عمر کوتاه مدیریتی و نبود نظام نامه فرهنگی، آفات سینمای ایران/ فیلمساز با خدا معامله کند

به گزارش صبح هنر،نخستین جلسه سلسله نشست های آسیب شناسی جشنواره های سینمای ایران دوشنبه ساعت 18 در سینما فلسطین تهران برگزار شد. اولین جلسه نشت های  آسیب شناسی سینمای ایران در حالی آغاز شد که دبیران دو دوره پیشین جشنواره فجر با کمی تاخیر در سالن حاضر شدند. در ابتدای نشست مجری برنامه مهدی آذرپندار با این سوال جلسه را آغاز کرد که جشنواره های سینمایی ایرانی با چه ماحصلی تاکنون برگزار شده اند؟

خزایی  در ابتدا با اشاره به جشنواره عمار به عنوان جشنواره ای که پسوند مردمی بودن دارد گفت:  جشنوار های مردمی از جشنواره های دیگر جلوتر بوده است چه در حوزه نظم و چه حوزه های دیگر. چون مردم در هر حوزه ای وارد شدند جلوتر از دولت و ارگان های دولتی بوده اند. جشنواره عمار به نوعی گرته برداری  از دهه شصت است. همان طور که نسلی از بچه های دهه شصت با نمایش فیلم ها در مساجد به سینما علاقه مند شده بودند و به حوزه سینما وارد شدند امروز هم جشنواره عمار می خواهد در چنین راهی قدم بردارد. اما جشنواره عمار باید در کنار معرفی و پیدا کردن فیلم سازان جوان از آن ها حمایت کند و آن ها را وارد سینمای حرفه ای کند و نسلی را که دغدغه انقلابی دارند به سینما معرفی نماید.وی در پایان افزود: امیدواریم با این مسئولیت بزرگ جشنواره عمار بتواند موفقیتی در این زمینه بدست آورد.

در ادامه عباسیان با اشاره به این که سومین بار است در جشنواره فیلم عمار شرکت کرده و سال گذشته نیز از این جشنواره جایزه گرفته است افزود: ما جشنواره عمار را جشنواره خودمان می دانیم. اما تفاوت عمده ای بین جشنواره فجر و  جشنواره عمار وجود دارد. جشنواره عمار تکلیفش را با محتوای آثاری که می خواهد آن ها را بپذیرد و اکران کند مشخص کرده است. عمار قرار است جشنواره فیلم های حزب اللهی باشد طبیعتا طیف دیگری از آثار به این جشنواره راه پیدا نمی کنند. اما جشنواره فیلم فجر به عنوان مهم ترین جشنواره کشوری مسیر متفاوتی دارد. شما برای معرفی آقای خزایی از دبیری ایشان در جشنواره دوره سی ام اسم بردید در حالی که ایشان دبیر جشنواره های دیگر هم بوده است. به همین صورت توجهی که به جشنواره فجر می شود به جشنوار های دیگر نمی شود.من تقدین هم حتی فجر را سیب خوبی می دانند برای نقد کردن. فیلم های مشکل دار در جشنواره فجر زیر ذره بین می روند. در حالی که ممکن است تولیدات تلویزیون نکات مورد بحث  بیشتری داشته باشند اما حساسیت زیادی برای آنها درست نمی شود.

-شما می گویید جشنواره عمار تکلیفش با خودش مشخص است. آیا منظورتان این است که جشنواره های دیگر تکلیف شان با خودشان روشن نیست؟

عباسیان: جشنواره عمار از ابتدا چهارچوب محتوایی خودش را مشخص کرده است. جشنواره ای مثل فجر برشی از تولیدات سینمای ایران است. جشنواره طبیعتا محصولی ندارد. جشنواره محل عرضه محصولات است. عمار تکلیفش با محتوایی که به آن می رسد مشخص شده است. جشنواره فجر، سینمای حقیقت و فیلم کوتاه تهران جشنواره های مرجع در قالب خودشان هستند و قرار است برشی از تولبدات آن قالب باشند. آنها در زمینه موضوعی آثار را طبقه بندی نمی کنند. محور قضیه در فجر با جشنوار های موضوعی مثل عمار متفاوت است.

– آقای خزایی آیا جشنواره های داخلی باید محصولی داشته باشند؟ یا نه؟ آیا فجر باید صرفا یک حالت ویترینی باشد. یا ما باید بعد از جشنواره یک ماحصلی از فیلم های جشنواره داشته باشیم؟

خزائی: من از سال 75 جشنواره برگزار می کنم. هر وقت در ستاد دور هم می نشستیم می گفتیم ما بعد از جشنواره فجر مهم ترین جشنواره هستیم. در حالی که هیچ ارتباطی با جشنواره فجر نداشتیم و مدام خودمان را با فجر مقایسه می کردیم. اما وقتی بیشتر در این زمینه کار کردم فهمیدم کارکردهای هر جشنواره ای متفاوت است. اصلا قرار نیست ما مثل فجر بشویم اصلا قرار نیست که ما شبیه دیگران بشویم . فجر باید مسیر خودش را برود و عمار نیز باید در مسیری حرکت کند که ده سال بعد بتواند یکی از بهترین جشنواره ها در موضوع و چهارچوب خودش است. در دهه شصت کارکرد جشنواره فجر این بودکه سینمای انقلابی و ارزشی الگویی برای ول سینمای ایران در سال های بعد باشند. نکته مهم در مورد جشنواره فجر این است که از یک سال هایی کارکرد جشنواره فجر و نسبت آن با زمان برگزاری اش از دست رفت. تقریبا از چهارده پانزده سال پیش چنین اتفاقی رخ داد. از این سال به بعد در فجر بررسی سند مدیریت فرهنگی در حوزه سینما رخ می دهد و جوایز فجر در روند سینمایی ایران تاثیرگذار نیست.  جشنواره فیلم عمار، مقاومت، بسیج و … هدف دارند. و در زمینه محتوایی هدف گذاری شده اند. در عمار مضمون گرایی برای ما مهم است. اما در جشنواره فجر به گفته آقای عباسیان احتمالا محصولی ندارد و مهم نیست که ایا محصولی دارد یا نه. بلکه کارکردهای فرهنگی این جشنواره ها مشخص است.

– جشنواره های مختلفی در جهان وجود دارد که به سینمای خاصی  توجه ویژه ای دارند. مثلا جشنواره کن، برلین یا اسکار. ممکن است به فیلم های بیگ پروداکشن و آوانگارد و یا هنری توجه کنند. آیا وقتی شما دبیر بودید به روند خاصی توجه می کردید و سیاسیت خاصی داشتید؟

خزایی: ما همواره در جشنواره ها سیاست هایی داریم. اما ما نمی توانیم در فجر اگر کاری از نظر محتوایی قوی بود اما از نظر فرمی ضعیف بود جایزه بدهیم. همان طور که فیلمی که از چشم اندازهای انقلاب دور باشد نمی تواند در فجر جایزه بیاورد. در یک سال روزهای زندگی فیلم برگزیده می شود در سال گذشته. جشنواره ملی مثل فجر با  تمام نهادها و وزارت خانه ها و ارگان ها درارتباط است و آن ها از جشنواره خواسته هایی دارند. همچنین مردم نیز مطالباتی از جشنواره دارند. تمامی جشنواره ها سیاست هایی  دارند و برای آنها سیاستگذاری می شود. اما در ایران در دولت اصولگرا سیاسیت های اصولگرایی می آید و در دولت اصلاح طلب سیاست های مد نظر آنها اعمال می شود. شما به عنوان دبیر جشنواره باید ببینیند که خواسته متولیان فرهنگی در هر وقتی چه هست. این خود تناقضی در مقوله فرهنگی است. چطور ممکن است فیملی که چند سال پیش توقیف شده حالا بتواند بعد از چند سال در جشنواره بعدی شرکت کند. چطور می شود که فیلمی که در دوره اقای جعفری جلوه بد است در دوران آقای شمقدری خوب می شود. فیلمی که در دوره آقای شمقدری بد است در دوره آقای ایوبی خوب می شود؟ مسلما نظام که تغییر نکرده و انقلابی پیش نیامده است. شما در جشنواره فجر می بینید که دوستان مثال می زنند قرار است به آقای فلانی بها بدهیم.

بحث بحث نظام نامه فرهنگی کشور است. باید چنین نظام نامه ای داشته باشیم. وزارت ارشاد ما تبدیل به وزارت خانه ای شده  است که آدم تربیت می کند. از مهد کودک می آورد و در ادامه وقتی آن فرد با حوزه های فرهنگی کشور آشنا می شود و می تواند  کار انجام دهد او را بیرون می کنند. ما از یک طرف در مسائل فرهنگی تاکید بالا دستی داریم و از طرف دیگر می بینیم کسی مسئول فرهنگی در کشور می شود که اصلا آشنایی با مدیریت فرهنگی ندارد. شما سه سال من را می آورید من را تربیت می کنید و سپس وقتی من با الفبای مدیریت فرهنگی و شرایط آن آشنا می شوم من را کنار می گذارید.

– مصادیق سیاست های دوره ای را بیشتر توضیح می دهید؟

عباسیان: شما گفتید چرا فجر نمی تواند مثل کن جریان سازی داشته باشد. چرا جشنواره فیلم فجر نمی تواند در سینمای ایران جریان سازی داشته باشد؟ جشنواره فیلم فجر الان در تعریفش قرار نیست جریان ساز باشد. جشنواره فیلم فجر قرار است ویترین سینمای ایران باشد. قرار است بهترین آثار سینمای ایران در فجر بیاید و انتخاب این بهترین های هر دوره بسته به سیاست های آن زمان است. مشکل بزرگ ما در مدیریت فرهنگی کوتاه بودن دوران مدیریت است. در حوزه فرهنگ حداقل دوره مدیریت باید ده سال باشد. هیچ رئیس سینمایی در ایران در دو دهه گذشته بیشتر از چهارسال مدیر نبوده است. من فیلم ساز باید مطمئن باشم که این دبیر با این سیاست ها حداقل ده سال حضور دارد. در کن و برلین حداقل عمر مدیریتی برگزار کنندگان بیست سال است. در این چند سال اخیر به تکرار می بینیم که فیلم ساز فیلم می سازد اما چون با سیاست های  آن زمان با مانع  ممیزی روبرو می شود می گذارد تا یک دوره مدیریتی بگذرد و در دوره بعدی فیلمش را شرکت دهد. در مورد مصداق ها من مشخصا درباره دوره سی و یکم صحبت کنم. ما در این دوره سعی کردیم فیلم هایی که در شان انقلاب نباشند در جشنواه فجر راه ندهیم. این سیاست ما بود و ما خارج از این چهارچوب فیلمی را نپذیرفتیم. من به جرات می گویم که ما در دوره قبل فیلمی که با ارزش های انقلاب مغایر باشد نداشتیم.

– جشنواره سی و یکم که آقای عباسیان دبیر آن بودند با جشنواره شما متفاوت است. در حالی که هر دو در یک دوره مدیریتی برگزار شده اند. در جشنواره سی ام ظاهرا قرار بود فیلم هایی با مضامین حساس هم حضور داشته باشند مثلا خوابم می آد و روزهای زندگی هر دو در این سال موردتوجه قرار می گیرد؟ این نخ تسبیح بین فیلم روزهای زندگی و خوابم می آد چیست؟

خزایی: وقتی دبیر جشنواره فجر  دو ماه قبل از برگزاری جشنواره مشخص می شود نمی تواند در خصوص خروجی یک ساله سینمای ایران کاری انجام دهد. به این معنا که می بیند نود فیلمش با این مضمون ساخته شده و اکثرا مشکل دار است. یک وقت می توانید مثل آقای عباسیان فیلم ها را کنار بگذارید اما یک وقت است که می بینید خود دوستانی که  در شورای نظارت پروانه ساخت داده اند و یا در هیئت انتخاب هستند می خواهند یک سری فیلم ها حضور داشته باشند.  البته این یک سمت قضیه است و در سمت دیگر شما باید نگاهی هم به جریان خارج از کشور داشته باشید. چرا که باید در در مقابل رسانه های بیرون مرز که مدام از تعطیلی خانه سینما صحبت می کنند  بگویید که همه طیف ها در جشنواره حضور دارند و می آیند. بگذارید من خاطره ای بگویم که حقیقت هم دارد و رخ داده است. دوستی که به طور پیوسته در جشنواره های خارجی شرکت می کرد می گفت من از دبیر جشنواره کن پرسیدم چطور ممکن است در فرانسه تمام وزیرها عوض می شود اما شما همچنان در مسئولیت خود باقی هستید؟ می گفت من هر سال به وزارت خارجه دعوت می شوم و سیاست ها به من اعلام می شود. من هم با توجه به آن سیاست ها عمل می کنم. البته در سینمای ما نیز سیاست ها هست. اما جشنواره فجر به نظر من باید به نقش سال های پیشین اش برگردد.  امروز چه اتفاقی با گرفتن جایزه در فجر برای من رخ می دهد. آیا با گرفتن سیمرغ مسیر من برای گرفتن اکران عمومی و یا شرکت در جشنواره های دیگر سهل می شود؟ امروز با گرفتن جایزه در کن اکران جهانی فیلم شما به راحتی صورت می گیرد. اما در اکران داخلی حتی با گرفتن جایزه هم تکلیف تان روشن نیست.  اکثر کارگردانانی که سیمرغ می گیرند تا سه سال نمی توانند فیلم بسازند. نمونه اش برای آقای شیخ طادی رخ داد. یعنی نه تنها با جایزه گرفتن مسیر برای انان هموار نمی شود بلکه مشکلات بیشتری هم پیدا می کنند. نکته مهم این است که جشنواره فجر آیین نامه ندارد. بلکه بر اساس سلایق دبیر همه چیز می تواند تغییر کند. در سطوح مختلف جامعه این موضوع دیده می شود. دیروز سه کتاب توقیف شده و روز بعد می گویند این کتاب ها آزاد شده است. مسائل فرهنگی ما تحت تاثیر سیاست ها هستند. ما باید بدانیم که هنرمندان بلد هستند راه خودشان را پیدا کنند.

– موضوع دیگر این است که با وجود چنین طیف وسیعی از سلایق در هیئت داوران آیا جشنواره فجر می تواند سیاست های مد نظرش را  اعمال نماید؟

عباسیان: جشنواره فجر قرار است برشی از سینمای ایران باشد. همان طور که شما در بحث رسانه ای در بخش بین الملل چندان کاری انجام نمی دهید جشنواره هم نگاه بین المللی چندانی ندارد. در دوره گذشته جشنواره فجر به نظر من رسید که ورودی فیلم ها باید درست شود. داوران ما نیز باید وزن حرفه ای لازم را داشته باشند. اینکه دبیر خودش بیاید در انتخاب فیلم ها  اعمال نظر کند یک حرکت کمونیستی است. این نوع نگاه تحریمی در بعضی مدیرها وجود دارد. ما در دوره سی و یکم فجر بحران همکاری سینماگران را با برگزار کنندگان نیز داشتیم . به همین دلیل ما داورانی انتخاب کردیم که وزن آن­ ها به قدری باشد که کسی نتواند در رای آنان تردید کند. واقعا سخت ترین شغل دبیری جشنواره است. چون همه از ایشان انتظار دارند چه فیلم سازان، چه متولیان دولت و چه مردم.

دوستانی در دوره های پیشین به ما گفتند به هیچ عنوان ما با جشنواره فجر همکاری نمی کنیم. اما خدا را شکر وزن تولیدات هفت داور ما در دوره قبل با کل تولیدات دیگر سینمای از لحاظ تایمی برابری می کرد. باید به این نکته توجه کرد که در نهایت با رای دادن داوران آثار برگزیده انتخاب می شود.

دبیر دوره سی و یکم فجر ادامه داد: ما در مورد سینمایی صحبت می کنیم که باید مخاطب را نیز درگیر کند. در سینمای ایران ما آثار بسیار محتوا نگری داریم که به هیچ عنوان با استقبال عموم روبرو نمی شوند. چه در اکران و چه در پخش ویدئویی . به نظر بنده یک جمله در سریالی پر مخاطبتاثیرگذاریش  از بیانیه دادن در یک فیلم نود دقیقه ای بهتر است. اقبال عمومی به نظر من باید وجه غالبی باشد که مد نظر قرار می گیرد.

– آقای خزایی شما گفتید جشنواره فجر از مسیر اصلی خودش خارج شده است. چه اتفاقی در سال های اخیر رخ داده که جشنواره فجر از مسیر اصلی خودش دور شده است؟

-این اتفاق در سال های اخیر نبوده است در چهارده سال پیش این اتفاق رخ داده است. در سال های ابتدای انقلاب انتخاب یک فیلم ملاک سیاست های سینمایی در سال های بعد بود. اگر دبیری فیلمی را انتخاب می کرد کارگردان ها با توجه به آن نگاه  جلو می رفتند. در ان سال ها ما سینمای خصوصی نداشتیم.  اما در سال های اخیر فیلم ساز اصلا به جشنواره و جوایز توجهی ندارد. دغدغه خودش را می سازد.

خزایی در ادامه این سوال را مطرح کرد که  آیا اینکه مردم امروز به سینما نمی روند به دلیل تولید نشدن فیلم خوب است؟ و در جواب گفت: ما فیلم خوب داریم. حداقل ده پانزده فیلم خوب هر سال داریم. جنس فرهنگ و مخاطب و شرایط اجتماعی تغییر کرده است و نمی توان مینا شرایط ان زمان و الان مقایسه کرد. دوستی شش سال مدیریت فارابی که مدیریت کل تولیدات سینمای ایران است را برعهده داشته است و در کنار آن مدیریت جشنواره فجر را هم بر عهده داشته. این شخص می تواند سیاست گذاری کند.

وی در ادامه افزود: اگر مدیری چندین سال در مسئولیتش باقی بماند و آیین نامه اجرایی برای جشنواره داشته باشیم می توان امیدوار بود به اینکه فیلم سازها و فیلم ها به سیاست های فرهنگی توجه نشان بدهند. اگر نظام فرهنگی ما درست شود شاید بتوانیم به این مسیر برگردیم. در مورد فیلم های دفاع مقدسی ما می توانیم اعلام کنیم که در بخش اکران حمایت داریم و یا  برای تبلیغات چنین فیلم هایی کمک می نماییم. البته من نمی گویم چنین کاری جواب می دهد اما این هم یکی از گزینه های ماست.

– سال هایی بوده که دبیر جشنواره فجر خودش در بخش تولید نیز نقش داشته و برای مثال مدیریت سازمان فارابی را که تقریبا بخش اعظم تولیدات سینمای ما را در اختیار دارد برعهده داشته. چرا در این سال ها این جریان سازی رخ نداده است؟

عباسیان: ده سالی که آقای خزایی می فرمایند دوره آقای بهشتی بوده است. فیلم هایی که به جشنواره می آمد مشخصا تولید فارابی بود. در این سال ها نگاه صد در صد گلخانه ای در سینمای ما وجود داشت که در این فضا اصلا امکان رشد سینما وجود ندارد. به نظر من برگزار کننده جشنواره باید مستقل از تولید کننده فیلم های سینمایی باشد. ما اگر به دنبال محتوا هستیم باید به تولید توجه نماییم. در تولید است که می توانیم بر روی محتوا کنترل داشته باشیم. ما فیلمهایی داشته ایم که با توجه به محتوا و هزینه گزافی که برای آن ها شده باز هم نمی توانند مخاطب را جذب کنند.

-تناسب میان نظرات شما و جایزه هایی که در دوره شما داده شد چگونه است؟ مثلا در محتوایی ترین جایزه جشنواره فجر که فیلم نامه است در دوره شما قاعده تصادف برگزیده شد.

این که جایزه فیلم نامه به قاعده تصادف رسیده است نگاه داورها بوده است. این نگاه شماست که قاعده تصادف را خارج از آن چهارچوب های مدنظر می دانید و یا به نظرتان جایزه فیلم نامه مهم ترین جایزه محتوایی است. ممکن است اصلا بگوییم جایزه کارگردانی محتوا نگرتر است. بحث اصلی این است که ما اگر به دنبال محتوا هستیم باید در تولید تمرکز کنیم چون جشنواره قدم بعدی است. مثلا “قلاده های طلا” هم محتوای خوبی دارد و هم مخاطب را جذب کرده است.

عباسیان در ادامه صحبت هایش با اشاره به فروش نسخه های ویدئویی دو فیلم “ورود آقایان ممنوع” و “شکارچی شنبه” گفت: ورود آقایان ممنوع در پخش ویدئویی یک میلیون نسخه می فروشد اما شکارچی شنبه نتوانست بیست هزار نسخه هم بفروشد. ما نباید برای جلب نظر مسئولین و یا منتقدین فیلم بسازیم.

– وقتی نسبت تولیدات فیلم های ارزشی خیلی کم است نمی توان انتظار دیده شدن از آن ها داشت.

عباسیان: با توجه به فرمایشات حضرت آقا در دیدار با برگزار کنندگان جشنواره عمار در سال پیش ایشان به این نکته اشاره کردند که بچه حزب اللهی ها باید فیلم هایی بسازند که مخاطب داشته باشد. فیلم هایی که تمام طیف مخاطبان بتوانند از دیدن آن لذت ببرند. در واقع تنها نگاه محتوایی نمی تواند دغدغه ما باشد.

در ادامه نشست علی رویین تن که در جلسه حاضر بود رو به مجری جلسه به انتقاد نسبت به سیاست راه اندازی جشنواره عمار پرداخت. روئین تن حزب اللهی را فردی معرفی کرد که موهایش را بشکند و ریش بگذارد و مدام به زمین و زمان فحش بدهد. در نظر وی حزب اللهی نباید اعتراض کند و طلبکار باشد.

روئین تن در ادامه رو به مجری جلسه گفت که مردم در جشنواره شما کجایند؟ اینجا تنها خبرنگارها و ما هستیم. مردم کجایند؟ وی در جواب مجری که از او مصداقی برای تقسیم شدن مردم توسط جشنواره عمار را خواست به پوستر جشنواره اشاره کرد و گفت در پوستر جشنواره عمار هیچ زنی حضور ندارد! مجری، حاضرین و مهمانان به پوستر جشنواره اشاره کردند و مجری به روئین تن گفت: البته پوستری هست که خانم ها هم در آن حضور دارند.

 

مصطفی شاه کرمی از روزنامه جوان نیز با انتقاد از شخصی کردن موضوع نشست توسط روئین تن و مصادره به مطلوب کردن صحبت های آقا در جواب به روئین تن گفت: مشکل اول ما این است که می گوییم تعریف قالب فرهنگی را برای ما بگویید. کجای دنیا چنین چیزی تعریف شده است. ما همواره دنبال این بوده ایم که یک جای دنیا مثل آمریکا چیزی را تعریف کرده باشند و بعد ما برند سازی انجام دهیم. فرهنگ ما را قرار نیست جشنواره کن و فلان جای دیگر تعریف کند فرهنگ ما هزار و چهارصد سال پیش تعریف شده است. فرهنگ ما ارزش های دینی، باورها و تمدن مان است. اسرائیل مقابل شکارچی شنبه موضع می گیرد اما در مقابل ورود آقایان ممنوع هیچ جبهه ای وجود ندارد. شکارچی شنبه استراتژی نظام جمهوری را در یک فیلم نشان می دهد. ایشان می گویند مردم را به ما نشان دهید. متاسفانه ما تهرانیزه شده ایم. در حالی که مردم اتفاقا در بیرون از تهران هستند. جریان ارزشی و مردم در بیرون از تهران و در روستاها هستند. در آخر هم باید یگویم بچه حزب اللهی بودن فقط ریش گذاشتن نیست. حزب اللهی بودن به خروجی تفکر ما بستگی دارد. صاحب انقلاب ما پابرهنه ها هستند. لطفا کسانی را که دین شان را در خانه هایشان پنهان کرده اند حزب اللهی و ارزشی ننامیم.

عباسیان بعد از صحبت های شاه کرمی گفت: من به آقای شیخ طادی توهینی نکردم. من خودم مستند بحرانی با نام قانا را ساختم که در جشنواره های متعددی جایزه گرفته. منظور من این بود که باید فیلم هایی با محتوای خوب بسازیم که مخاطبان را نیز جذب کند.

خزائی نیز در ادامه بیان کرد: باید فیلم هایی بسازیم که طیف های مختلف بتوانند از فیلم ما استفاده نمایند. مانند کارهای آوینی که تمام طیف ها آن ها را می دیدند. فیلم سازان ما باید معامله شان را با خدا بکنند و دیگر نگران چپ و راست نباشید. ما نباید با واژه حزب اللهی دنبال منافع خودمان باشیم. این جشنواره اگر با خلوص نیت شکل نگرفته بود نمی توانست تاثیر گذار باشد. اگر خزائی را به خاطر تهیه کننده “قلاده های طلا” بودن در یک زمان کنار بگذاریم یا زمان دیگری او را تحویل بگیریم این تاثیری نخواهد داشت. آن هم در صورتی که با خدا معامله کرده باشیم.  آقا برای تشییع جنازه شهید آوینی رفت در حالی که برای هیچ هنرمند دیگری چنین کاری انجام نشده  است.

عباسیان هم در پایان با تشکر از برگزاری جلسات ابراز امیدواری کرد جشنواره عمار روند رو به رشد خود را ادامه بدهد./ عمار فیلم

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

− 1 = 1