سینما می تواند «مقدس» شود

نام فرج الله سلحشور با ساخت تولیدات فاخر قرآنی پیوند خورده است. آثاری که به مخاطبان داخلی محدود نشد. برخی از آثار وی به دلیل استقبال مخاطبان داخلی و خارجی از شبکه های مختلف خارجی و حتی از برخی شبکه‌های ضد انقلاب نیز نمایش داده شده و می شود.

تلاش جهت دار برخی رسانه‌ها برای سوء استفاده از انتقادات وی به وضعیت سینمای کشور موجب شد تا چهره ای از این سینماگر پرتلاش و متعهد کشورمان در جامعه هنری کشور ترسیم شود که با حقیقت فاصله ای غیر قابل باور دارد. کسانی که فرصت همنشینی با این هنرمند انقلابی را نداشته اند، عجولانه قضاوت کرده اند اگر نگرش خود را به این سینماگر پرتلاش بر پایه مکتوبات صرف رسانه ای که مملو از راست و دروغ‌هاست بنا کرده باشند. حقیقت را باید در گفت و گویی بی پرده و صمیمی با این فیلمساز با تجربه انقلاب کشف کرد. نگاه هنری و مبنایی این هنرمند به سینما بر اساس نظریه ای شکل گرفته است که به گفته وی بنیان های قرآنی و روایی دارد.

همزمان با آغاز سی و ششمین سال پیروزی انقلاب اسلامی، با فرج الله سلحشور به گفت و گو نشستیم تا با نگاهی به جشنواره مردمی فیلم عمار و فیلم فجر، نیم نگاهی هم به وضعیت ۳۵ سال سینما داشته باشیم و نظر وی را به عنوان یک فیلمساز، درباره عملکرد دولتها و نگاه دولت یازدهم به مقوله سینما جویا شویم؛ هر چند وی معتقد است فیلمساز نیست و یک مبلغ دینی است.

بخش اول گفت و گوی جهان نیوز با فرج الله سلحشور را در ادامه می خوانید:

جهان: آقای سلحشور برای شروع اگر موافقید گفتگو در حوزه سینما را با جشنواره مردمی فیلم عمارآغاز کنیم، چون به زعم خیلی از کارشناسان، آنچه رویکرد و مبنای اصلی انقلاب اسلامی در حوزه سینما بود در این جشنواره در حال وقوع است که البته با ایده آل ها بازهم فاصله دارد.

سلحشور: جشنواره عمار یک حرکت ملی، مذهبی و یک حرکت فرهنگی- مردمی است و با جشنواره های فرمایشی تفاوت ماهوی دارد. اینجا(جشنواره عمار) هدف ترویج اسلام، طرح ارزشها با زبان اسلام و پرداختن به نیازهای جامعه است. جشنواره عمار دردش درد دین و مردم است و دغدغه انقلاب دارد. در حالی که جشنواره های دیگر مانند فجر، آنچه که برای آنها مطرح نیست، “انقلاب” و “مردم و دین” است.
در واقع جشنواره فجر، این هدف را دنبال می کند که فیلمهای فیلمسازان برای یکسری از طرفدارانشان که شاید به زحمت به یک یا دو میلیون نفر برسد به نمایش درآید که البته بخشی از این تعداد در زمان جشنواره فقط فیلم می بینند و در سایر روزهای سال اصلا به سینما نمی روند.

در حالی که درجشنواره عمار، عموم مردم از سراسر کشور از فیلمها استقبال می کنند و البته شنیدم که برخی از آثار هم در خارج از کشور به نمایش در آمده است. در واقع جشنواره عمار، جشنواره فیلمهای ارزشی است توسط کارگردان‌های ارزشی.

مسؤولان جشنواره عمار مراقب انحراف باشند

اما یک چیز را نباید فراموش کنیم، همیشه حرکتهای مردمی جواب نمی دهد. خیلی از حرکتهای مردمی اگر بر مبنای اعتماد و باورهای مکتبی نباشد به نتیجه نمی رسد؛ کما اینکه نهادها و سازمانهایی مانند حوزه هنری، انجمن سینمای دفاع مقدس، روایت فتح، سازمان فرهنگی هنری شهرداری، واحد فیلم و تئاتر سپاه، بنیاد شهید و … همه واحدهای مذهبی با مسئولین مذهبی که داشتند و آثار مذهبی خوبی هم تولید کردند و بهترین آثار بعد از انقلاب ما متعلق به همین مجموعه هاست اما در نهایت هم به نتیجه نرسیدند.

عمار هم باید نگران این قضیه باشد. احتمال اینکه خدای نکرده در طول مسیر منحرف شود وجود دارد. مانند سایر مجموعه هایی که منحرف شدند. هنرمندانشان هم منحرف شدند.

خیلی از آدمهایی که افراد مومن، معتقد، با ثبات قدم، افراد با سابقه انقلابی، حتی روحانی و طلبه بودند که بیراهه رفتند و البته باید دلیلش بررسی شود؛ عمار هم از این قاعده مستثنی نیست.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000342/nf00342643-1.jpg

جهان: با توجه به اینکه ۳۲ سال از جشنواره فیلم فجر که با نام انقلاب اسلامی پیوند خورده می گذرد خروجی آن تا چه اندازه توانسته به اهداف انقلاب نزدیک باشد؟

سلحشور: من خاطرم هست که در دهه ۶۰ بیش از ۵۰ – ۶۰ درصد آثاری که تولید شدند آثار نسبتا ارزشی بودند. هنرمند در آن زمان تمام تلاشش این بود که در جهت انقلاب حرکت کند و خود را به نوعی طرفدار انقلاب و نظام نشان دهد و اتفاقا اصرار داشت این کار را بکند. هر چند برخی واقعا انقلابی و ارزشی بودند و برخی خود را اینگونه جلوه می دادند. در هر صورت خلق آثار ارزشی و انقلابی برای هنرمند یک اعتبار و ارزش بود.

فیلمساز هرچه فیلم سیاه تر و فیلم ضد ارزشی و مبتذل تر بسازد دارای اعتبار و آبروی بیشتری است

اما در زمان حاضر خلق آثار انقلابی و ارزشمند برای هنرمند یک عیب است و در این صورت متهم می شوی به مجیزگویی برای انقلاب! دراین سالها فیلمسازان می گویند ما قبل از این که ایرانی باشیم عضو جامعه جهانی فیلمسازی هستیم. یعنی خود را ملزم به رعایت قوانین بین المللی که از سوی هالیوود صادر شده می دانند. خود را ملزم به رعایت قوانین ایران و اسلام نمی دانند. و هر که هرچه فیلم سیاه تر و فیلم ضد ارزشی و مبتذل تر بسازد دارای اعتبار و آبروی بیشتری است. با این حال فیلم های مثبت هم ساخته شده است.

جهان: این آبرو در کجا بیشتر است؟ در داخل، خارج، بین مردم و یا دولتها؟

سلحشور: در داخل. اوایل انقلاب مردم ما سینماها را نماد فرهنگ بیگانه می دانستند ما در سر در سینماها نماد غرب را می دیدیم. به همین دلیل سینماگر داشت از ایران می رفت. مثل خیلی از این آقایانی که رفتند مثل یکی از آقایان هنرپیشه که فرار کرد و دنبال یک خانمی به کانادا رفت. کسی هم کار به این آقا ندارد و قوطی کنسرو در کانادا درست می کرد و پس از ۱۰-۱۲ سال عاطل و باطل به ایران برگشت. این هنرپیشه زمان طاغوت و امثال ایشان چون می دانستند مجرای فرهنگ بیگانه هستند و مردم آنها را می شناسند و طرد می کنند از کشور رفتند و حالا با حمایتهایی در حال برگشت به کشور و فیلم بازی کردن هستند و اتفاقا رفقایشان را هم دعوت به بازگشت می کنند.

جهان: با اینکه بازگشت هنرپیشه ها و ایجاد میدان برای ظهور دوباره این جنس آدمها از هنرپیشه گرفته تا فیلمساز و حتی انتخاب سوژه هایی در مقابله با نظام جز سیاستهای فرهنگی نیست اما بنظر می رسد سلیقه های دولتها توانسته بر این سیاستها سایه بیفکند و سیاستهای فرهنگی را تغییر دهد. 

سلحشور: وقتی از ما سوال می کنند فیلم مذهبی یعنی چی؟ وقتی جواب نداریم، آن موقع است که سینماگر می گوید تو تعریف بلد نیستی پس من تعریف می کنم. اوایل انقلاب هم به همین صورت بود؛ و در حال حاضر مسئولین ما حتی مجلس و دولت، نه تنها دربخش فرهنگی که حتی روحانیت و مردم نیز در برابر این ابتذال که اسمش فیلم و سریال سازی است تسلیم شدند.

به یکی از مسؤولان تلویزیونی گفتم چرا کار فرهنگی نمی کنید گفت مگر وظیفه تلویزیون کار فرهنگی است؟ 

در واقع جشنواره هم که می گذارند در تایید و ادامه جریان موجود می گذارند و بدنبال یک جشنواره ایده آل و ارزشی نیستند. روزی به یکی از مسؤولان تلویزیونی گفتم چرا کار فرهنگی نمی کنید گفت مگر وظیفه تلویزیون کار فرهنگی است؟ گفتم ما می توانیم جریان فیلمسازی اسلامی راه بیندازیم؛ گفت وظیفه ما راه اندازی جریان فیلمسازی اسلامی نیست. حالا توقع دارید این مسئول چه جشنواره ای برگزار کند؟

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000342/nf00342643-2.jpg

جهان: آقای رئیس جمهور می گویند فیلم بسازید، منصفانه بسازید، واقعیت را بسازید و… این تاکید خوبی است حالا فیلمسازی که اساس کارش سیاه ساختن است چگونه می تواند نگاه منصف داشته باشد؟ اصلا متر ما برای واقعیت ساختن چیست؟ در حالیکه ما یکسری کارگردان داریم که حیاتشان به سیاه ساختن است.

سلحشور: از کوزه همان تراود که در اوست. یک عالمی بالای منبر در خصوص یک داستان واقعی و مستند ۱۰۰نکته بیان می کند که شنونده تعجب می کند. چرا؟ چون چشم دلش بازاست. نسبت به واقعیتهای جامعه دید خوب دارد. جامعه را می فهمد؛ اما فیلمسازی که خود را در چارچوبی تنیده که فقط خودش می فهمد، مردمی نیست، اصلا نمی داند مردم یعنی چه؟ انقلاب و نظام یعنی چه؟ توقع دارید چه فیلمی بسازد؟

اکثر فیلمسازان ما نه انقلاب را می شناسند نه فرهنگ مردم را و نه با فرهنگ مذهبی و بومی و ملی ما آشنایی دارند

البته برخی فیلمسازان انقلابی و سالم هم داریم که سالی چند تا فیلم می سازند. که ما این افراد را مستثنی می کنیم. ولی اکثر فیلمسازان ما نه انقلاب را می شناسند نه فرهنگ مردم را و نه با فرهنگ مذهبی و بومی و ملی ما آشنایی دارند. اصلا این سینمای ما، به کشور ما و مردم ما ارتباطی ندارد. این سینمای دیگری است.

کعبه سینماگر مذهبی، مناطق جنگی و مزار شهدا و مزار امام است و معبودش خداست. در حالی که برخی فیلمسازان ایرانی کعبه شان هالیوود است و معبودشان هنرپیشه های هالیوود. اصلا هالیوود را می پرستد و کافیست که هالیوود به یکی از این افراد جایزه بدهد!

این افراد بگونه ای هم رفتار کرده اند که ما باورمان شده که فیلمسازی برای غرب یک ارزش است و اتفاقا مردم ما هم باور کردند.

جهان: آقای رئیس جمهور مرزی بین هنرمند ارزشی و غیر ارزشی قائل نیستند و اساسا اعلام کردند که چنین تعریف تفکیک شده ای را قبول نداریم. همه یکی هستند!

بنظر شما کسی که جز مفسده، سیاه نمایی، دیدن تاریکی، روابط نامشروع، ضربه زدن به نظام و انقلاب و مردم کار دیگری ندارد هنرمند است؟

سلحشور: هنر یک نوع کشف و شهودی است برای کسی که خداوند در ظرف وجودیش یکسری ارزشها را می ریزد که فقط از طریق هنر می تواند بیان کند. حالا بنظر شما کسی که جز مفسده، سیاه نمایی، دیدن تاریکی، روابط نامشروع، ضربه زدن به نظام و انقلاب و مردم کار دیگری ندارد هنرمند است، کسی هم که اهل راز و نیازهای شبانه است هم هنرمند! گر چه من می دانم منظور آقای رئیس جمهور این بوده که همه یک کاسه اند فرقی نمی کند. به همه بگویید هنرمند. جدا نکنید!

در آن صورت آدم صالح و طالح یعنی یکی. آدم تبهکار و گناهکار یعنی یکی. آدم درست و صادق یعنی یکی.

جهان: برخی الان کاملا بر علیه نظام فیلم می سازند. فردی که در خانه اش فیلم بر علیه نظام می سازد و داخل کیک می گذارد و به جشنواره کشورهای معاند نظام می فرستد، تفاوتش با آدمی که در اوج فتنه ۸۸ فیلمی در راستای نظام و مظلومیت نظام می سازد چیست؟مگر می توانیم تفاوت قائل نباشیم؟

وقتی آمریکا را جای خدا گذاشتیم همه چیز مجاز است

سلحشور: متاسفانه بله. اما وقتی آمریکا را جای خدا گذاشتیم همه چیز مجاز است. آن وقت هیچ اشکالی ندارد آدم صالح، انقلابی، مومن، جانباز، و ایثار گر را با آدم دزد قمارباز و … یکی کنیم.

جهان: در افتتاحیه فیلم فجر آقای ایوبی رئیس محترم سازمان سینمایی،گفتند یک عده باید عذرخواهی کنند. یک عده شهامت عذرخواهی داشته باشند و یک عده هم ببخشند. که البته منظورشان از عذرخواهی کسانی بود که در مقابل جریان خانه سینما ایستادگی کردند. ظاهرا یک عده از دوستان طلبکار شدند و منت می گذارند بر سر دوستان ارزشی که ما شما را می بخشیم و به قول آقای مانی حقیقی که گفتند چون بار اولتان بود شما را می بخشیم. بنظر شما چه اتفاقی قرار است بیفتد؟

سلحشور: این یک واقعیت است که وقتی آب سربالا رفت قورباغه ابوعطا می خواند. وقتی از سینمای طاغوت تجلیل می شود و برای آن موزه برپا می کنند و وقتی معشوقه خواهر شاه محور سینمای ایران تعریف می شود و او را به عنوان محور بازیگری و ستون معرفی می کنند و وقتی مسئولین فرهنگی کشور، چشمشان را به روی زشتیها می بندند و وقتی مسئول سینمایی کشور کسی می شود که سالها عمر خود را در اروپا گذرانده و اروپا را با همه یارانش پذیرفته است، بنظر شما چه اتفاقی می افتد؟

از نظر من خانه سینمایی که الان وجود دارد خانه تیمی دشمن است

طبیعی است که این آقا انتظار دارد سینماگرانی که بر علیه خانه سینمایی که خانه تیمی دشمن بوده خانه سینمایی که عنادش را با انقلاب و نظام می دانند، خانه سینمایی که در سال ۸۸ از جریان فتنه حمایت کردند، عذرخواهی کنند. این خانه سینما توجیه می شود و آنهایی که قیام کردند باید تنبیه شوند.

از نظر من خانه سینمایی که الان وجود دارد خانه تیمی دشمن است و بهتر است بگوییم اتاق فرماندهی فرهنگی دشمن است. این خانه سینما به فکر این مملکت نیست این خانه سینما به دنبال این بوده که کدام فیلم توقیف شده و برود از توقیف درآورد. از کدام هنرمند انتقاد می شود برود پشت سر آن هنرپیشه از او حمایت کنند.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000342/nf00342643-3.jpg

اگر این فیلم مکتبی و ارزشی وانقلابی بود یقینا خانه سینما این فیلم را می کوبید

یا همان فیلمی که در فرانسه ساخته شد و به عنوان فیلم ایرانی به اسکار معرفی شد. این فیلم ضد ارزشی است. دو مرد مسلمان دو زن فرانسوی را به زحمت و سختی انداختند. خانه سینما از این فیلمها حمایت می کند. چرا؟ چون این فیلم ضد انقلاب و اسلام است. اگر این فیلم مکتبی و ارزشی وانقلابی بود یقینا خانه سینما این فیلم را می کوبید. چون خانه سینما پیرو جمهوری اسلامی نیست. مبلغ جریان حاکم بر سینمای دنیا است یعنی سینمای هالیوودی ـ صهیونیستی است!

ما در طول ۳۵ سال گذشته بیش از ۵۰-۶۰ نفر مسئول فرهنگی داشتیم. حتی یک نفرشان هم موفق نشدند. و اینها هم موفق نخواهند شد. نکته اینجاست که قبلی ها از اینکه بگویند ما آمریکایی هستیم و فرهنگ غرب را می خواهیم ترویج کنیم و فیلم ضد ارزشی بسازیم خجالت می کشیدند اما این جدیدیها این خجالت را هم نمی کشند. برای غرب کار می کنند، برای دلخوشی آنها کار می کنند، جایزه هم می گیرند. و غربیها هم فیلمهایی که بر علیه نظام، انقلاب و ولایت و حتی خون شهدا ساخته شود را هم حمایت می کنند. و جایزه می دهند و اوضاع بدتر هم خواهد شد.

سال به سال دریغ از پارسال. در دهه ۶۰ نزدیک به ۶۰ درصد؛ آثار مثبت بود در دهه ۹۰ دو سه درصد آثار ارزشی است آنهم با اغماض.

جهان: ساخت سریال حضرت موسی(ع) در چه مرحله ای است؟

سلحشور: سریال حضرت موسی ۴ سال پیش تحقیقاتش کامل شد. در عرصه های مختلف از مذهب تا جغرافیا. قصه این سریال از رحلت حضرت یوسف شروع می شود و قبل از رحلت می گوید، شما بعد از من به سختی می افتید و یک روزی یک نفر می آید و شما را نجات می دهد و مشخصات حضرت موسی را می دهد و ما ۴۰۰ سال فقر و مشکلات را می بینیم. بعد از آن بدنیا آمدن حضرت موسی و بالغ شدنش در کاخ را می بینیم و سفری که به مدیان و یا همان شهر حضرت شعیب دارد.

آنجا ازدواج می کند .یک دوران گذار از دوران شاهزاده بودن به دوران مردمی شدن را دارد و در مسیر راه به نبوت منصوب می شود و می آید به سمت فرعون و برای نجات بنی اسرائیل تلاش می کند و داستان غرق شدن فرعون را در دریا می بینیم.

موسی بنی اسرائیل را می آورد پای کوه تور. ۱۰ سال آماده شدن آنها برای رفتن به سرزمین مقدس طول می کشد. آنها تجهیز و ساماندهی می شوند و بعد از آن می روند برای اینکه سرزمین موعود که خداوند به آنها نوید داده بود را بگیرند. در آنجا بنی اسرائیل همکاری نمی کند.

می گویند ما حاضر نیستیم با ساکنین آنجا بجنگیم. به همین دلیل خداوند ۴۰ سال اینها را آواره می کند. در نهایت نسل گذشته از بین می رود و نسل جدید با فرماندهی و پیامبری حضرت یوشع می روند این سرزمین را می گیرند.

تا الان ۶۳ قسمت سناریو نوشته شده و اکنون آماده پیش تولید است.

تا حالا تمام آثاری که درباره موسی(ع) ساخته شده زیر نظر صهیونیستها مدیریت شده و این اولین‌بار است که توسط شیعه نوشته و تولید می شود.

جهان: می گویند آقای سلحشور نگاهش در حوزه فیلمسازی تنها ساخت فیلم هایی نظیر حضرت یوسف، مریم و… است. درصورتی که در حوزه مسائل دینی می توان به موضوعات دیگری هم پرداخت؟

فیلمهای هالیوود بر ۵ رکن استوار است

سلحشور: نه خیر. قصه روز هم می تواند دینی باشد. ما قصه جنگی، تاریخی، خانوادگی، اجتماعی، حتی کمدی هم می توانیم داشته باشیم، به شرطی که نگاه، نگاه مذهبی باشد. ما باید معیار داشته باشیم.

الان فیلمسازی هالیوود بر دنیا حکومت می کند از جمله بر فیلمسازی ایران. فیلمهای هالیوود تقریبا بر ۵ رکن استوار است:

۱) دروغ: می گویند یک قصه ای سرهم کن بیار. قصه ای که انسان سر هم می کند غیر از دروغ چه می تواند باشد؟ ممکن است بگویند خلاقیت. خلاقیت هم اگر سرهم کردن باشد دروغ است. خلق دروغ هم دروغ است. از چیزی که نیست، ساختی. خلاقیت هم اگر به هم بافته باشد می شود دروغ.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000343/nf00343897-2.jpg

جهان: با این دیدگاه که همه رمانها و داستان دروغند.

سلحشور: بله دروغند اما، دروغ ها دوگونه اند. یک دروغگو متصل به حق است. قصه را برای بافتن یا قصه خلق نمی کند. دنبال ایجاد محملی است برای بیان یک حقیقت. مانند داستانهای مولانا. گاهی قصه را خلق می کنی بنام تمثیل که این تمثیل یک حقیقتی را بیان کند. اما دروغ گاهی برای دروغ است.

جهان: گاهی بر اساس شواهد قصه می نویسیم؟ مانند فیلم “فصل کرگردن” که یک قصه ای است ضد ایرانی و نویسنده و فیلمساز مدعی است بر اساس شواهد است؟

چون غرب، خدا، مکتب و مذهب به شکلی که ما داریم ندارد؛ ناخوداگاه مجبورند نظر شخصی خود را وارد کنند و دنیا را به لجن می کشند

سلحشور: اینجا زاویه نگاه مطرح می شود.می گوید من بر اساس شواهد ساختم. اما آن نگاه، نگاه بیماری است. بله تو شواهدی را بیمارگونه داری نقل می کنی و این بیماری را به جامعه منتقل می کنی. ممکن است فیلمسازانی هم باشند که بر اساس واقعیت بسازند.

۲) انسان محور است. اومانیسم. یعنی از فیلمساز سئوال می کنید این فیلم را چرا اینجوری ساختی، با واقعیت همخوانی ندارد، می گوید این فیلم منه. این نگاه منه. یعنی فیلمساز عقاید شخصی خودش را در فیلم وارد می کند. این یک فرهنگ رایج در غرب است. چون خدا، مکتب، مذهب و .. به شکلی که ما داریم غرب ندارد. ناخوداگاه مجبورند نظر شخصی خود را وارد کنند و دنیا را به لجن می کشند. چون دینی که به آن بتوانند استناد کنند ندارند.

۳) فیلمسازی موجود بر اساس مادی گرایی است. ماتریالیسم. می گوید هستی یک ماده است و پشت آن خدایی نیست. جشنواره شهرت، محبوبیت و ….یعنی مادیات، انگیزه فیلمسازی است. فیلمساز، آمده خودش را به جامعه القا کند. یعنی واقعیات جامعه دلش را بدرد نیاورده که فیلم بسازد.

هر چه فیلمساز توهم بیشتر داشته باشد فیلمسازتر است!

۴) درام: یعنی گره ای را در فیلم ایجاد می کنیم و در انتها باز می کنیم. در اکثر موارد این درام یک حالت مالیخولیایی و خارج از عقل و منطق پیدا می کند. این ماورایی است که یک نفر برود توی یک لشکر، همه را بکشد و زنده بیرون بیاید. یا حیوانات در ارباب حلقه ها و اینها با اسم جذابیت که البته ریشه در توهم دارد سعی در جذب مخاطب دارد. هر چه فیلمساز این توهم را بیشتر داشته باشد او فیلمسازتر است.

جهان: مگر اشکالی دارد اگر می خواهی یک موضوعی را عنوان کنی در آن تخیل هم باشد؟ در فیلمهای جنگی خودمان هم گاهی از این اغراقها وجود داشت. نگاه شما به جذابیت چیست؟ برخی می گویند شما قائل به کشش در درام نیستید؟

اگر دقت کنید درسریال یوسف یک صحنه که با عقل و منطق همراه نباشد نداریم. جذابیت هم داشت. حتی در صحنه های اکشن، برای اینکه به تماشاگر بگویم اینکه می گویند اکشن جذابیت دارد، غلط است و می تواند اکشن نباشد اما جذابیت باشد این صحنه ها را کمرنگ کردم.

برای جذابیت باید مرتب دُز توهم را ببری بالاتر!

یک گل را ببینید اوایل برای شما جذابیت دارد بعد جذابیتش پس از یک هفته از بین می رود. جذابیتهای ظاهری نیز اینگونه است. بروسلی میرفت داخل یک لشکر و همه را می کشت. چون برای جذابیت باید مرتب دُز توهم را ببری بالاتر. قبلا دو تا ماشین تصادف می کردند جذابیت داشت الان باید ۱۰۰ تا ماشین تصادف کند تا جذابیت داشته باشد. حالا به نظر شما چه چیزی باعث می شود جذابیتهای یک زن و شوهر از بین نرود: عشق.

جذابیتهای سینما اگر از ظاهرعبور کند و به باطن برسد هیچوقت تکراری نمی شود و همیشه جذابیت خواهد داشت. سینمای غرب چون ظاهری است هیچوقت جذابیت ماندگار نخواهد داشت.

۵) قصه: قصه زیبا. ما دنبالش هستیم اونها هم همینطور. ما در قصه ها روح و درون مایه قصه برامون مهمه، اما برای آنها ظاهر مهم است. قصه یوسف را همه می دانند چرا دنبال می کنند، چون دنبال نهفته های آن هستند. از این مهمتر روح است.

البته ممکن است یک نفر پیدا شود و نکات دیگری هم پیدا کند و تفسیر جدیدی هم ارائه دهد.

اگر بپذیریم همه آنچه در دنیا اتفاق می افتد، خدا در آن دست دارد باید بپذیریم قصه واقعی را هم خدا می نویسد

جهان: برای سینمای ایران چه؟ ارکانی تعریف شده است؟

سلحشور: برای سینمای ایران هم ۵ رکن تعریف کرده ایم:

۱) واقعیت: قصه های واقعی. چرا قصه های واقعی می تواند یکی از ارکان باشد؟ چون قصه واقعی را خدا می نویسد. این را آیت الله حائری شیرازی گفت. اگر بپذیریم همه آنچه در دنیا اتفاق می افتد، خدا در آن دست دارد باید بپذیریم قصه واقعی را هم خدا می نویسد.

قصه های غیر واقعی که تمثیلات است را باید عالم دینی بنویسد. یک دانشجویی که تازه فارغ التحصیل شده علم دینی، روانشناسی، جامعه شناسی و … ندارد اگر قصه بنویسد نمی تواند قصه واقعی باشد.

جهان: وقتی می گویید واقعی یعنی باور پذیر؟

سلحشور: نه. یعنی قصه، مستند به آنچه رخ داده است باشد. آنچه اتفاق افتاده است.

علت اینکه سریال یوسف می رود به سراسر دنیا و همه به آن واکنش نشان می دهند، نشان از این دارد که پیوندی بین فطرت انسانها با حقیقت این قصه برقرار شده است

جهان: خب. فیلمهایی مانند “کلید اسرار” یا “شاید برای شما هم اتفاق افتاده است” چون باور پذیر است پذیرفته ایم، از کجا معلوم است که بر اساس قصه واقعی اتفاق افتاده یا ارباب حلقه ها را اگر نمی پذیریم چون برای من باور پذیر نبوده است؟ دنبال سند نمی رویم!

سلحشور: ما به این باورپذیر نمی گوییم. باورپذیری جز ذات قصه واقعی است. یعنی فطرت انسان را خدا به گونه ای ساخته که اگر واقعیت را به او بگویید می پذیرد و قصه دروغ را نمی پذیرد. چون فطرت انسان با واقعیت پیوند خورده است. انسان می فهمد که این واقعی است یا ساخته ذهنی فیلمساز است.
علت اینکه سریال یوسف می رود به سراسر دنیا پیر و جوان شیعه و سنی، حتی کودک ۲ ساله به آن واکنش نشان می دهد، نشان از این دارد که پیوندی بین فطرت این انسانها با حقیقت این قصه برقرار شده است.

چرا ما برای رسیدن به امیال شخصی خود ذهن میلیونها نفر را خراب می کنیم؟

جهان: بخشی از قصه واقعی مربوط به مستندات است. می شود در حوزه ادبیات داستانی دروغهایی که واقعی نبوده اما زمینه ساز حقیقتهایی باشد بیان شود؟

سلحشور: این موضوع را باید جدا کنیم. واقعی و غیر واقعی. غیر واقعی مثل تمثیل. مثل قصه های مولانا. قصه غیر واقعی را باید اهلش بگوید.

در فیلمی که می سازیم چنان عربده هایی زن و شوهر بر سر هم می زنند که ما در دنیای واقعی نداریم

جهان: اینجوری که خیلی ها حذف می شوند

سلحشور: بله. ما فیلم می سازیم که میلیونها نفر ببینند. چرا ما برای رسیدن به امیال شخصی خود ذهن میلیونها نفر را خراب می کنیم؟ ما که هنوز دست چپ و راست خود را نمی شناسیم چگونه به خود اجازه می دهیم فیلمسازی کنیم آن هم با ذهن بیمار.

قصه های واقعی را خدا باید بگوید یا انسانهای خدایی. چون این قصه و فیلمنامه باید جامعه را هدایت کند. به نظر شما چون اروپا و آمریکا می خواهند دنیا را بگیرند ما هم در داخل باید همین کار را بکنیم. نه! ما جمهوری اسلامی هستیم. ما خدا و پیغمبر و کتاب و اهل بیت داریم. حتی در کشور ما زن و شوهر سعی می کنند بلند حرف نزنند که مبادا روی بچه ها تاثیر بگذارد، اما ما فیلم می سازیم چنان عربده هایی زن و شوهر بر سر هم می زنند که ما در دنیای واقعی نداریم. حالا روابط زننده و مبتذل در فیلمها بماند.

همانطور که اجازه نمی دهیم هر کسی به حوزه علمیه برود و عالم دینی شود و تربیت جامعه را به عهده بگیرد، درباره فیلمساز هم باید همین سخت گیری را داشته باشیم. فیلمساز مبلغ دین است. باید انسان صالح باشد. حتی اگر کمدی و پلیسی بسازد.

۳) معناگرایی: ما به ارزشها و معنویت بپردازیم. ما در فیلم باید به ترویج ارزشها بپردازیم. فیلمساز نباید برای رسیدن به آمال و آرزوهای خودش فیلم بسازد، برای خدمت به دین و جامعه اش باید فیلم بسازد.

جهان: در جشنواره های مختلف چند سالی است بخش معناگرا گنجانده شده و حوزه هنری هم مدعی است که در این بخش پیشرو است. این همان معنا گرایی است که شما می گویید؟

سلحشور: این ها فقط اسمش معناگرایی است.

جهان: تعریف ما از معناگرایی چیست؟ چون هالیوود هم مدعی است فیلم معناگرا می سازد.

سلحشور: متر مشخص ما دین است. فیلمی که تربیت و دستورات دینی را آموزش دهد. اخلاق دینی را آموزش دهد. نه اینکه آنچه من تشخیص می دهم. آنچه من می فهمم! آنچه دین گفته باید آموزش دهیم.

اگر ما شخصیتی مذهبی چون ابوذر را سوسیالیست معرفی کنیم، کتاب مذهبی می شود؟

جهان: با این وجود خیلی از فیلمهایی که در ایران ساخته می شود در تضاد با معناگرایی است. حتی فیلمهایی با موضوع قصاص ساخته می شود که در تضاد با قوانین اسلامی است؟

سلحشور: دقیقا. یک کتاب نوشته بودند، نویسنده ابوذر را سوسیالیست معرفی کرده بود. به نظر شما اگر ما شخصیتی مذهبی چون ابوذر را سوسیالیست معرفی کنیم، کتاب مذهبی می شود؟ هر فیلمی که نام حضرت علی روی آن باشد که مذهبی نمی شود.

برخی در دولت جمهوری اسلامی، مجلس و برخی دولتمردان فرهنگی در جهت مقابله با اسلام و ترویج اسلام باطل و اسلام غلط حرکت می کنند

جهان: خب این فیلمها با حمایت دولت در جمهوری اسلامی ساخته می شود. پخش هر فیلمی از سینما و تلویزیون برای بخش زیادی از مردم سند است و حجت!

سلحشور: متاسفانه به صراحت می گویم برخی در دولت جمهوری اسلامی، مجلس شورای اسلامی و برخی دولتمردان فرهنگی در جهت مقابله با اسلام و ترویج اسلام باطل و اسلام غلط حرکت می کنند. مقام معظم رهبری وقتی می گویند به ما تهاجم فرهنگی شده است، اولین نماد تهاجم، عملکرد خود ماست. وقتی سینمای من بر علیه اعتقادات من و انقلاب عمل می کند یعنی تهاجم فرهنگی. هجوم آوردند همه پایگاه ها و سنگرهای فرهنگی را گرفتند و هر کار دلشان می خواهد انجام می دهند.

الان فیلم و سریال‌سازی ما چون انسان محور است، مادی گرایی محور است، دروغ محور است، پس ذاتش بد است

جهان: این فرمایش مقام معظم رهبری که فرمودند مظلومیت فرهنگ، خیلی از سازمانها آمدند و هزینه های زیادی هم کردند، همایش گذاشتند، نشست گذاشتند و خیلی کارها انجام دادند برخی تفسیر کردند که بودجه کم است و باید بودجه را زیاد کنیم.

سلحشور: ببینید ذات چیزی را نمی شود عوض کرد.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000343/nf00343897-3.jpg

جهان: این ذات است یا عملکرد؟

سلحشور: انرژی هسته ای می تواند در طب مورد استفاده قرار گیرد، می تواند در بمب هسته ای هم استفاده شود. این کاربرد است. اما معنا با ماده فرق می کند. الان فیلم و سریال سازی ما چون انسان محور است، مادی گرایی محور است، دروغ محور است، پس ذاتش بد است.

وقتی افکار مالیخولیایی حاکم می شود، ذاتش بد است. وقتی دنیا را محدود کردید به ظاهر و قصه های ظاهری نوشتید، معنویت در آن نیست. این سینما اگر آقا امام زمان هم بیاید نمی تواند درستش کند.

من گفتم یک خوک را اگر هر کسی بشوید پاک نمی شود. سینمایی که دروغ و خودنمایی و شهوت و شهرت اساسش باشد بدرد نمی خورد مگر اینکه اصولش تغییر کند. اما اگر اصولش تغییر کند می شود یک امر مقدس، یک تکنولوژی مقدس که می تواند افکار انبیا را در سرتاسر دنیا ترویج کند. می تواند به جای انسان خدامحور باشد و باطن بجای ظاهر باشد.

در نهایت رکن چهارم عبرت آموزی و رکن پنجم هم زیبایی.

دنبال این هستیم که با ساخت یکسری از آثار این تفکر را جا بندازیم و بعد از آن کتاب آن را منتشر کنیم

جهان: مبنا و اساس این استخراج و صحبتهایی که شما می کنید چیست؟

سلحشور: برای این حرفهایی که می زنم مبنای قرآنی دارم. آخرین آیه سوره یوسف. “لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِي الأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَى وَلَكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ”

به راستى در سرگذشت آنان براى خردمندان عبرتى است. ‏سخنى نيست كه به دروغ ساخته شده باشد بلكه تصديق آنچه [از كتابهايى] است كه پيش از آن بوده و روشنگر هر چيز است و براى مردمى كه ايمان می آورند رهنمود و رحمتى است.

جهان: درصدد مکتوب کردن این نگاه و ترویج آن هستید؟

سلحشور: ما دنبال این هستیم که با ساخت یکسری از آثار این مطالب را جا بندازیم و بعد از آن کتاب آن را منتشر کنیم. اساتید بسیاری را هم دعوت کردیم و وقتی این مباحث را عنوان کردیم مدعی شدند که این صحبتها علمی است. اینها را پذیرفتند.

حدود ۴ سال است به مسؤولین مختلف کشور التماس کردیم کمک کنید که ما می توانیم این بینش را به یک جریان تبدیل کنیم هیچکس تا حالا کمک نکرده است

جهان: یعنی شما درصدد ترویج نگاهی جدید در حوزه سینما و تلویزیون هستید؟

سلحشور: ۵ سال است.

جهان: شما در حال آموزش هم هستید. این نگاه و تفکر جدید شما چقدر پیشرفت داشته است؟

سلحشور: مقداری از حقوق خودم از سریال حضرت یوسف بود ما صرف آموزش کردیم. از میان حدود ۱۰۰۰ قصه ای که داشتیم حدود ۱۴۰ تا ۱۵۰ قصه خوب را انتخاب کردیم. ۴۵ قصه تبدیل به فیلمنامه شد و درنهایت توسط جوانان مستعد مذهبی، ۹ فیلمنامه تبدیل به فیلم شد که ۶ تا از این فیلمها از شبکه قرآن پخش شد.

البته آثار آموزشی بودند و ادعایی هم نداشتیم. پولمان هم تمام شد و حدود ۴ سال است به مسئولین مختلف کشور از علما گرفته، مجلسی ها، مسؤولین فرهنگی و هنری کشور، التماس کردیم کمک کنید که ما می توانیم این بینش را به یک جریان تبدیل کنیم، این مبانی را عملیاتی کنیم. هیچکس تا حالا کمک نکرده است.

جهان: این بینش حمایت نمی شود یا آقای سلحشورحمایت نمی شود؟ البته ظاهراً شما که حمایت می شوید، سریال فاخر می سازید و از سوی مسؤولین و مردم استقبال هم می شود. شاید بینش شما را قبول ندارند.

سلحشور: هر دو. من خیلی هم حمایت نمی شوم. الان نزدیک ۱ سال است دوره افتادم به جاهای مختلف می روم می گویم بودجه بدهید فیلم حضرت موسی(ع) را بسازیم. الان ۶۲ قسمت آماده است. نمی دهند.

جهان: آخرین گفتگویی که با شما داشتیم این بود که طرحی برای تربیت فیلمساز ارزشی داشتید و شنیدیم که رهبر معظم انقلاب هم موافقت کردند می خواستم ببینیم به کجا رسیده است؟

سلحشور: ما این طرح را ۳ سال پیش دادیم خدمت مقام معظم رهبری و ایشان و مسؤولین و کارشناسان دفتر آقا بررسی کردند و حضرت آقا تایید کردند و مبلغی را هم به این طرح کمک کردند و گفتند این سهم من. اما پیگیری بنده برای گرفتن بودجه از سازمانهای مسؤول و حمایت آنها تا الان بی نتیجه مانده است. فقط آقای حسینی وزیر وقت ارشاد مبلغی را کمک کردند که شاید یک صدم بودجه لازم بود و بعد از آن هیچ مسؤولی کمک نکرد.

تا زمانی که تعریف اسلامی از سینما و تلویزیون نداشته باشیم، سینما و تلویزیون اعدا و عدو قرآن و اسلام است

جهان: اگر ممکن است جزییات طرح را توضیح بدید؟

سلحشور: ما گفتیم یکسری نیرو می گیریم سناریونویسی اسلامی را یادشان می دهیم. گفتیم بعد از ۳-۴ سال یک جریان فیلمسازی اسلامی را ایجاد می کنیم. آمار دادیم این تعداد کارگردان ـ این تعداد سناریونویس اسلامی تحویل می دهیم تا همه علما و بزرگان و مسئولین، تفاوت این جریان فیلمسازی را با جریان موجود متوجه شوند.

جهان: چقدر این طرح را در راستای جشنواره عمار می بینید؟

سلحشور: جشنواره عمار تقریبا در همین راستاست اما هنوز این مبانی که گفتم را پیاده نکرده و من نگرانم. بنابراین خدای ناکرده احتمال انحراف وجود دارد.

الان شما ببینید بانکها و اقتصادمان را اسلامی نکردیم؛ الان شده وبال گردن جامعه اسلامی و دارد انقلاب و نظام را تهدید می کند. تا زمانی که تعریف اسلامی از سینما و تلویزیون نداشته باشیم، سینما و تلویزیون اعدا و عدو قرآن و اسلام است. هر کس هم می خواهد در راس سینما و تلویزیون باشد. دزدی، دزدی است. سینمای فاسد، فاسد است. سینمای وابسته، وابسته است.

اگر سیاهی را دیدی و سفیدی را به عنوان راه توانستی ارائه دهی، می توانی فیلم بسازی

جهان: با این توضیحاتی که گفتید خیلی ها محدود می شوند. پس تکلیف آزادی بیان چه می شود؟ ممکن است کسی چارچوبها را حفظ کند اما با مبانی که شما می گویید مغایرت داشته باشد تکلیف اینها چیست؟

مقام معظم رهبری اولین کسی هستند که از آزادی بیان دفاع کردند. گفتند در دانشگاه ها کرسی آزاداندیشی داشته باشیم. در فیلمسازی اگر یکی بگوید من یک انتقادی به یک نکته دارم این آدم به شرطی می تواند انتقاد کند که بگوید من انتقاد دارم و راهش را هم دارم. اما اینکه بگوید من فقط می خواهم فحش بدهم، فقط سیاهی ها را ببینم، فقط چهره آدم ها را خراب کنم، چنین آدمی نه در کشور ما که در هیچ جامعه ای جایگاه ندارد.

احمق ها هم این کار را بلدند بکنند. اگر تو سیاهی را دیدی و سفیدی را به عنوان راه توانستی ارائه دهی می توانی فیلم بسازی. چون سینماگر ما توان این کار را ندارد که دردی را در جامعه ببیند و برای آن راهکار ارائه دهد و اصلا در این حد و اندازه نیستند. درصورتی که اگر توانستی راهکار ارائه دهی تو هنرمندی.

و گرنه افرادی که سر کوچه می نشینند حرف های نامربوط می زنند و نیاز به علم، سواد، ایمان، شعور و اینجور چیزها که ندارند. حرف های نامربوط زدن که دردی را دوا نمی کند. اگر فیلمساز ایراد بگیرد و راه حل بدهد حالا می شود فیلمساز فرهیخته.

محدودیت ما آنجاست که بخواهی به فرهنگ و مذهب ما لطمه بزنی.

فیلمسازی این مملکت به جز چند نفر معدود متعلق به این کشور نیست

این مسخره ترین اتفاقی است که در طول تاریخ به وجود آمده است، تنها کشوری که بخش اعظم فیلمسازانش پول این مردم را می گیرند و بر علیه مردم و دولت فیلم می سازند اینجاست. در هیچ کجا اینجوری نیست که دولت پول بدهد و بگوید به من فحش بده و بر علیه مردمت فیلم بساز. اما توی ایران اتفاق افتاده.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000343/nf00343897-1.jpg

جهان: چرا این اتفاق افتاد؟ به نظر می رسد فیلمساز ایرانی از یک دوره ای رها شده؟ چه کسی مقصر است؟

تمام این نیروهای ما را به جز انگشت شماری، با خودشان بردند و همراه کردند و ما نتوانستیم حتی یک نفر از آنها را بیاوریم این طرف و صالح شده باشد 

سلحشور: حقیقت امر این است که فیلمسازی در ایران مال جمهوری اسلامی ایران نیست، باید بپذیریم. جامعه فیلمسازی ایران شاخه ای از فیلمسازی هالیوود است. منتها چادر هم سرشان کرده اند و پایشان را جرات نمی کنند لخت کنند. البته سریال را هم می گویم. فیلمسازی این مملکت به جز چند نفر معدود متعلق به این کشور نیست.

جهان: به نظر شما با توجه به مسأله جذب حداکثری و حداقلی نمی توان اصلاحاتی انجام داد؟ نمی توان گفتگویی با سینماگران انجام داد و فضا را از این حالت خارج کرد؟

سلحشور: نه. این اتفاق نمی تواند بیفتد و دلیل هم دارم. ما از اول انقلاب تا حالا شاید بالای ۵-۶ هزار نیروی معتقد و انقلابی وارد عرصه فیلمسازی کردیم. رزمنده، حزب اللهی، روحانی، قرآن خوان، نمازخوان. به این نیت که بتوانیم جریان فیلمسازی را اصلاح کنیم. بتوانیم تاثیر بگذاریم. اما تمام این نیروهای ما را به جز انگشت شماری، با خودشان بردند و همراه کردند و ما نتوانستیم حتی یک نفر از آنها را بیاوریم این طرف و صالح شده باشد و خود را در خدمت اسلام و انقلاب بگذارد. اگر می شناسید نام ببرید.

یک نکته بگویم که بنده فیلمساز سینما و تلویزیون نیستم. بنده یک مبلغ هستم و از طریق فیلمسازی این کار را انجام می دهند. جامعه فیلمسازی هم از این جمله من بدش می آید. یادمان نرود!

جهان: به نظر شما چه عاملی موجب شد این جریان اصلاح نشود؟

سلحشور: به نظرم سه عامل جلوی این اصلاح را گرفته است:

۱) همنشینی بچه مسلمانهای فیلمساز با فیلمسازان ناباب منجر به این انحراف شد. و چون مسئولین هم این حوزه را نمی شناختند موجب شد برای این افراد ارزش قائل شوند. فکر می کردند اگر این طاغوتیها را از دست بدهیم سینمایمان از دست می رود. هنوز که هنوز است مسؤول مملکت از اینکه با یک هنرپیشه عکس بگیرد برایش لذت بخش و افتخار است.

۲) تبلیغات. دشمن تمام ابزار تبلیغاتی برای بزرگ کردن فیلمسازان طاغوتی را در اختیار گرفت و برای بزرگ کردن این طاغوتی ها همه کاری کردند، به گونه ای که هنرمند آلوده فاسد، شبهای ماه رمضان شبهای ماه عبادت مرا اداره می کند. یا هنرمند فاسد می آید به مادر شهید جایزه می دهد. این برای جمهوری اسلامی ننگ است. بزرگ کردن آنها و مطرح کردن آنها و دفاع و حمایت کردن از آنها کار دستگاه تبلیغاتی دشمن است.

۳) نداشتن مبانی و اصول. راهی که درست باشد نداشتیم. رفتیم به اصولی که آنها بلد بودند.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

33 − 28 =