8 – مجموعه آثار ،انجمن قلم ايران ، صص 359 و 360

9 – همان ، ص 154

10 – همان ، ص 493

11 – همان ، صص 165 تا 167

12 – يادهاي سبز ، عليرضا قزوه ، بنياد حفظ آثار ، ص 27

13 – مجموعه آثار ، ص 225

14 – اصلاني ، محمد رضا ، لاله کوير ، سوره مهر ، تهران ، چاپ دوم 1387 ، ص 58

15 – مجموعه آثار ، ص 77

16 – همان ، ص 127

17 – سخنوران نامي معاصر ايران ، ج 3 ، ص 1736

18 – يادهاي سبز ، عليرضا قزوه ، ص 31

19 – اصلاني ، محمد رضا ، لاله کوير ، سوره مهر ، تهران ، چاپ دوم 1387 ، ص 97 .

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

یک پاسخ

  1. خیلی عالی بود . خدا رحمتش کند عجب عشق و ایمانی داشت که این چنین از اشعارش عشق فوران میکند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

58 − 55 =