قیصر، پرچمدار شعر انقلاب

۲۹۶۴_orig

حرف زدن درباره قیصر امین‌پور بسیار مشکل است، چراکه او هم شاعر خوبی و هم انسان وارسته‌ای بود. جمع شدن چندین و چند نمونه از صفات و خصلت‌های خوب در یکجا خیلی مسئله آسانی نیست. بنده فکر می‌کنم علاقه‌ای که جوان‌ها به قیصر دارند به ویژه کسانی که او را دیده بودند معلول تجمع همین خصائص در او بود. از طرفی هم قیصر دغدغه همه افراد را داشت. یک دوست افغانی دارم که می‌گفت به جلسه‌ای که قیصر امین‌پور آن را اداره می‌کرد رفت و آمد داشتم. آن ایام همزمان با بارندگی برف و باران فصل زمستان بود و چون کفشم سوراخ بود جوراب و پاهایم خیس شده بود. به همین دلیل آنها را از پایم درآوردم تا داخلشان را کمی خشک کنم. روز بعد که دوباره به این جلسه رفتم قیصر یک هدیه‌ای به من داد، وقتی آن را باز کردم دیدم یک جفت کفش نو است و فهمیدم که او روز گذشته متوجه اوضاع و احوال من شده است. این یک نمونه از دغدغه‌ها و توجه قیصر به دیگران و اطرافیانش بود. کسانی که قیصر را از نزدیک دیده‌اند احتمالاً بارها شاهد تکرار چنین اتفاقاتی بوده‌اند و کسانی هم که موفق به دیدارش نشده‌اند از دور می‌توانند مغناطیس نجابت و دغدغه او را احساس بکنند.

همین دیروز (سه‌شنبه) که در گتوند و سر مزار او رفته بودم پدر قیصر امین پور را ملاقات کردم و انگار این نجابت برای آنها یک خصلت خانوادگی است و به تعبیر دوست عزیزم علیرضا قزوه که ایشان هم آنجا بود و گفت: نگاه پدر دقیقاً همانند نگاه پسر است! یک مرد جنوبی و خوزستانی اصیل، دلچسب و باورمند به نحوی که انگار در کنار قیصر ایستاده بودیم! من گمان می‌کنم که جنس قیصر با خیلی از شعرایی که می‌شناسیم متفاوت است.

قیصر و دوستانش در دوره‌ای شروع به کار کردند که شعر انقلاب پرواز نداشت و به نوعی سنگ‌بنای شعر بعد از انقلاب را گذاشتند. چهره‌هایی که به این عرصه آمدند و جلساتی که منجر به تشکیل حوزه هنری شد همین افراد بودند و در سال‌های دفاع مقدس به فریاد ادبیات انقلاب و ادبیات دفاع‌مقدس رسیدند. اولین نمونه‌هایی که در این حوزه مشاهده می‌شوند و در هنگامی که نیاز به تهییج و شرح مظلومیت با هر زبان هست خب کسانی مثل سلمان هراتی، سیدحسن حسینی و قیصر امین‌پور کم‌فروشی نمی‌کنند.

تمام توانشان را مصروف این دوران می‌دارند از سرودن نوحه توسط سید حسن که اگر کسانی نوحه‌های او را بخوانند قطعاً حیرت خواهند کرد (می‌روم مادر که اینک کربلا…) از اینکه او چنین اشعاری نیز داشته است. قیصر هم به همین ترتیب و بلکه در همه عوالم شعری کارهای زیادی دارد؛ مثلاً در شعر و کار بلند «می‌خواهم شعری برای جنگ بگویم» واقعاً چهره جدیدی را در زمان خودش از جنگ ترسیم کرد. گمان می‌کنم که این آدم همپای اتفاقات انقلاب و جنگ پیش آمد و این حرکت بعد از جنگ هم ادامه پیدا می‌کند. بعد از جنگ یکی از مهم‌ترین کارهای ایشان مربوط به تربیت نسل جدید شاعران انقلاب است که آن را بسیار جدی دنبال می‌کرد. دورانی که قیصر در حوزه هنری بود و زمانی که دفتر شعر جوان تشکیل شد این آدم‌هایی که در شعر ما صاحبنام هستند، نام‌هایی که محترمند و هر کدامشان سری بین‌سرها هستند اغلب از همین جلسات انجمن شعر جوان عبور کرده‌اند و با قیصر روزها و ماه‌ها و زمان‌های زیادی را گذرانده‌اند.

نکته دیگری که درباره قیصر امین‌پور می‌توان به آن اشاره کرد و نباید ناگفته بماند اینکه قیصر به حوزه ادبیات کودک و نوجوان هم توجه ویژه و وافری داشت. شما ملاحظه کنید اغلب بچه‌هایی که در حوزه شعر انقلاب کار کرده‌اند و صاحبنام نیز هستند، عنایتی به حوزه ادبیات کودک ندارند. اما قیصر و سلمان هراتی در این زمینه دو استثنا محسوب می‌شوند و ضمن تلاش و اثر‌آفرینی دیگران را نیز برای ورود به این عرصه مورد تشویق و ترغیب قرار می‌دادند. مهم‌تر از همه اگر نگوییم نخستین باید گفت قیصر امین‌پور در عداد و شمار نخستین شعرایی بود که در قالب شعر نیمایی «شعر نوجوان» را سرود.

امروز واقعاً تاثیر این مرد بر ادبیات فارسی غیر قابل انکار است. شما اگر به خارج از کشور بروید، در بین آثاری که از شعر فارسی ترجمه شده‌اند، مشاهده می‌کنید که بی‌تردید یکی از آنها مربوط به آثار قیصر امین‌پور است. در حوزه شعر انقلاب، قیصر پرچمدار بود و به شکلی می‌توان او را صاحب نسق دانست چراکه کار او از حوزه تأثیر فراتر رفته و به نوعی بنیانگذار بود. امروز که ما با هم صحبت می‌کنیم سال‌هاست که قیصر درگذشته است و از نظر ظاهر نشانه‌ای ندارد و کمتر از دیگران نام او برده می‌شود اما به رغم همه این مسائل میزان محبوبیت او نه تنها کم نشده بلکه بسیار بیشتر از قبل هم شده است. در نمایشگاه‌های کتاب که هر ساله برپا می‌شوند ما شاهد این هستیم که شمارگان و تعدد چاپ آثار او با رشد قابل توجهی مواجه بوده است. همه اینها به ما نشان می‌دهد که اقبال به این آدم به خاطر مؤلفه و شاخصه‌های اخلاقی و کیفیت آثارش، روز به روز بیشتر می‌شود.

یادداشت از محمدحسین جعفریان

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

− 7 = 2