فردا همیشه عاشوراست…

بخاطر” انگشتری سوم خاتم” دوستت دارند

تمام سرخ پرچمانی

که بر مزارش نشسته اند

“یالثارات الحسین”

گریه می کنم

چیزی نیست

رسیده ام به قسمت حساس روضه

سرم درد می کند

از بس

سرش را بریده اند

کاش شعری بخوانی

یا اصلا به بام بروی

و اذان بگویی

اینها به مسلمانی ات شک دارند

من حتم دارم

گلوی بریده ی تو

چیز گران قیمتی ست

اول موهایت را سپید می کنند

بعد دلت را خرد می کنند

بعد سرت را می برند

این دستهای رفته در کاسه ی بی حرمتی!

اینروزها فحش جاذبه دارد

پسران به پدران فحش می دهند

و پدران پسران را فقط نگاه می کنند

و بعد

فحش ها را می گذارند یک گوشه از دلشان

و برای دهان های آب نکشیده دعا می کنند

سحر بخیر استاد!

امروز دوم صفر است

کاش ما را ببری به رویت لبخند عید قربان!

ببینیم نفس را چگونه سر می برند؟

خویش را چگونه قربانی می کنند؟

و اصلا چگونه حاجی میشوند ملت؟

بیچاره گوسفندها

که هی می میرند و ما آدم نمی شویم!

دلم شور می زند

“این مردمان غریبه نبودند ای پدر …”

می دانم!

“با کاروان نیزه” ات، تیر می کشد

با کاروان نیزه ات

چهارده پاره ی در خون تپیده است

که بر مظلومیت حسین

گریه می کند

با کاروان نیزه ات زخمی هزار شام ِ صبح ندیده است

بی خیال این حرف ها استاد!

این زخم ها ذخیره ی آخرتت باشد …

تو را هجوم گریه ها به بهشت می برند

دیگر مهم نیست

که این روضه ها

بوی سیب می دهند

یا بوی سر بریده

دیگر مهم نیست

که تو را فحش می دهند

یا حلوا

مهم شعرهای توست

که طعم چای حسینیه می دهند

مهم حدیث امام صادق است

و کربلایی که وسیع می شود

مهم ” انگشتری سوم خاتم ” است

و زلف هایی که در باد ورق می خورند

/

فردا روز عجیبی ست

و من به یوم الحسرت اعتقاد عجیب تری دارم

به پشت بام می رویم

و هفتاد مرتبه استغفار می کنیم

شاید … به پشت بام بروند

و هفتاد مرتبه استغفار کنند…

” استغفرالله ربی و اتوب الیه “

فردا همیشه عاشوراست…

 _____________________________________

سحرگاه 14 آذر…دوم صفر

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

49 − = 46