«سینمای سفارتی» در برابر «سینمای انقلابی» / گفتگو با کارگردان مستند «کربلای۹۴»

محمدرضا امامقلی، سینمای سفارتی

صبح هنر| کارگردان مستند «کربلای ۹۴» گفت: این اصطلاح رایج «سینمای سفارتی» که این روزها برای سینمای ایران به کار برده می‌شود را جدی گرفت و آن را تهدیدی جدی برای شکل‌گیری سینمای انقلابی دید.

محمدرضا امامقلی، عضو گروه فیلم‌سازی سفیر فیلم در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری دانشجویان قزوین «کیوسنا» از لزوم مدیریت صحیح در استفاده از ابزار رسانه به‌عنوان یک فرصت برای رساندن پیام انقلاب گفت، بخش‌های برگزیده‌ای از این گفتگو را می‌توانید در زیر بخوانید:

سینما زبانی جهان‌شمول

* ارتباطات در دنیای پیش رو بخش مهمی از سبک زندگی را دربرمی گیرد و این خود گواه بر جایگاه مهم سینما به‌عنوان یک کانال انتقال پیام است. همان‌گونه که داشتن زبان برای هر فرهنگی ضروری است و دانستن آن برای افراد جامعه مهم، سینما هم‌زبانی است برای ارتباط اما زبانی جهان‌شمول و همگانی.

سینما به‌مثابه یک رسانه می‌تواند هم مفاهیم متعالی را منتقل کند و هم مفاهیم سخیف، اما اینکه آیا این رسانه برای انقلاب تهدید است یا فرصت باید گفت قطعاً فرصتی است که در صورت عدم مدیریت صحیح به تهدید مبدل خواهد شد.

اگر مخاطب مردم باشند، قصه فرق می‌کند

* اگر مخاطب فیلم‌ساز و کارگردان گیشه باشد پس فیلمی برای گیشه می‌سازد؛ اگر مخاطبش جشنواره‌ها هستند فیلمی مناسب آن‌ها می‌سازد. اما اگر مخاطبش مردم باشند آن‌وقت قصه فرق می‌کند! بسیار خب تکلیف یک‌طرف قضیه معلوم شد اما طرف دیگر خود کارگردان است و پیامش، فیلم‌ساز برای چه رساندن چه مفهومی فیلم می‌سازد؟ چون جذابیت گاهی با ابتذال خلط می‌شود. متأسفانه امروز دیده می‌شود که تمام هدف ساخت فیلم جذابیت می‌شود در حالی که هدف چیز دیگری است و جذابیت شرط لازم آن است و نه کافی.

سینمای طاغوتی، سینمای انقلابی

* به نظر می‌رسد که نه‌تنها سینما بلکه ما بعد از انقلاب با مقوله هنر برخوردی شایسته جایگاهش نداشته‌ایم و اصلاً در بدو انقلاب برنامه‌ای برای ساختارمند کردن آن و محک زدن محصولات آن با ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب کاری نکرده‌ایم.

با نگاهی کوتاه به نحوه مدیریت بر سینمای ایران در دوران طاغوت دو جریان اصلی در آن دیده می‌شود که یکی جریان فیلم فارسی با گرایش به سینمای هند و دیگری جریان سینمای روشنفکری به معنای فرانسوی آن است!

جریان اول که کاملاً محرز به عامه‌پسند بودن تخدیری و مبتذل نگاه می‌کرد و جریان دوم هم که «خواص» را مخاطب خود می‌دانست و کار زیادی با مخاطب عام نداشت، حالا بگذریم از نمایش مطلقی از تلخی‌ها و افسردگی‌ها و مفاهیم به قول خودش آوانگاردی که داشت.

بااین‌حال انقلاب اسلامی شکل گرفت و تائید امام خمینی (ره) بر سینما با محتوای اخلاقی آن فضایی ایجاد کرد که باید کاری در این زمینه شکل می‌گرفت و مدل و طرحی نو برانداخته می‌شد. اما نه ساختار جدید و نه فکر جدیدی برای اداره سینمای متناسب با انقلاب فرهنگی ارائه شد و مدیران وقت متأسفانه به انتخاب بین یکی از دو جریان قبلی دست زدند.

در این میان جریان جدیدی با شکل‌گیری انقلاب جوانه زد که نه برای جذابیت از ابتذال بهره می‌گرفت و نه رویکردی خواص سند داشت. جریانی که هنر عامه‌پسند و غیرمبتذل ارائه می‌کرد و پرچم‌دار این جریان هم «مرتضی آوینی» سید شهیدان اهل‌قلم بود.

اما اینکه چرا جریان سوم آن‌طور که باید سریع رشد و نمو نکرد و جوانه آن نهال تنومند سینمای انقلاب نشد را باید از تصمیم گیران و مدیرانی پرسید که سطح ارتقاءیافته او از سینمای دینی را دریافت نکردند و سینمای دینی را تنها به‌مثابه نداشتن صحنه‌های اروتیک تنزل دادند که حقا هم دردسر آن از ارائه ساز و کاری برای عملی ساختن تئوری‌های آوینی کمتر بود! و شاید ساده‌ترین کار ممکن هم حذف این صحنه‌ها و درگیر نشدن با مصائب جاری ساختن سینمای واقعاً دینی بود.

تهدیدی جدی به نام سینمای سفارتی

* واقعیت این است که از ژرفای حنجره‌ی سینمای امروز ایران حرف انقلاب را باید به سختی شنید و این اصطلاح رایج «سینمای سفارتی» که این روزها برای سینمای ایران به کار برده می‌شود را جدی گرفت و آن را تهدیدی جدی برای شکل‌گیری سینمای انقلابی دید.

سینمای سفارتی، سینمایی است که در آن فیلم‌ها اغلب جشنواره‌ای هستند آن‌هم از نوع خارجی پسندش.

اما در این میان نباید از این مهم هم غافل شد که «کم منفعه قلیله»، انصافاً گاهی فیلمی مثل «محمد رسول‌الله(ص)» هم از دل این سینما بیرون می‌آید که خود جای امیدواری است.

جشنواره عمار و نهضت همدل شدن هنرمندان انقلابی سینما هم می‌تواند در تسریع رسیدن به سینمایی طراز مؤثر باشد.

متن کامل این گفتگو در این لینک در دسترس است.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

54 − 47 =