از مزار اخوان می آیم

به گزارش پایگاه خبری هنر انقلاب «صبح هنر»، صبح روز دوم چهارمین اردوی آفتابگردان‌ها در مشهد مقدس باحضور شاعران جوان و اساتید آنها در محل مقبره فردوسی در مشهد مقدس و تجمع بر مقبره افرادی همچون محمد قهرمان و اخوان ثالث همراه شد.

امیری اسفندقه شاعر و منتقد ادبی بر سر مقبره استاد محمد قهرمان گفت: تا زمانی که استاد کمال در قید حیات بودند ایشان تصمیم می‌گرفتند که چه کسانی در مقبرة‌الشعرای مقبره فردوسی دفن شود و بعد از آن استان محمد قهرمان مسئولیت این مسئله برعهده گرفتند. این نوع سنگ مزار که بر سر قبر آقای قهرمان گذاشته شده است را خود ایشان کشیده و شعر آن را در وصیت‌نامه‌شان اشاره کرده اند.

وی همچنین بر روی قبر استاد ذبیح‌اله صاحب‌کار به این شاعران جوان گفت: یادم می‌آید در جلسه‌ای قصیده‌ای را خواندم و ناگهان استاد قهرمان از طرف دیگری بلند شدند و پیش از آنکه بتوانند کاری انجام بدهند دست من را بوسیدند، من جا خوردم در حالی که قصیده من غلط داشت اما تا این اندازه ایشان مراقب حق شاعران بودند و این از تواضع ایشان بود. احمد گلچین معانی هم در شعری این حرف را تایید می‌کند و می‌گوید که مثل محمد قهرمان هیچ کس پیدا نمی‌شود.

اسفندقه همچنین بر روی مقبره استاد احمدپور کمال می‌‌گوید: اگر استاد کمال نبودند هیچ کدام از شاعران نبوده و حال شعر گفتن را نداشتند. عماد خراسانی هم را که بیشتر با مجموعه قصیده‌ای می‌شناسند که خود با دستخط خودش برای حرم رضوی سروده و آن را تقدیم آستان قدس رضوی کرده است.

این شاعر و منتقد ادبی در کنار مقبره اخوان ثالث می‌گوید: اخوان کسی نیست که نیاز باشد چیزی به او اضافه کنم. حسین منزوی نقل می‌کند که روزی او رادر دانشگاه دیدم که نمونه سوالاتی را در دست داشت و معتقد هستم که اخوان در همه مقاطع تحصیلی مانند دکتری می‌تواند تحصیل کند.

اسفندقه در پایان صحبت‌های خود در کنار مقبره اخوان ثالث گفت: از قرن چهارم به بعد اولین  کسی که در کنار مقبره‌ فردوسی خاک شده است جناب اخوان ثالث است و آن هم از اشارات مقام معظم رهبری بود که این اتفاق صورت گرفت.

وی ادامه داد: در زمان ریاست جمهور دولت اصلاحات دانشجویان طرحی را برای مزار اخوان ارائه دادند که آن زمان آقای مهاجرانی با آن طرح مخالفت کرد و گفت که در کنار بارگاه فردوسی هیچ بارگاهی نباید ایجاد شود. ما امیدواریم که در این دوران شاهد ایجاد مقبره‌ای برای ایشان باشیم.

امیری اسفندقه در پایان شعری با حال و هوای مزار اخوان با نام از مزار اخوان می آیم را برای حضار خواند:
از کجا می آیم
از فضایی تهی از نام و نشان می آیم
از سراپرده ی اسرار نهان می آیم
از فراسوی زمان می آیم
رو به رو گنبد هارونیه
پشت سر مقبره ی فردوسی
همچنان از عقب سر نگران می آیم
موج مهتاب شب شهریور
و شنای شب شهریور در چشمه ی نور
آسمان خوشه ی پروین جوزا
کره ی کامل ماه
آه
شب شعر و تب شعر
هر چه می خواهم ساکت باشم
باز اما به زبان می آیم
طوس در خلوت شب
در و دروازه یله
مست اندیشه و اشراق شکوفا شاداب
دلش و دستش پاک
جرعه ی جان و خرد
می فشاند بر خاک
چه بگویم به کجا رفتم پیر
وز کجا دارم اینگونه جوان می آیم
از تماشای بی پرده ی شعر
از حضور کلمات عریان
از فضایی که توان دیدن و گفتن نتوان می آیم
از مزار اخوان می آیم

اسماعیل امینی شاعر و منتقد ادبی هم بر سر مقبره اخوان ثالث گفت: متاسفانه مفاخر برای ما عکس یا مجسمه هستند. ما هیچ کدام از شاعران جوان را به خوبی نمی‌شناسیم که شاهنامه را از ابتدا تا انتها خوانده باشند و یا حتی شعرهای افرادی مانند اخوان ثالث و یادداشت‌ها و مقالات این افراد را مطالعه کرده باشند و اینها فقط برای ما اسم هستند.

وی افزود: ما ایرانی‌ها همه کسانی هستیم که می‌توانیم این شعرها را بخوانیم و شاعران هم وظیفه دارند که این شعرها را بخوانند. وقتی این اتفاق نمی‌افتد زبان شعر روزگار ما، زبان رادیو، تلویزیون و روزنامه‌های ورزشی می‌شود.

امینی تصریح کرد:‌ اگر می‌خواهیم ادامه دهنده راه شاعران باشیم باید شعر بخوانیم چرا که زیاد خواندن شعر باعث زیاد نوشتن می‌شود. برای مثال ما متاسفانه شاهدیم که در جشنواره‌ها شعرها شبیه هم است و انگار که یک نفر تمام آن شعرها را گفته است. اینکه شعرهای یک نفر هم شبیه هم باشد بد است چه برسد به اینکه شعر مجموعه‌ای افراد شبیه هم باشد.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

93 − = 90