من لال جلوه های توام

ماهی که رفته ازقدمش ردگذاشته ست
امواج رابه سجده،مقیدگذاشته ست

دنیابه یک تکامل وضعی رسیده است
تاپا به یک تواضع بی حدگذاشته ست

خواهدشکافت باقلمش نیل علم را
آن که جبین برآیت سرمدگذاشته ست

پااز جهان خویش فراترگذاشتن
شوری که گام های تو درمد گذاشته ست

هنگام خلق خلق تو وخوی تو خدا
آیینه روبه روی محمد گذاشته ست

حکمت درابتدای زبان بلیغ تو
شایدهزار راز زبانزد گذاشته ست

بااین مقدمه به مزارت نمی رسم
دنیامگربرای تو مرقد گذاشته ست؟

من لال جلوه های توام،دردهان من
این شعررانگاه تو شاید گذاشته ست

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

20 − = 18