نامه ای از علی رضا قزوه به رییس محترم اتحادیه ی پنچرگیران غرب کشور

رییس محترم اتحادیه پنچرگیران غرب کشور!
با سلام. من یک شاعر هستم. حدود چهل کتاب شعر و تحقیق ادبی دارم. در کتاب های درسی دانش آموزان هم نمونه شعر و نثرم چاپ شده. نامه ای که برایتان می نویسم به خاطر بیماری یکی از شاعران انقلاب است که از قضا شاعر معاصر هم هست. دفترچه بیمه ی این شاعر که شش سال است در کما به سر می برد تمام شده و ما شاعران مثل شما اتحادیه نداریم.

راستش یک انجمنی داریم به نام شاعران که آنها بیشتر تو کار دستبند سبز هستند و می گویند ما اینجییو هستیم – گمانم معنی اش یک چیزی در مایه ی سی ان جی یا گاز بی بخار یا در همین حدودها باشد . لذا هر کاری که مربوط به شاعران باشد و پیگیری داشته باشد و وقت بر باشد آنها کاری نمی توانند بکنند . البته از حق هم نگذریم که آنها هر وقت کسی می میرد به مراسم ختمش می روند و بلند بلند اعلی الله مقامه می گویند. یک کار دیگر هم می کنند که هر سال شب یلدا کرسی می گذارند و هندوانه می خرند و قلیان می آورند و عکسش را در فیس بوک می زنند.تازه آنها اگر زیاد اصرار کنیم که این وظیفه شماست از شاعران شکایت هم می کنند و در فیس بوک به طور اختصاصی فحش هم می دهند . می گویند از دست ما همین برمی آید.

لذا عاجزانه از شما خواهش می کنیم که بزرگواری کنید و این یک مورد را به خاطر خدا شما انجام بدهید. این شاعر بنده ی خدا از اهالی غرب کشور حدود سرپل ذهاب است و ثواب دارد و جای دوری نمی رود. بعدا خودمان یک جوری از خجالت شما در می آییم.

کلمات کلیدی: خانه ی شکایت از شاعران معاصر- شب یلدا- لایک و فیس بوک- اعلی الله مقامه- من بودم و نیما – هندوانه – پادافره- بادابادامبارک بادا… دفترچه ی بیمه- اینجیو با طعم سی ان جی…

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

− 4 = 3