ضیافت «شعر انقلاب» در اصفهان +اشعار و تصاویر

به گزارش صبح هنر، مراسم شب شعر انقلاب در اصفهان روز چهارشنبه 2 بهمن به همت حوزه هنری و مجمع شاعران اهل بیت (ع) و با همكاری حوزه هنری اصفهان برگزار شد که شاعران جوان و پیشكسوت كشور اشعار خود را قرائت كردند.

سیدین نیا: از مردم جدا نشویم

 سید مهدی سیدین نیا رییس حوزه هنری اصفهان در مراسم “شب های شعر انقلاب” كه در سالن سوره این شهر برگزار شد، گفت: مقام معظم رهبری در جایی گفته اند «شعر میدان دار گفتمان انقلاب اسلامی است»، این جمله جایگاه و اهمیت این هنر را در بین دیگر هنرها مشخص می كند.
وی ادامه داد: انقلاب اسلامی دارای مفاهیم عمیق است و همچون دریای بی كرانی ست كه به جهت ریشه دار بودن، عمق آن در ارزش های انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی دریایی است كه می شود در آن غواصی كرد و هنر هم چنین ظرفیتی دارد. اگر این دو موضوع در كنار هم قرار گیرد تركیب زیبایی شكل می گیرد و عمق زیادی پیدا می كند؛ با زبان هنر سیر و سلوكی می توان در دریای هنر كرد.
سیدین نیا با اشاره به این كه در حوزه هنر و ادبیات انقلاب اسلامی هنوز به قامت بلند انقلاب اسلامی نرسیده ایم، گفت: در زمینه های هنری تلاش كرده ایم تا بتوانیم هنر را به اندازه اهداف و آرزوها و آرمان های انقلاب اسلامی برسانیم اما نیاز است كه همه هنرمندان تلاش كنند تا دین بزرگی كه بر گردنشان نهاده شده است را ادا كنند.
رییس حوزه هنری اصفهان ضمن تاكید بر لزوم توجه هنرمندان به ساحت مقدس هنر، اظهار كرد: البته باید در عرصه هنر برای ماندگار بودن حركت هایمان، از مردم جدا نشویم. در هر عرصه ایی كه تلاش می شود باید مردمی بودن حركت نیز حفظ شود. هر شاخه ایی از هنر و هنرمندی كه از مردم فاصله گرفته است خودش منزوی شده است.

شعری که قزوه به انتخاب حدادایان خواند

علیرضا قزوه در این مراسم یكی از اشعارش را به انتخاب سعید حدادیان خواند.
وی درباره این شعر خود گفت: ساعت 11 شبی كه فردا صبح اش می خواستم به هند سفر كنم، احمد عزیزی با من تماس گرفت و با گریه گفت كه «علیرضا، تو نباید بروی.» و من هم نمی توانستم نروم چرا كه تمام كارهای سفرم را انجام داده بودم. در چنین فضایی از كشور خارج شدم و به هند رفتم.
قزوه ادامه داد: خیلی زود دلتنگ ایران و دوستانم شدم و غزلی گفتم به یاد كسانی كه دلم برایشان تنگ شده بود. در این غزل از خسرو احتشامی شاعر خوب اصفهان نیز یاد كرده ام. البته برخی از شاعران هم نامشان در وزن غزل نمی گنجید و به همین دلیل نتوانستم اسمی از آن ها بیاورم.
شعری كه قزوه در این مراسم خواند به شرح زیر است:
از شب كوچه و از صبح خیابان چه خبر؟
بی‌خبر نیستم از ایمان، از نان چه خبر؟

دلتان پنجرۀ بازترین، رو به خداست
قاصدك! راستی از “رحمت” و “باران” چه خبر؟

آفتابی است هوای دل “قیصر” آیا؟
بچه‌ها خوب‌اند؟ از خانۀ “سلمان” چه خبر؟

یادم از شعر “سهیل” آمد و شور “ساعد”
گفتم از این چه خبر داری و از آن چه خبر؟

“بهمنی” باز غزل می‌خواند؟ می‌خندد؟
از كتاب دل صدپارۀ “عمران” چه خبر؟

“منزوی”‌های جوان باز غزل می‌گویند؟
“آسمان”، “فاضل”، از تك تك یاران چه خبر؟

راستی كاست “كاكایی” بیرون آمد؟
از ترانه چه خبر داری از “ایمان” چه خبر؟

در خبر خواندم “شوریده”ی “شیدا” هم رفت
دوستان! راستی از حال “پریشان” چه خبر؟

تا پری گفت كسی، یاد “فرید” افتادم
گفتم از “خسرو” خوبان صفاهان چه خبر؟

“مرتضی”! باز كه این شب‌ها بی‌خوابی تو!
از شفیعی چه خبر؟ هان ز خراسان چه خبر؟

چون غم كوه، غم كوه، بزرگ است غمت
از ترك‌های كف دست بیابان چه خبر؟

صندوق خاطره‌ات پر شده از صبح و سلام
كس نمی‌پرسد از گریۀ پنهان چه خبر!

دیدن هند به یك بار می‌ارزد، ای ماه!
از خراسان چه خبر داری؟ از ایران چه خبر؟

تجلیل از خسرو احتشامی  

اهدای لوح یادبودی از سوی محسن مومنی شریف رییس حوزه هنری به خسرو احتشامی شاعر پیشكسوت اصفهان بخشی دیگری از این مراسم بود.
علیرضا قزوه مدیر مركز آفرینش های ادبی حوزه هنری نیز طی این مراسم تقدیر و تجلیل عنوان كرد:این تقدیر و تجلیل به منزله مراسم بزرگداشت نیست، بلكه مراسم بزرگداشت ویژه ای برای خسرو احتشامی و همچنین مرحوم تیمور ترنج از سوی حوزه هنری برگزار خواهد شد.

احتشامی: هیچ كس به اندازه مقام معظم رهبری به شعر توجه نداشته است 
خسرو احتشامی نیز با اشاره به این كه چند سالی است به بیماری سرطان دچار شده است، گفت: در آستانه 70 سالگی و جنگی كه با بیماری سرطان دارم فكر نمی كنم زیاد در بین دوستان باشم.
وی ادامه داد: در طول 30 و اندی سال پس از انقلاب اسلامی هیچ كس به اندازه شخص مقام معظم رهبری از شعر پشتیبانی نكرده است و شاید هم نخواهد كرد.
این شاعر پیشكسوت كشورمان گفت: اكثر جوان هایی هم كه در زمینه شعر در كشورمان پرورش پیدا كرده اند در زیر سایه ایشان بوده است و ایجاد حوزه هنری نیز از كارهای بود كه مقام معظم رهبری برای حمایت از هنر و هنرمندان انقلابی انجام دادند.
وی همچنین با اشاره به حضور علیرضا قزوه در هند به عنوان رایزن فرهنگی كشورمان در چند سال گذشته، گفت: با حضور علیرضا قزوه در هند دوباره زبان فارسی در آن جا رشد كرد. ایشان بیدل را زنده و زیباترین دیوان را از حضرت بیدل منتشر كردند.
احتشامی به جایگاه هنر و ادبیات اصفهان در كشورمان نیز اشاره كرد و تصریح كرد: هر جا هنری دیدید كه مجبور شدید بایستید، اگر جست و جو كنید می بینید كه یك اصفهانی پشت آن اثر است، سال های سال می گفتم چرا فاضل نظری شعر خوب می گوید و فهمیدم به خاطر آن است كه نسل و نسبش به اصفهانی بر می گردد.
سرودن شعر آیینی بسیار دشوار است 
وی خطاب به جوانان شاعر نیز گفت: سرودن شعر آیینی بسیار دشوار است، ساحت خاندان عصمت و طهارت (ع) آنقدر بالا است كه صحبت كردن در این رده به سال ها تجربه نیاز دارد. جوان ها با اعتقاد و ایمان اشعارشان را می سرایند و ایرادی هم ندارد اما باید دقت بیشتری در این زمینه داشته باشید و شعر آیینی را ساده نگیرند.
احتشامی همچنین شعر طنزی خطاب به برنامه طنز “قند پهلو” كه با داوری ناصر فیض و شهرام شكیبا و اجرای رضا رفیع از شبكه آموزش سیما پخش می شود خواند و در ادامه شعری از مجموعه عاشقانه های كهنسالی اش قرائت كرد.

حدادیان: هر شعری نباید رسانه ای شود 
سعید حدادیان مداح و شاعر اهل بیت (ع) نیز در این مراسم ضمن تشكر از خسرو احتشامی برای تذكراتش نسبت به شعر آیینی و ائمه (ع) گفت: البته حدود 3 هزار شاعر در سطح كشور هست كه از این تعداد 200 نفر قلمشان ستودنی است و اگر 2هزار و 800 نفر را از سرودن شعر برای ائمه (ع) نا امید كنیم شاید خیلی خوب نباشد.
وی خاطرنشان كرد: بسیاری از اساتیدی كه در حال حاضر برای ائمه (ع) شعر می سرایند، اولین سروده هایشان ضعیف بوده است. مهم این است كه هر شعری نباید منتشر و رسانه ای شود و شاعران جوان باید استاد ببینند و فقط عشق كردن كافی نیست، مشق كردن هم مهم است.
حدادیان همچنین غزلی عاشقانه و آیینی و شعر طنزی كه از زبان یك برادر بزرگتر به برادر كوچكتر است خواند.

گزیده ای اشعار خوانده شده/ از شعر منتشر نشده فاضل نظری تا شعر طنز ناصر فیض

در این مراسم عباس شاه زیدی شاعر اصفهانی شعری خواند كه به شرح زیر است:
داشتی یاد خاطراتی دور
دفترت را سیاه می كردی
توی این چارپاره ی زخمی
به جنونت نگاه می كردی

دوسه خط عشق را ورق بزن و…
غزلی با ردیف خون بنویس
خط بزن هرچه خوانده ای شاعر
سرِخط .نقطه …از جنون بنویس

ریشه در ریشه سوختم چه كنم
داغهای تناوری دارم
از تبرها بپرس می دانند
زخمهای مكرری دارم

سرِخط ماه را تماشاكن
درشط سرنوشت افتاده
همه جا روی خاك دور و برت
تكه های بهشت افتاده

باید احرام بست وراهی شد
چفیه را روی شانه ات بگذار
دست خود را میان شط ببر و…
تكه های بهشت را بردار

ردّ نیزار را بگیر و برو
مست اشراق آتش و خون باش
این لیالی همیشه مجنونند
در شب این جزیره مجنون باش

هرچه داری بریز پشت سرت
بار سنگین همیشه دلگیر است
از تمام جهان فقط اینجا
سهم تو یك پلاك و زنجیر است

بوی سیب و نسیم می آید
سیب یعنی پرنده ا ی پرزد
آی بی سیم چی بگو چه خبر؟
دلم امشب به سیم آخر زد

بغض هایی هنوز نشكفته است
دل این آب ها پر از مین است
چقدَر  لابلای این نیزار
لحن هور الهویزه شیرین است

یادمان هست هشت سال تمام
سنگ و آیینه درتلاقی بود
پشت هرخاكریز این وادی
كوچه باغی پر از اقاقی بود

تركش از راه می رسید و تنی
باده ای تازه می كشید اینجا
هشت سال تمام ، شب تا صبح
زخم خمیازه می كشید اینجا

بازبان صریح می گویم
واژه در حدّ این روایت نیست
شاعران ! شعر هایتان هرگز
قدّ این شرح بی نهایت نیست
محسن ناصحی از دیگر شاعران اصفهانی نیز غزل تقدیمی خود را به حضرت امام خمینی (ره) خواند.
مهدی نظارتی زاده نیز شعر خوانی خود را با این شعر كوتاه آغاز كرد.
پدر با آستین های خالی برگشت
گاهی از بنیاد نامه ایی می آید
برسد به دست… .
مطهره عباسیان نیز شعری با حال و هوای دفاع مقدس و تقدیم به مادران شهدا خواند.

شعر علی فردوسی شاعر اصفهانی كه مورد استقبال حضار قرار گرفت نیز به این شرح است:
پایین بیا خمار دروغ از مقام ما
دستت نمی رسد به بلندای جام ما

برچین بساط خویش كه ساقی سند زده است
شش دانگ كوی میكده اش را به نام ما

ای عشق، ای پدر صلواتی چه كرده ای
با این دل نجیب علیه السلام ما !؟

كه خاكریز و سنگر و خط مقدم است
دیگر صفا و مروه و بیت الحرام ما

حافظ اگرچه پشت سر ما سروده است
“ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما”

اینگونه پیش اگر برود چند سال بعد
دیگر به یاد هیچ كسی نیست نام ما

دنبال نام ما كه نبودیم و نیستیم
ای كاش جای نام بماند مرام ما

تلخی مرام ناب شراب است، لاجرم
بگذار روزگار نگردد به كام ما

از این سر خراب كه مستی نمی پرد
گیرم كه جام زهر بنوشد امام ما

این خون دل كه می خورم “اَحلی مِنَ العَسَل”
“ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما” .

فاضل نظری شاعر مطرح كشورمان نیز شعر تازه و منتشر نشده ای تقدیم به حضار كرد كه در زیر می خوانید.
مباش آرام حتی گر نشان از گردبادی نیست
به این صحرا كه من می آیم از آن، اعتمادی نیست
به دنبال چه می گردند مردم در شبستان ها
در این مسجد كه من دیدم، چراغ اعتقادی نیست
نه تنها غم، سلامت باد گفتن های مستان هم
گواهی می دهد دنیای ما دنیای شادی نیست
چرا بی عشق سر بر سجده تسلیم بگذارم
نمی خواهم نمازی را كه در آن از تو یادی نیست
كنار بسترم بنشین و دستم را بگیر ای عشق
برای آخرین سوگندها وقت زیادی نیست
مرا با چشم های بسته از پل بگذران ای دوست
تو وقتی با منی، دیگر مرا بیم معادی نیست

سعید بیابانكی مدیر دفتر ترانه و سرود حوزه هنری نیز شعری كه برای شهید دكتر محمود رفیعی سروده بود را خواند كه به شرح زیر است.
دور تا دور حوض خانه ما
پوكه های گلوله گل داده است
پوكه های گلوله را آری
پدر از آسمان فرستاده است
عید آن سال، حوض خانۀ ما
گل نداد و گلوله باران شد
پدرم رفت و بعد هشت بهار
پوكه های گلوله گلدان شد
پدرم تكه تكه هر چه كه داشت
رفت همراه با عصاهایش
سال پنجاه و هفت چشمانش
سال هفتاد و پنج پاهایش
پدرم كنج جانماز خودش

بی نیاز از تمام خواهش ها
سندی بود و بایگانی شد
كنج بنیاد حفظ ارزش ها
روی این تخت رنگ و رو رفته
پدرم كوه بردباری بود
پدر مرد من به تنهایی
ادبیات پایداری بود ….

ناصر فیض مدیر دفتر طنز حوزه هنری شعر طنزی از كتاب “فیض بوك ” خود خواند.
سیاست را نمی خواهم نه از نزدیك و نه دورش

ندارد چون پدر،مادر نه آن جورش نه این جورش

دلی دارند خوش هر چند معذورین مآمورش

مرا هرگز دلی خوش نیست از مآمور و معذورش

سیاست جنگ بین عده ای سیاس اگر باشد

همین كافیست رو گردانم از هر چه سلحشورش

اگر ربطی ندارد با سیاست فی المثل، دریا

چه شد كه در ارومیه در آمد ناگهان شورش

نمی شد خشك و دریا داشت اینك دلبری می كرد

اگر كه آب را هرگز نمی كردند مجبورش

وطن یعنی همین جایی كه می نامد مرا دشمن

به جرم عشق ورزیدن به آن همواره، مزدورش!

فدای خاك پاكش می كنم این جان شیرین را

شود در كام من چون زهر اگر هم شهد انگورش

به طاووسش نمی بخشم اگر خواهد كسی از من

پری بخشم به ایشان در عوض از قمری كورش

كسی می گفت منظور تو را ما خوب فهمیدیم !

نمی دانم چه بود از اینكه با من گفت، منظورش

ولی من یك دعا خواندم، فرستادم ثوابش را

به روح پر فتوح والد مرحوم مغفورش

پس از آن مصرعی زیبا به یادم آمد از حافظ

«سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش»

یكی هم مثل من هرگز دعا خواندن نمی داند

نداند – من چه می دانم – یقینا نیست مقدورش

برای آنكه گاهی یك نفر طوری بد اقبال است

كه حتی ماهی مرده نمی افتد تهِ تورش

كه گاهی بی شراب تلخ هم با آن به هر صورت

بیاساید ز دنیا ساعتی را بی شر و شورش

كنون كه می رود هیزم شكن شب ها و می خوابد

نمی خوابد مگر قصاب هم با برق ساطورش!؟

سیاست چیز خوبی نیست مخصوصا در آن دوران

كه هركس زور می گوید به هركس می رسد زورش

سیاست گاه مانند زنی زیباست اما من

گذشتم از سر خیر سیاه و سبزه و بورش

نه از معذور آن دارم دلی خوش نه به هر علت

همان طوری كه گفتم از سیاست های مامورش
همچنین مریم ترنج فرزند مرحوم تیمور ترنج شاعر مطرح انقلاب اسلامی در این مراسم شعر سپیدی به پدرش تقدیم كرد و خواند.

شایان ذكر است آیین اختتامیه دومین ویژه برنامه «شب های شعر انقلاب» با شعرخوانی شاعران نام آشنای كشور به همت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و مجمع شاعران اهل بیت(ع) شنبه 5 بهمن ماه از ساعت 18 با حضور سید علی موسوی گرمارودی، حمید سبزواری، علی معلم، محمد علی مجاهدی، علی انسانی، یوسفعلی میرشكاك، غلامرضا سازگار، محمد علی بهمنی،  مصطفی محدثی، جواد محقق، سعید بیابانكی، علیرضا قزوه، مرتضی امیری اسفندقه، فاضل نظری، ناصر فیض و حمیدرضا شكارسری در فرهنگسرای اندیشه برگزار خواهد شد./ پایگاه خبری حوزه هنری

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

− 3 = 4